• عنوان

    تحليل ابعاد نابرابري فضايي در مجموعه شهري اصفهان

  • نويسنده اصلي

    شيدا رنگرز

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    مفهوم نابرابري و بهويژه نابرابري فضايي، در دهههاي گذشته موردتوجه بسياري از برنامهريزان شهري و منطقهاي بوده است. با در نظر گرفتن دو بعد اصلي عيني و ذهني براي اين مفهوم، مشخص ميشود بسياري از مطالعات حول موضوع نابرابري، عمدت ا بعد عيني آن را مدنظر قرار دادهاند. بااينحال طرح اين پرسش ميتواند حائز اهميت باشد كه احساس نابرابري بهعنوان شاخص بعد ذهني نابرابري چگونه و تحت تأثير چه عواملي شكل ميگيرد. پژوهش حاضر تلاش ميكند تا با بررسي مجموعه شهري اصفهان بهعنوان مورد مطالعاتي، به اين موضوع بپردازد كه احساس نابرابري بيشتر در مقياس درونشهري شكل ميگيرد و يا اينكه حاصل تفاوت ميان شهرهاي مختلف در منطقه است؟ بهعبارتديگر پرسش اين است كه احساس نابرابري )بهعنوان متغير وابسته( متأثر از سطح خدماترساني و سطح درآمدي شهرها در مقايسه با شهرهاي ديگر منطقه است و يا تحت تأثير نابرابريهاي اقتصاي و اجتماعي ميان شهروندان درون هر شهر )و يا هر دو مورد( است. بر همين اساس هدف اصلي پژوهش حاضر بررسي ارتباط بين شاخص احساس نابرابري با ساير شاخصهاي ابعاد عيني و ذهني است. روش تحقيق در مطالعه روش پژوهش توسعهاي و عمدتا كيفي است. در اين چارچوب ابعاد نابرابري فضايي از چهار روش مختلف بررسي شد. روش اول، نابرابري را از طريق سنجش تفاوت شهرستانها در برخورداري از سطوح خدمات شهري به روش شاخص مركزيت سنجيده است. در روش دوم، نابرابري درآمدي در هر شهرستان با استفاده از شاخص ضريب جيني )به تفكيك شهرستانها( محاسبهشده است. در روش سوم ميزان نابرابري درآمدي در سطح مجموعه شهري اصفهان، اين بار با درنظر گرفتن كل منطقه بهصورت يكپارچه محاسبه شده است. درنهايت روش چهارم به سنجش ميزان احساس نابرابري بر اساس نظر ساكنان به تفكيك شهرستانهاي مجموعه شهري اختصاص يافت. تعداد حجم نمونه در مطالعه حاضر برابر با 947 مورد با روش نمونهگيري تصادفي است. نتايج نشان ميدهد، رابطه معناداري بين احساس نابرابري از منظر ساكنان و شاخص مركزيت هر شهرستان وجود ندارد. به بياني ديگر مقايسه كمي تعداد كاركردها و خدمات سكونتگاهها در شهرها لزوما تعيينكننده رضايت شهروندان از سطح خدماترساني و احساس برخورداري آنها نيست. در مقابل احساس نابرابري با توزيع متعادل درآمد در بين اقشار مختلف اجتماعي رابطه مستقيم و معنادار دارد. همچنين در ميان معيارهاي نابرابري در سطح شهرها، معيار توزيع درآمدي بيشترين همبستگي را با شاخص احساس نابرابري دارد؛ بهعبارتديگر هر فرد در جامعه، همشهريهاي خود را مبناي مقايسات ذهني قرار ميدهد و چنانچه در جايگاه قابل قبولي ازنظر درآمدي باشد )صرفنظر از جايگاهش در كل منطقه( احساس نابرابري كمتري خواهد داشت. درنهايت تلاش شده است با توجه به يافتههاي پژوهش و اولويتبندي شاخصها بر اساس ميزان همبستگي آنها با بعد ذهني نابرابري، برنامهريزي راهبردي بهمنظور كاهش نابرابري فضايي در منطقه انجام گيرد. واژههاي كليدي: نابرابري فضايي، بعد ذهني، شاخص مركزيت، ضريب جيني، مجموعه شهري اصفهان.
  • شماره ركورد
    191874
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر محمدصالح شكوهي
  • رشته تحصيلي
    مهندسي شهرسازي
  • استاد راهنما
    دكتر عبدالهادي دانشپور