عنوان
بررسي اثرات جريان اسلاري در عملكرد پمپ گريز از مركز
نويسنده اصلي
احسان عبداله نژاد
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
پمپهاي گريزازمركز به طور گستردهاي براي انتقال مايعات با خواص مختلف استفاده ميشوند. از اين رو، ويژگيهاي عملكرد و پارامترهاي طراحي پمپهاي گريزازمركز همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. در دهه اخير، راستاي پروژه¬هاي تحقيقاتي عمدتا بر موضوع بررسي تأثير خصوصيات جريان¬هاي چند-فازي بر رفتار پمپ¬هاي گريزازمركز متمركز بوده¬اند به گونه¬اي كه، مشخصه¬هاي عملكردي پمپ اعم از هد، دبي و بازده بطور مستقيم و با تعريف ضرايب افت، به مشخصه¬هاي جريان نيوتني مرتبط شده اند. لذا، در رساله حاضر تاثير جريان دو فاز جامد-مايع (جريان اسلاري) نيوتني و غيرنيوتني بر رفتار پمپ-هاي گريزازمركز از ديدگاه پارامتر طراحي ضريب لغزش، مورد توجه قرار گرفته است. در اين راستا براي رسيدن به هدف نهايي رساله در بهينه¬سازي هندسه پروانه به كمك پره¬هاي جداكننده (اسپليتر)، مراحل تحقيق در سه بخش شامل آزمايش هندسه اوليه، شبيه¬سازي عددي جريان و بهينه سازي پره¬هاي جداكننده انجام شده است.
آزمايش پمپ به منظور بررسي رفتار كاهش هد در حضور جريان اسلاري نيوتني آب-دانههاي شيشهاي (GBW)، و جريان اسلاري غير نيوتني آب-كائولن (KW) انجام شده است. در اين ارتباط منحني¬هاي هد-دبي در غلظت و سرعت دوراني¬هاي متفاوت براي دو اسلاري GBW و KWاستخراج شده¬اند. نتايج نشان داد كه با افزايش غلظت در هر دو نوع اسلاري ميزان افت هد، افزايش مي¬يابد. همچنين با افزايش سايز ذرات در اسلاري GBW افت هد بيشتري رخ مي¬دهد. در ادامه، با استفاده از نتايج شبيه¬سازي عددي جريان، توزيع ضريب لغزش و كسر حجمي ذرات در حضور GBW و KW در كانال پروانه محاسبه شد. در اين راستا، از داده¬هاي آزمايش جهت ارزيابي و اعتبار سنجي شبيه¬سازي عددي بهره گرفته شد. نتايج نشان داد كه ضريب لغزش در غلظت حجمي 21% براي اسلاري KW به مقدار اندكي در حدود 1% كاهش يافته است. با اين حال، رفتار كاهشي ضريب لغزش براي GBW شديدتر از KW است به گونه اي كه در غلظت حجمي 10%، كاهش ضريب لغزش بيش از 3% است. اين موضوع ناشي از تقويت نيروهاي كريوليس در ذرات با چگالي و اندازه بزرگ¬تر بوده كه منجر به انحراف بيشتر جريان و متعاقبا كاهش شديد¬تر ضريب لغزش مي¬شود. در گام آخر، با رويكرد بهبود و افزايش ضريب لغزش در كانال پروانه و همچنين بهبود عملكرد، بهينه¬سازي هندسه پروانه با بهره¬گيري از پره¬هاي جداكننده صورت گرفته است. به اين منظور از سه پارامتر طول، تعداد و موقعيت محيطي پره¬هاي جداكننده به عنوان پارامترهاي بهينه¬سازي و از تركيب روش¬هاي طراحي آزمايش، پاسخ سطح و الگوريتم ژنتيك به عنوان فرآيند بهينه-سازي استفاده شده است. در ادامه نتايج بهينهسازي دلالت بر نزديك بودن موقعيت محيطي پره¬هاي اسپليتر (موقعيت 2/67% از فضاي بين دو پره اصلي) به سطح فشار پره¬هاي اصلي دارد. همچنين تعداد و طول بهينه پره¬هاي اسپليتر به ترتيب 6 و 8/62% طول پرههاي اصلي به دست آمده است. نتايج شبيه¬سازي هندسه نهايي نشان مي¬دهد كه هد پمپ از 7/29 متر در پروانه اوليه به 7/31 متر و به ميزان 7/6%، در پروانه بهينه افزايش يافته و بازده در محدوده مقادير اوليه، حفظ شده است. از سوي ديگر، از تحليل اين نتايج استنباط مي¬شود كه انتقال نامطلوب نقطه بهترين بازده (BEP) پمپ به دبي پايينتر از پيامدهاي كاهش سطح موثر عبور جريان است كه در پي افزودن پره¬هاي جداكننده رخ مي¬دهد. بديهي است كه اهداف اين پروژه در حوزه غلبه بر اثرات جريان اسلاري مانند كاهش هد، بازده و سايش و متعاقبا افزايش كارايي سيستم انتقال جريان مي¬تواند پيش¬گامي نوين براي پژوهشگران در حوزه طراحي و ساخت نسل¬هاي نوين پمپ¬هاي اسلاري باشد.
شماره ركورد
209485
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
مهندسي مكانيك
استاد راهنما
دكتر مهدي مقيمي - دكتر شهرام درخشان