عنوان
طراحي الگوي اقتصاد خانواده با تاكيد بر نقش دولت در چارچوب اقتصاد اسلامي
نويسنده اصلي
سيده اشرف موسوي لقمان
مقطع تحصيلي
دكتري تخصصي
چكيده
اقتصاد خانواده، به عنوان يك علمِ نوظهور، خانواده را بر مبناي مبادلات بازار توصيف ميكند. با تبيين جديد اين علم، نظمي عقلاني بر خانواده حاكم شده است. اين نظم جديد، مناسبات فردي و خانوادگي را تخريب ميكند. در تبيينهاي اقتصادي، ارزشهاي بازاري به راهنماي نگرش و كنش اعضاي خانواده تبديل شده است. طبق مباني اسلامي، خانواده به عنوان يك نهاد طبيعي ـ فطري ماهيتي كاملا متفاوت از بنگاههاي اقتصادي دارد. علاوه بر اين خانواده، كانون رشد، تعليم و تربيت انسان است. اگر عقلانيت اسلامي در عرصه زندگي خانوادگي وارد نشود، خانواده دچار تحول هويتي شده و به مرور قابليت و قدرت خود را در عرصههاي گوناگون از دست خواهد داد. از طرفي خانواده و دولت دو ضرورت انكارناپذيرند و كيفيت همساز و هماهنگ نمودن اين دو نهاد يك مسئله بسيار مهم است. در نگاه اسلامي دولت تشكيلات هدايت جامعه تلقي ميشود و دغدغه¬ي اصلي آن رهنمون¬كردن خانواده به¬سوي سعادت ابدي و رفاه جاودانه است. پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن معارف اسلامي، به جستجو و كشف الگوي اقتصاد خانواده پرداخته تا بتواند تبييني واقعي و عقلاني از رفتار خانوادههاي مختلف در اموري كه به نوعي انگيزههاي اقتصادي در آن مطرح است ارائه دهد. بدين ترتيب با به كارگيري روش نظريهپردازي دادهبنياد به ارائه يافتههاي خود با عنوان «الگوي اقتصاد خانواده ذومراتب در تعامل با دولت ذومراتب» پرداخته است. طبق اين نظريه خانوادهها به طور فازي بر حسب درجه رشد در ده دستهي دشمن، ناعقلاني، طبيعي، استخدامگر، مشاركتجو، اهل تعاون، منصف، احسانگر، ايثارگر و متعالي رتبهبندي ميشوند. وظايف دولت اسلامي نيز بر حسب ميزان رشديافتگي خانواده، در سطح تصديگري، مداخله، حمايت، هدايت، نظارت و عدم مداخله تبيين شده است. سپس با استفاده از روش تحليل محتواي كيفي جهتدار شاخصهاي ارزيابي اقتصاد خانواده استخراج و با طراحي پرسشنامه، پيمايشي بر روي 387 خانوار تهراني انجام شده است. نتايج تحليل عاملي تاييدي نشان ميدهد، دادهها با ساختار عاملي و زيربناي نظري تحقيق برازش مناسبي دارند و معيارهاي آلفاي كرونباخ، پايايي سازه، روايي واگرا و همگرا نيز تاييد شدند. در تحليل نتايج، علاوه بر آمار توصيفي از شيوههاي آمار استنباطي مانند تحليل مقايسهاي و تحليل رگرسيون خطي استفاده شده است. همچنين با استفاده از روش خوشهبندي فازي، خانوادهها بر حسب مولفههاي رشد و افول، در خوشههاي مختلف تقسيم شدهاند. نتايج نشان ميدهد مطلق درآمد و دارايي، پيشبين خوبي براي مراتب خانواده و تغييرات آن نيست و در مقابل احساس كفايت و رضايت اقتصادي به عنوان مولفهي ذهني و شناختي، قادر به تبيين درصد بيشتري از تغييرات و تنوع خانوادهها است. همچنين خانوادهها از لحاظ معيارهاي رشد (تعاون، احسان و تعالي) وضعيت نسبتا خوبي دارند اما تواما درصد قابل توجهي از آنها ميانگين طبيعي ـ استخدامگري متوسط و بالايي را تجربه ميكنند. بدين ترتيب ميتوان گفت زوجهاي تهراني در عين توجه به ارزشهاي متعالي، ماديگرايي و خودخواهي را به كانون خانواده راه دادهاند. در پايان، بستهي سياستيِ اقتصاد خانواده مبتني بر نقش ذومراتب دولت و در قالبِ طرحِ سياستِ هاولت، با تاكيد بر اهداف و ابزارهاي سياستي، ارائه شده است.
شماره ركورد
195751
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر عطاءالله رفيعي آتاني، دكتر ميرسامان پيشوايي
رشته تحصيلي
مديريت سازمانهاي دولتي ايران
استاد راهنما
دكتر عليرضا معيني