عنوان
ساماندهي محور دارآباد با تأكيد بر موضوع پياده مداري
نويسنده اصلي
حامد رحيمي قره چپق
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
سر سپردگي بيش از حد شهرسازي معاصر به نيازهاي حركت سواره و غفلت از ساماندهي فضاهاي
پياده منجر به افول كيفيت محيط شهري و افول ارزشهاي فرهنگي و بصري در فضاهاي شهري
شده است و از سوي ديگر عدم وجود فضايي براي مناسبات اجتماعي سبب تشويق نوعي فردگرايي
و تنوع شده است كه تشديد انزوا و از خود بيگانگي و جدا گزيني و در نهايت امر بياعتمادي را در
بر خواهد داشت. اينجاست كه لزوم طراحي فضاهايي كه موجبات تعاملات اجتماع ي انسان ه ا ب ا
يكديگر گردد، بيشتر احساس ميگردد.
ايران كشوري است سرشار از منابع غني و پتانسيلهاي طبيعي كه در چهره تمامي شهرهاي اي ران
نمايان است. در طراحي شهري استفاده از اي ن پتانس يله اي طبيع ي در جهت ايجاد فض اهاي
مطلوب شهري و مورد استفاده همگان از اهميت ويژهاي برخوردار است . تركي ب مناسب رودها ،
كوهها و... با فضاهاي شهري پيادهمدار در ايجاد عوامل كيفي طراحي شهري چون سرزندگي، تنوع ،
خوانايي و پويايي تاثيرگذار ميباشد.
رود دره دارآباد يكي از اين پتانسيلهاي طبيعي است كه در شمال شرق ي تهران و منطقه ي ك
شهرداري تهران واقع است. وجود چشماندازهاي طبيعي همچون ديد به رشته كوههاي البرز و تپه-
هاي دارآباد و سيمين تپه در مسير اين رود دره، همچن ين سبز ينگي مح يط برزيب اييه اي آن
افزودهاست. رود دره دارآباد نسبت به ساير رود درههاي تهران كمتر مورد دخل و تصرف انسان
قرار گرفتهاست و وجود زمينهاي باير به عنوان پتانسيلهاي توسعه از ويژگيهاي منحصر بفرد آن
است. وجود همين ويژگيها كافي است تا رود دره دارآباد جهت ايجاد مس ير پي اده گردشگر ي
مناسب به نظر آيد.
اين پژوهش درصدد آن است تا با مطالعه عوامل كيفي طراحي شهر ي در ايجاد فضاه اي شهر ي
پيادهمدار، اين عوامل را در طراحي مسير رود دره دارآباد به كارگيرد.
پژوهش حاضر در سه بخش و 7 فصل تهيه شدهاست:
بخش اول چارچوب مفهومي پژوهش است كه شامل طرح و بيان مسئله، ضرورت انتخاب موضوع و
اهداف پژوهش ميباشد.
شماره ركورد
203891
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
معماري
استاد راهنما
جناب آقاي دكتر دانشپور