عنوان :
خوانش معنا از منظر روايت:درآمدي بر شناخت مفهوم روايت و جايگاه آندر ايجاد معناي مكان
نويسنده اصلي :
زهرا بخشايي
مقطع تحصيلي :
كارشناسي ارشد
چكيده :
چكيده مفهوم روايت، دانش روايت¬شناسي و نظريه¬ي روايت، مباحثي با منشاء ادبي هستند كه در سال¬هاي اخير در حوزه¬ي علوم انساني رشد كرده و تحت تاثير نظريات اين حوزه به ويژه شاخه¬هاي علوم اجتماعي، روانشناسي و حوزه¬ي رسانه، مورد توجه نظريه¬پردازان و طراحان در زمينه¬ي طراحي محيط مصنوع قرار گرفته¬ اند. اهميت رو به گسترش نظريات روايي در مطالعات و طراحي محيطي در كنار تعدد و تنوع زمينه-هاي كاربرد اين مفهوم و نيز فقدان چارچوب¬هاي نظري وكاربردي مشخص براي روشن كردن جايگاه مباحث روايي در زمينه¬ي مطالعه و طراحي محيط، اين پژوهش را بر آن داشت تا با يك جست¬وجوي كل-نگر و تحليلي نسبت به زمينه¬هاي موجود، چگونگي ارتباط و كاربرد مفهوم روايت را نسبت به مكان به عنوان فضاي در بردارنده¬ي معنا تبيين كند. چارچوب مفهومي به دست آمده، نشان مي¬دهد روايت مي¬تواند به صورت يك ابزار بازنمايانه براي بازنمايي يك معناي داستاني و تمثيلي در مكان و يا بازنمايي يك محتواي معنايي و مفهومي در ساختار كالبدي- فعاليتي مكان به كار گرفته شود. اين ابزار بازنمايانه براي توصيف و شناخت محتواي معنايي شكل¬گرفته در طول زمان در رابطه با كالبد، تجارب انساني و اتفاقات رويداده در مكان نيز به كار مي¬رود. در اين¬جا روايت چارچوبي است براي توصيف و شناخت روح و حسي كه در اثر در نظر گرفتن لايه¬ي زمان به مكان اضافه مي¬شود. علاوه بر اين، روايت¬گري يك كنش معناساز است كه مردم از آن در فرآيند معنادهي به تجارب خود از مكان استفاده مي¬كنند و با استفاده از آن به عنوان يك شيوه¬ي شناختي مكان را به عنوان يك واقعيت بيروني معني مي¬كنند. روايات حاصل از اين كنش در قالب روشي تحليلي براي بررسي معاني مكان و چگونگي ارتباط مردم با مكان مورد بررسي قرار مي¬گيرند. ارتباطات ذكر شده به علت درهم¬تنيدگي و ارتباط متقابل با يكديگر و با ويژگي¬هاي مكان بافتي روايي را شكل مي¬دهند كه توضيح دهنده¬ و دربردارنده¬ي بخشي از معناي مكان در رابطه با تجارب انساني و طول زمان در بستري فرهنگي است. در راستاي شناخت و كاربرد اين بافت روايي در فرآيند طراحانه، يكي از مهم¬ترين وجوه آن يعني وجوه روايي بياني مكان كه توضيح دهنده¬ي چگونگي شكل¬گيري معناي مكان در رابطه با تجارب انساني است مورد توجه قرار گرفت. با توجه به فقدان روش¬شناسي كاربردي مشخص در حوزه¬ي شهرسازي، تلاش شد تا روش¬ شناخت و تحليل روايت¬هاي مردم، پتانسيل¬ها و جايگاه آن در رابطه با بعد ادراكي فضاهاي شهري در قالب مطالعه¬ي روش شناسانه و نيز به صورت عملي در رابطه با يك نمونه-ي موردي تبيين شود. كاربرد روش تحليل روايت به منظور شناخت معاني و تصوير ذهني مردم از برج ميلاد در دو محله¬ي نزديك به آن، نشان¬دهنده¬ي اين است كه اين روش به عنوان يك روش تفسيري با فراهم كردن داده¬هاي توصيفي جهت دست¬يابي به معاني مكان، مي¬تواند روابط معنايي توضيح دهنده¬ي معناي يك مكان را منطبق با ويژگي¬هاي زمينه¬ي مورد بررسي ترسيم كند و نيز ميزان روايتمندي و تصورپذيري يك مكان را در رابطه با تجارب روزمره¬ي مردم مشخص كند. كلمات كليدي: روايت، داستان، معناي مكان، تجربه¬، بافت روايي، تحليل روايت، مفاهيم توصيفي، برج ميلاد
شماره ركورد :
184000
دانشگاه :
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي :
معماري و شهرسازي گرايش طراحي شهري
استاد راهنما :
دكتر مهران علي¬الحسابي
آدرس اينترنتي :
لينک به اين مدرک :

بازگشت