عنوان
مدلسازي عوامل موفقيت در پروژههاي ساخت با در نظرگيري اندركنش بين آنان
نويسنده اصلي
يوسف صدقي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
چكيده
صنعت ساخت بهعنوان يكي از مهمترين صنايع در اقتصاد هر جامعه مطرح ميگردد؛ كه تقريباً با تمامي شاخههاي فعاليتهاي انساني در ارتباط است. متأسفانه، ماهيت پيچيده، عدم قطعيتهاي فراوان و پويايي اكثر پروژههاي ساخت، حتي براي بهترين مديران پروژه، مشكلات و دشواريهايي را خلق ميگرداند و آنها را با چالشهاي فراواني دررسيدن به خروجيهاي موفقيتآميز در اين پروژهها روبهرو ميگرداند.
موفقيت پروژه همواره بهعنوان يك هدف نهايي براي هر پروژهاي مطرح ميگردد. اگرچه اين مفهوم معاني مختلفي در بين افراد متفاوت دارد.
در ادبيات حوزه ساخت، بر اساس مرور مقالات ميتوان گفت، به نظر نميرسد يك تعريف جهاني مورد تائيد يا يك ارزيابي واحد از موفقيت پروژه وجود داشته باشد. تنها مسئلهاي كه به نظر ميآيد اين است كه موفقيت پروژه مفهومي بسيار پيچيده و پوياست كه نميتوان آن را با يك آزمودن ساده شبيه به آزمودن اسلامپ مخلوط بتن اندازهگيري و ارزيابي نمود.
موفقيت ميتواند از جنبههاي مختلفي بررسي گردد كه بستگي به اهداف مختلفي دارد كه وابسته به المانهاي متفاوتي شامل، امور فني، مالي، آموزشي، اجتماعي و مسائل حرفهاي است. شناسايي عوامل ضروري موفقيت بهعنوان كليد دستيابي به موفقيت در پروژهها بهحساب ميآيد كه قطعاً براي اينكه يك مدير خاص بتواند به اهدافش دست يابد موردنياز است. عملكرد پروژه تحت تأثير عوامل مختلف زيادي است كه تعدادي از آنها بيش از ديگر عوامل، در موفقيت پروژه تأثيرگذارند. معيارهاي موفقيت و عوامل ضروري موفقيت دو كلمهي كليدي مهم هستند كه در شاخص پروژه و مديريت پروژه مورداستفاده قرار ميگيرند.
با توجه به ادبيات حوزهي ساخت، به اين نتيجه ميرسيم كه باوجوداينكه مطالعات بسيار زيادي پيرامون شناسايي و رتبهبندي عوامل ضروري موفقيت صورت گرفته است، اما هيچيك از آنها به در نظرگيري اندركنش بين اين عوامل نپرداختهاند، درصورتيكه اندركنش بين عوامل موفقيت، حداقل اهميتي برابر با خود عوامل در دستيابي به موفقيت را دارا هستند.
در اين تحقيق با مدلسازي عوامل مختلف موفقيت در پروژههاي راهسازي اعم از ساخت راه، پل و تونل از ديد پيمانكاران با استفاده از نقشههاي شناختي فازي (FCMs)، به شناسايي مهمترين عوامل موفقيت در پروژههاي ساخت با در نظرگيري اندركنش بين آنان پرداختهشده است. اين شناسايي گام نخست درحركت بهسوي موفقيت پروژههاي ساخت ميباشد. نقشههاي شناختي فازي (FCMs) يكي از ابزارهاي تحليل شناختي ميباشد كه با تركيب ويژگيهاي منطق فازي (FL) و شبكههاي عصبي مصنوعي (ANNs)، بهعنوان يك موتور استنباطي كارآمد، توانايي مدلسازي كيفي و كمي روابط سببي پيچيده را دارا ميباشد.
بر اساس نتايج حاصل از تحليل ديناميكي مدل FCM، پنج عامل كه تأثيرگذارترين عوامل موفقيت در پروژههاي راهسازي ميباشند عبارتاند از: " وجود مدير پروژه با تخصص و تجربه كافي "، " پشتيباني مؤثر مديران ارشد (مالك و...)"، " شرايط مناسب و باثبات اقتصادي "، " تعريف روشن محدوده و اولويتبندي صحيح اهداف پروژه "، " قرارداد كتبي با جزئيات دقيق و روشن ".
واژگان كليدي: عوامل موفقيت، پروژههاي راهسازي، معيارهاي موفقيت، مدلسازي، نقشههاي شناختي فازي FCMs))
شماره ركورد
189408
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
مهندسي و مديريت ساخت
استاد راهنما
دكتر مصطفي خانزادي