عنوان
بررسي خستگي و ساعت كار روزانه و ارتباط آن با تجربه تصادف در رانندگان تاكسي شهر رشت در سال 1399
محل تحصيل
رشت
چكيده
چكيده
مقدمه: افراد داراي شغل رانندگي در برابر حوادث رانندگي آسيب پذير هستند. خستگي رانندگان به عنوان مشكلي در دنياي مدرن، توجه روزافزوني را به خود جلب كرده است. رانندگان تاكسي در سراسر جهان اغلب ساعات رانندگي بسيار طولاني دارند و خستگي مداوم را تجربه ميكنند. خستگي شديد روي انگيزه ايمني رانندگان تاكسي تاثيرگذار مي باشد. يعني خستگي راننده انگيزه او را براي رعايت اصول ايمني در رانندگي كم مي كند. با اين حال، عوامل كليدي كه رانندگان تاكسي در معرض خطر تصادف مربوط به خستگي زياد/كم را از هم متمايز ميكنند، در گيلان نامشخص هستند. بنابراين مطالعه حاضر با هدف تعيين ميزان خستگي در رانندگان تاكسي شهر رشت و ارتباط آن با تجربه تصادف آن ها انجام مي شود.
روش اجرا: مطالعه پيش رو يك مطالعه كمي با يك طرح تحليلي- مقطعي است. رانندگان از طريق نمونه گيري در دسترس انتخاب مي شوند. بدين ترتيب كه بعد از اخذ كد اخلاق از معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي گيلان پژوهشگر كه دو دانشجوي پزشكي آموزش ديده هستند به اتحاديه تاكسيراني گيلان مراجعه نموده و با در نظر گرفتن معيارهاي ورود به مطالعه اقدام به توزيع پرسشنامه و جمع آوري اطلاعات خواهند نمود.
نتايج: در اين مطالعه 400 نفر مورد بررسي قرار گرفتند. ميانگين سني افراد10.43 ±51.40 سال بود كه كمترين سن در افراد 26 سال و بيشترين سن 75 سال بود. 13 نفر (3.3%) مجرد بودند و بقيه افراد متاهل بودند و فقط 9 نفر (2.3%) بي سواد بودند. ميانگين قد و وزن به ترتيب 8.68±172.55 و 14.68± 80.75 بود. 110 نفر (27.5%) از افراد سيگاري بودند و همچنين 11 نفر (2.8%) مصرف الكل داشتند. 304 نفر هيچگونه سابقه بيماري زمينه اي نداشتند. ميانگين تجربه در رانندگي در افراد مورد مطالعه 9.73± 16.80سال بود. بيشترين احساس خستگي در حين كار در ساعت 15 و 51 دقيقه بود. 40.8% ميزان خستگي متوسط داشتند. ميزان خستگي رانندگان با مصرف الكل ارتباط مستقيم و معني داري داشت (P=0.048, OR=3.43, 95%CI 1.01-11.62). بين ميزان خستگي و مصرف سيگار، متاهل بودن و ميزان تجربه ارتباط معني دار و معكوس وجود داشت (P<0.05, OR<1). كيفيت زندگي رانندگان با مصرف سيگار، سطح تحصيلات ارتباط مستقيم و معني داري داشت (P<0.05, IRR>1). بين ميزان كيفيت زندگي و سن ارتباط معني دار و معكوس وجود داشت (P<0.0001, IRR=1.43). اكثريت آن ها تصادف سال قبل خود را از نوع خسارتي توصيف نموده بودند. دفعات تصادف در يك سال گذشته با سطح تحصيلات ليسانس و ميزان تجربه ارتباط مستقيم و معني داري داشت (P<0.05, IRR>1). بين دفعات تصادف در يك سال گذشته با ميزان كيفيت زندگي و زمان شروع به كار ارتباط معني دار و معكوس وجود داشت (P<0.05, IRR<1).
نتيجه¬گيري: تمهيداتي در جهت كاهش ساعات كاري اين رانندگان بايد فراهم شود. با توجه به نامناسب بودن بعضي از روش هاي رفع خستگي مثل نوشيدن الكل و چاي و قهوه بنظر ميرسد نياز است روش هاي مناسب رفع خستگي به رانندگان آموزش داده شود. كيفيت زندگي اين رانندگان از حد متوسط پايين تر بود. بدليل وجود ارتباط بين كيفيت زندگي و دفعات تصادف در سال گذشته، نياز به حمايت از اين گروه در جهت بهبود كيفيت زندگي بخصوص در رانندگان مسن تر وجود دارد.
كلمات كليدي: خستگي، راننده تاكسي، تصادف، ساعات كار
شماره ركورد
176608
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان