عنوان
مدل يابي ادراك محيط كالبدي مبتلايان به دمانس سالمندي از نوع آلزهايمر مبتني بر عصب روان شناختي
نويسنده اصلي
سيما منصوري
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
اين پژوهش تلاشي ميان رشته اي جهت پيوند علوم اعصاب با معماري است و از پژوهشهاي مطرح در زمينه معماري درمانگر مي باشد كه بمنظور پاسخگويي به نيازهاي محيط زندگي بيماران صورت گرفته است. معماري درمانگر نگرش طراحي و ساخت محيط مراقبت از بيماران را به محيطي كه در ذات خويش به جستجوي فرم و فضاي مناسب درمانگري است؛ سوق مي دهد. تا از اين طريق به ايجاد محيطي دست يابد كه متناسب با نيازهاي عصب روانشناختي و رفتاري بيماران مبتلا به دمانس سالمندي از نوع آلزهايمر (DSAT ) باشد. اما هنوز طراحان محيطي و معماران از فرآيند درك و تجربه محيط و ساختار اين تجربه توسط بيماران مبتلا به DSAT بي¬اطلاع هستند. بويژه در ايران كه در حوزه معماري تاكنون تحقيقي در اين رابطه صورت نگرفته است. بنابراين سالمندان مبتلا به DAT با محدوديت¬هاي فراواني براي انطباق و سازگاري بين نيازهاي عصبي و قابليت¬هاي محيطي روبرو هستند. ناشناخته باقي ماندن معناي تجربه درك محيط سكونت (خانه) از سوي مبتلايان از مسائل بنيادين پژوهش حاضر است. به دليل اطلاعات ناكافي طراحان در خصوص الگوهاي رفتاري اين بيماران و ناشناخته باقي ماندن نيازهاي عصب روان شناختي آنها در رابطه با تعامل با محيط سكونت و يا مراقبت مبتلايان به DSAT، اصول طراحي محيطي براي اين بيماران بدرستي شناخته نشده است و محيط سكونت آنها به شكل جبري عمل مي كند. افزون براين جايگاه علوم اعصاب براي معماران و تاثير آن در پژوهش¬هاي محيط درماني در ايران خالي است. سئوالات پژوهش حاضر شامل: تجربه معنايي محيط سكونتي، مراقبتي و درماني مبتلايان به DSAT چيست؟ و كدام نظريه مي¬تواند فرآيند درك محيطي سالمندان مبتلا به DAT را نشان دهد؟ مفاهيم شكل دهنده، ساختار و فرآيند نظريه ادراك محيطي چيست؟ ارتقاء سطح كيفي فضاي زندگي سالمندان مبتلا به DAT بمنظور بهبود و جلوگيري از پيشروندگي AD از طريق توجه به مولفه هاي مكان درماني در سكونت گاههاي اين بيماران از اهداف اين پژوهش مي باشد و براي دستيابي به اين اهداف، پژوهش حاضر از متدولوژي تركيبي كه تركيبي از راهبرد نظريه داده بنياد و همچنين توسعه پروتكل با ابزار جمع آوري داده از طريق مصاحبه ساختار نيافته و نيمه ساختار يافته، مشاهده و focus group استفاده شده است. يافته هاي پژوهش شامل: كدهاي بدست آمده در 119 طبقه اوليه قرار گرفت و پس از ادغام در 29 زيرطبقه و 9 طبقه اصلي دسته بندي شدند. پس از آن تحليل براي مفاهيم، تحليل براي ساختار (زمينه) و تحليل براي فرآيند انجام شد. پس از يكپارچه سازي مفاهيم و طبقات و ترسيم نمودار پارادايمي ارتباط بين عوامل ساختاري، فرآيند و پيامدهاي پژوهش مشخص شد.
شماره ركورد
191752
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر حسن عشايري - دكتر حميدرضاخانكه - دكتر مريم نوروزيان
رشته تحصيلي
معماري
استاد راهنما
دكتر محسن فيضي - دكتر فرهنگ مظفر