عنوان :
سنتز و بهينه سازي ذرات نانوساختار هيدروكسي آپاتيت مزوپور و بررسي جذب و رهايش دارو
نويسنده اصلي :
ليلا بختياري
مقطع تحصيلي :
دكتري
چكيده :
چكيده در درمان بيماري هاي استخوان و ضايعات استخواني از قبيل ضربه، تغييرات ناشي از حضور تومور و ديگر نقص هاي اسكلتي، وجود منبع ميزبان(استخوان خود فرد) در ترميم آن بسيار محدود است. محققان در سه دهه اخير تلاش هايزيادي را به عنوان حامل هايي قابل تزريق براي درمان بعضي بيماري هاي استخواني و غضروفي معرفيكرده اند. با توجه به شباهت شيميايي و مورفولوژيكيهيدروكسي آپاتيت به استخوان در اين پژوهش از اين بيوماده در شكل مزوپوربه عنوان سيستم دارورسان استفاده شده است. با مرور كارهاي انجام شده در خصوص سنتز هيدروكسي آپاتيت (نانو و مزو)، هنوز يك روش قابل اطمينان در سنتز مزوپور هيدروكسي آپاتيت ارائه نشده است. مشكلات رايج در سنتز عبارتند از: توده اي شدن ذرات ، عدم كنترل دقيق شكل و اندازه ذرات، تخلخل كم، عدم پايداري فاز مزو بعد از كلسيناسيون، نظم پايين و .... به نظر مي رسد استفاده از عوامل فاصله انداز در كمك به افزايش حجم تخلخل ها و افزايش قابليت ذخيره دارو و رهايش آن مفيد باشد. در اين پژوهش از فاصله انداز 1-دودكانتيول همراه با ماده فعال سطحي كاتيوني ستيل تري متيل برمايد (سي تب) و سپس اتصال پيش ماده هيدروكسي آپاتيتروي آن، برايكنترل مزوساختاري با حجم بالاي تخلخل و سطح ويژه استفاده شده است. به اين منظور نمونه هايي در دماهاي متفاوت و با ميزان متفاوت ماده فاصله انداز سنتز شدند. بررسي نتايج آزمون هاي انجام شده روي نمونه ها نشان داد pH مايسلي شدن، ميزان ماده فاصله انداز و دماي سنتز از عوامل مهم در تغيير خصوصيات تخلخل ها هستند بگونه اي كه افزايش نسبت جرمي فاصله انداز 1-دودكانتيول به ماده فعال سطحي سي تب از 11/2 به 33/6 در يكpH ثابت و دماي ثابت، افزايش قطر تخلخل از حدود 2 نانومتر به 78 نانومتررا به دنبال داشت. به علاوه اين افزايش ماده فاصله انداز همراه با تغييرات ساختاري در شكل و مورفولوژي ذرات به دليل تغيير در فاكتور فشردگي مايسل هم مي شوند، بگونه اي كه باافزايش نسبت R(نسبت جرمي فاصله انداز 1-دودكانتيول به ماده فعال سطحي سي تب) از 11/2 به 33/6 در هر سه دماي سنتز مواجه با كاهش شعاع انحنـاي مايسل بوده ايم و از مورفولوژي ميله اي شكل به مورفولوژي كروي و فومي نزديك شده ايم. از نتايج آزمون هاي نمونه هاي متـــفاوت، نمونه R2-80(نمونه سنتــز شده در دماي °C80 با نسبت جرمي فاصــله انداز 1-دودكانتيول به ماده فعال سطحي سي تب 11/2) با بالاترين حجم تخلخل(Cm3/g 97/0) و سطح ويـــــژه حدودm2/g 47/101به عنوان نمونه بهينه جهت بارگيري داروي ديكلوفناك سديم و ارزيابي رهايش آن انتخاب شد. خصوصيات تخلخلي اين نمونه نتايج بهتري را نسبت به كارهاي انجام شده تاكنون نشان داد (حجم تخلخل Cm3/g 97/0). نتايج آزمون هاي انتخاب عوامل موثر در بارگيري دارو با استفاده از داروي ديكلوفناك سديم به عنوان مدل دارويي، نسبت دارو به حامل، زمان بارگيري و محيط (حلال) را به عنوان عوامل موثر در بارگيري دارو در ذرات مزوپور هيدروكسي آپاتيت مشخص كردند. بعد از اعمال نتايج آزمون هاي طراحي آزمايش، نمونه بهينه با 39% بارگيري دارو حاصل شد. نتايج كينتيك جذب دارو با مدل شبه مرتبه دوم منطبق شد كه اين مدل مختص مواد متخلخل مي باشد. عامل كنترل كننده سرعت جذب دارو در سطح نانوذرات هيدروكسي آپاتيت، واكنش بين دارو و هيدروكسي آپاتيت در مكان هاي فعال سطحي هيدروكسي آپاتيت مي باشد. حدود 85% از دارو بعد از 3 روز در آزمون رهاسازي دارو از نانوذرات حاوي دارو آزاد شد. اين در حالياست كه در حالت عدم حضور نانوذرات، دارو بعد از 35 دقيقه از غشاي دياليز خارج شدند. به اين ترتيب غلظت دارو در سرم خون ثابت مانده و به علاوه تعداد دفعات مصرف دارو كاهش و عوارض ناشي از مصرف مكرر دوزها نيز كاهش خواهد يافت. نتايج كينتيك آزادسازي دارو، الگوي هيگوشي را براي آزادسازي داروي ديكلوفناك سديم از نانوذرات مزوپور هيدروكسي آپاتيت پيش بيني نمود. واژه‌هاي كليدي:مزوپور، هيدروكسي آپاتيت، نانوذرات، فاصله انداز، سي تب، رهايش دارو
شماره ركورد :
100312
دانشگاه :
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور :
دكتر محمد عرفان - دكتر محمدعلي شگرگزار
رشته تحصيلي :
سراميك
استاد راهنما :
دكتر حميدرضا رضايي - دكتر جعفر جوادپور
نسخه ديجيتال :
دارد
آدرس اينترنتي :
لينک به اين مدرک :

بازگشت