عنوان
پيادهمداري با تكيه بر ارتقا كيفيات محيطي و حفاظت بافت باارزش تاريخي موردكاوي: محله فهادان يزد
نويسنده اصلي
مهتاب بقاييپور
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
به دنبال انقلاب صنعتي و سلطه اتومبيل در شهرها، موضوع عابر پياده به فراموشي سپرده شد و ماشين كه بايد ابزاري باشد تا زندگي انسان مدرن را تسهيل بخشد، حضورش چنان در زندگي انسانها فراگير شده كه انسان را به خدمت خود درآوردهاست. از حدود يك قرن پيش با ورود اتومبيل به ايران و رونق استفاده از آن در قرن اخير، جايگاه پياده در شهرهاي ايران نيز مورد بياعتنايي قرار گرفت. بافت تاريخي شهر يزد از قديميترين هستههاي تاريخي در ميان شهرهاي ايران است. اين بافت با سياستهاي توسعه برونزا سالهاست كه هر روز بيش از ديروز از سكنه خالي شده و حيات شهرياش ضعيفتر ميشود. آنچه كه در حال حاضر حيات شهري اين بافت را بيش از هر چيز تحت تأثير قرار داده، افزايش حضور اتومبيل، كاهش امنيت اجتماعي و نگاه موزهاي به آن است كه عليرغم جذب گردشگر و مسافر، از رونق پايين زندگي شهري رنج ميبرد. تردد سواره در بافتهاي تاريخي به همراه استفاده بيش از اندازه از اتومبيل، مقدمهاي براي غلبه كامل وسايل نقليه شخصي بر عابر پياده و تهديدي براي بافت تاريخي شد. بافت تاريخي شهر يزد با وجود غناي حس مكان و هويت و ريشه تاريخي آن، امروزه به عنوان منطقهاي حفاظتشده و موزهاي نگريسته ميشود كه درصد زيادي از ساكنان بومي خود را طي سالها سلطه مدرنيته از دست دادهاست. به مرور زمان قشر ساكن در اين منطقه با مهاجراني جايگزين شدهاند كه حس تعلق به مراتب كمتري نسبت به ساكنان قبلي به آن دارند. اين موضوع به تدريج باعث به وجود آمدن مشكلاتي از قبيل ناامني اجتماعي و افت كيفيات محيطي شدهاست. توجه به بافت تاريخي شهر، حفظ و ارتقا كيفي آن و استفاده از پتانسيل اين بافت براي جذب عابر پياده، ميتواند يك عامل مؤثر قوي در جذب بيشتر گردشگر و رشد اقتصادي اين مناطق گردد.
لذا با توجه به موارد فوق اين پاياننامه در پنج فصل تدوين گرديدهاست كه فصل اول به كليات موضوع شامل بيان مسئله، ضرورت موضوع، سوالات و اهداف پژوهش پرداختهاست. در فصل دوم مباني نظري پژوهش مورد بررسي قرار گرفتهاست كه ابتدا در آن واژهشناسي كلمات كليدي از جمله پيادهمداري، كيفيت فضاي شهري و كيفيت زندگي شهري مورد بررسي قرار گرفته، سپس به تاريخچه پيادهمداري پرداخته شدهاست، در ادامه مروري بر متون مرتبط با پيادهمداري صورت گرفته است كه هدف و يافتههاي هر يك مورد بررسي قرار خواهد گرفت، سپس به تعاريف هر يك از مفاهيم مرتبط با موضوع پرداخته شده و در نهايت شاخصهاي محله پيادهمدار با توجه به ديدگاه صاحبنظران استخراج خواهد شد كه از آن به دستورالعملهايي جهت طراحي محله پيادهمدار رسيده و در نهايت به مدل مفهومي پژوهش دست يافتهشدهاست. در فصل سوم مروري بر تجارب جهاني در زمينه پيادهمداري صورت گرفته است كه شامل سه نمونه خارجي در استراليا، دانمارك و ايالات متحده آمريكا، و يك نمونه داخلي در يزد مي باشد و در نهايت هر يك با شاخصهاي استخراج شده از مباني نظري سنجيده شده و ميزان پيادهمداري هر يك بررسي خواهد شد. فصل چهارم به شناخت و موردپژوهي محله فهادان پرداخته و در نهايت وضع فعلي محله را تحليل مينمايد. در فصل پنجم نيز به ارائه الگوي طراحي پرداخته شده و ضمن ارائه اهداف، راهبردها و سياستها به طراحي محله مورد نظر بر اساس يافتههاي مباني نظري پژوهش پرداخته شدهاست.
در نهايت با طراحي انجام شده تلاش شده فهادان تبديل به محلهاي شود كه با حفظ هويت گذشته، قادر به تأمين حيات شهري سرزنده براي ساكنان خود ميباشد. نتايج طراحي، تقويت ساختار فضايي موجود و انسجام محله، افزايش قابليت پيادهمداري، ايجاد محركهاي توسعه اقتصادي، تقويت فضاهاي اجتماعي، ايجاد قرارگاههاي پياده و گسترش استفاده از دوچرخه ميباشد كه با استفاده از استراتژيهاي درنظرگرفتهشده، به هر يك پرداخته شده است.
شماره ركورد
192358
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
طراحي شهري
استاد راهنما
دكتر مصطفي بهزادفر