• عنوان

    رمزگشايي داده‌هاي بينايي با استفاده از سيگنال‌هاي‌ مغزي موش صحرايي

  • نويسنده اصلي

    عباس پورهدايت هشجين

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    استفاده از جوندگان به عنوان نمونه‌هايي براي مطالعات تهاجمي بينايي نيازمند داشتن اطلاعات كافي از نحوه عملكرد ناحيه اوليه بينايي در اين موجودات است. با وجود تفاوت قسمت‌هاي مختلف اين ناحيه در موش‌هاي صحرايي هنوز مطالعات چنداني در مورد بررسي نحوه عملكرد اين بخش‌ها در مواجهه با تحريك‌هاي متفاوت انجام نپذيرفته است. اين مطالعه براي شناخت دقيق‌تر ناحيه اول بينايي در موش‌صحرايي طراحي شده و انجام پذيرفت. در اين آزمايش ابتدا از مناطق داخلي(V1M)، مياني(V1BM) و خارجي(V1B) از ناحيه اول بينايي موش‌هاي صحرايي كه در مقابل نمايش تحريك بصري قرار گرفته‌اند، در حال بيهوشي ثبت گرفته شد. تحريك بصري نقاط تصادفي در حال حركت بودند كه با 4 سرعت‌ متفاوت و در 8 جهت مختلف حركت مي‌كردند. سيگنال ثبت شده پس از طي مراحل پيش پردازش جهت آموزش و تست به دو دسته تقسيم شده و پس از آموزش طبقه‌بند با استفاده از دادگان آموزش و با استفاده از ويژگي‌هاي استخراج شده از آن‌ها، در مرحله تست توسط دادگان تست مورد بررسي قرار گرفت. از تحليل اطلاعات بدست آمده، مشاهده شد كه سرعت واكنش بخش مياني از ناحيه اول بينايي بيش از نواحي داخلي و خارجي بوده و ناحيه خارجي آهسته‌ترين پاسخ را دارد. همچنين در بررسي نتايج حاصل از رمزگشايي جهت حركت، نشان داده شد با استفاده از اطلاعات سيگنالهاي ميداني محلي با دقت 68.12% در ناحيه داخلي، 69.55% در ناحيه مياني و 70.63% در ناحيه خارجي، مي‌توان حركت در جهت‌هاي متفاوت را از يكديگر تفكيك كرد. نتايج اين مطالعه نشان داد مناطق مختلف از ناحيه اول بينايي قادر به جداسازي زواياي مختلف از همديگر هستند و گرايش خاصي به يك جهت حركت خاص در بين جهات حركت وجود ندارد. همچنين از روي نتايج بدست آمده مي‌توان گفت كه سيگنال LFP اطلاعات كافي براي تمايزبخشي بين جهت‌هاي حركت متفاوت را داراست.
  • شماره ركورد
    191933
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • رشته تحصيلي
    مهندسي پزشكي - بيوالكتريك
  • استاد راهنما
    دكتر محمدرضا دليري