عنوان
«خويش خانه» طراحي مسكوني در شهر تهران با تأكيد بر ضمير ناخودآگاه
نويسنده اصلي
اميررضا روحاني
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
خانه يكي از بنيادي ترين نيازهاي انسان مي باشدكه در طول تاريخ به نيازهاي مختلف مادي و رواني پاسخ مي داده است. ما همگي از وجود چيزي كه «خويشتن» مي ناميم آگاهيم. آدمي براي درك اين كهن الگو ـ خويشتن ـ كه بنيادي ترين آنهاست و كوشش براي تعيّن بخشيدن بدان به نمادهاي مادي چنگ مي اندازد كه به او نزديك و برايش با معنا و قابل تعريف است. انسان همواره خانه را يكي از اصلي ترين نمادهاي خويشتن مي دانسته و خانه علاوه بر رفع نيازهاي مادي، نيازهاي رواني و معنوي انسان را پاسخ مي داده است. به تعبير گاستون باشلار فيلسوف فرانسوي، درست همانگونه كه خانه و غيرخانه تقسيمبندي اصلي فضاي جغرافيايي است، خويشتن و ناخويشتن تقسيم بندي فضاي روح است.
با اينكه خانه ابتداييترين و اصليترين گونه معماري به حساب مي آيد اما هر سرپناهي براي ما "خانه" نيست. "خانه" مفهومي پيچيده و چند بعدي است و عناصر فيريكي تشكيل دهنده آن بر چيزي فراتر از واقعيت عيني آن دلالت دارند. به بيان راپاپورت "خانه" كانون حقيقي زندگي است و در ساختن آن روح حقيقي انسان درگير مسأله است. حتي برخي معتقدند، "خانه" در قالب معماري مردمي، جهان بيني است كه به صورت ديگري بيان شده است. به تعبير كلر كوپر ماركوس در مقاله "خانه نمادي از خويشتن"، خانه هميشه خانه است، مكان اولين افكار و انديشههاي آگاهانه، مكاني سرشار از امنيت و اصالت، خانه هرگز جعبه و يك چهار ديواري خنثي نيست؛ بلكه به تجربه در مي آيد و به نمادي از خود، خانواده، مادر و امنيت بدل مي شود.
اما مسكن امروزي مانند انواع آپارتمان ،برج، مجموعه هاي مسكوني و... در ايجاد حس خويشتن ناتوان است. اين عدم نمادپردازي محيط(در همه سطوح زندگي) باعث از بين رفتن ارتباط فرد با ضمير ناخودآگاه و خويشتن متعالي اش مي شود. اين عدم ارتباط منجر به بيگانگي فرد با محيط زندگيش و در نهايت به ازخودبيگانگي ختم مي شود. حال مسأله اين است كه چگونه ميشود با ارائه الگويي شهودي ابتدا به درك ارتباط بنيادين خويشتن-خانه رسيد. و با تدوين يك روند طراحي خاص، ايجاد ارتباط بين خويشتن كاربر و خانه اش را ايجاد كرد.
شماره ركورد
195033
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
مهندسي معماري
استاد راهنما
دكتر سيد عباس يزدانفر - دكتر سعيد نوروزيان