عنوان
بررسي فراواني و الگوي حساسيت آنتي بيوتيكي جدايه هاي اشرشيا كلي مولد عفونت ادراري مقاوم به كينولون و سفالوسپورين در بيمارستان رازي شهر رشت بين سال هاي 1395 تا 1397
محل تحصيل
بندرانزلي
چكيده
زمينه و اهداف: اشرشيا كلي (Escherichia coliك باسيل گرم منفي از خانواده انتروباكترياسه است كه به عنوان يك پاتوژن فرصت طلب در نظر گرفته مي شود.
برخي سويه-هاي E. coli از گروه هاي همزيست خود در روده جدا شده و حالت پاتوژن پيدا مي كنند و قادر به ايجاد بيماري هاي مهمي در روده و خارج روده هستند. يكي از مكان هايي كه مي توانند وارد شوند مجاري ادراري است كه به اين سويه ها (UPEC) Uropathogenic Escherichia coli و به عفونت هاي حاصل از آن ها (UTI) Urinary Tract Infection گفته مي شود .
با توجه به افزايش روز افزون مقاومت ها به انواع مواد ضد ميكروبي از جمله كينولون ها و سفالوسپورين ها كه از جمله شاخص هاي درماني براي عفونت هاي اشريشيا كلي هستند، لزوم مطالعه در جهت بدست آوردن آخرين و جديد ترين اطلاعات در مورد الگو مقاومت ميكروبي جدايه هاي اشرشياكلي از نمونه ادراري به كينولون ها و سفالوسپورين هاي در رشت احساس مي شود. اين اطلاعات در جهت انتخاب صحيح آنتي بيوتيك مناسب همچنين كاهش مصرف آنتي بيوتيك و تجويز منطقي آن ها توسط پزشكان ضروري به نظر ميرسد.
مواد و روش¬ها: در اين مطالعه گذشته نگر به صورت تمام شماري كليه موارد عفونت ادراري ايجاد شده توسط ايزوله هاي اشرشيا كلي مراجعه كننده به بيمارستان رازي شهر رشت در يك بازه زماني سه ساله بررسي مي شود و از نتايج آرشيو بيمارستان اطلاعات مربوط به سن ، جنس ، از پرونده هاي بيماران پذيرش شده در بيمارستان استخراج مي شود. نمونه مربوط به بيماران سرپايي و نمونه مربوط به بيماران داراي گزارش كشت غير خالص ( رشد همزمان اشرشيا كلي و باكتري ديگر) از مطالعه خارج مي شوند.
نتايج آزمايشات آنتي بيوگرام شامل آنتي بيوتيك هاي خانواده كينولون ها (ناليدكيسيك اسيد و سيپروفلوكسازين) و سفالوسپورين ها استخراج و فراواني ايزوله هاي اشرشيا كلي مقاوم به اين خانواده ها تعيين مي گردد. در مرحله بعد الگوي حساسيت آنتي بيويكي اين ايزوله ها نسب به درمان هاي روتين عفونت ادراري در منطقه از نتايج آزمايشگاه استخراج و گزارش مي گردد.
نتايج جمع آوري و ثبت گرديده، توسط نرم افزار SPSS 25 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و نتايج با آناليز آماري chi square محاسبه شد.
نتيجه¬گيري: نگرش كارورزان و كارآموزان شركت كننده در مطالعه با هم ارتباط معني¬داري نداشتند. هر دو طيف بيش از 85% نگرش ضعيفي داشتند. اطلاعات و سرفصل¬هاي آموزش پزشكي پيرامون مسائل اخلاقي و حقوقي روش¬هاي نوين درمان ناباروري كافي نبود. پيشنهاد مي¬شود، آموزش¬هاي اخلاقي و قانوني روش¬هاي نوين درماني ناباروري به نحوه موثر در دروس دانشگاهي گنجانده شود و كارگاه¬هاي آموزشي جهت افزايش آگاهي¬هاي اخلاقي و حقوقي كادر درماني برگزار شود.
واژه¬هاي كليدي: اشرشيا كلي، عفونت ادراري، مقاوم به كينولون و سفالوسپورين، مقاومت آنتي بيوتيكي
شماره ركورد
204562
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان