عنوان
مدل مداخله در فضاهاي رهاشده ي منظرشهري به منظور ارتقاء تابآوري اجتماعي-اكولوژيكي
نويسنده اصلي
مريم سادات نقيبي
مقطع تحصيلي
دكترا
چكيده
فضاي شهر نتيجهي رابطهي ميان محيط ساخته شده، فرايندهاي شهري و تجربهي فردي است. بسياري از فضاها به طور مداوم مورد چالش و بازسازي قرار ميگيرند، از جمله فضاهايي كه به نظر ميرسد "رها شده" هستند. روند سريع شهرنشيني مشكلات زيادي در توسعه¬ي فضاي شهري و تأثيرات آن بر ساخت و ساز دارد؛ در اين ميان ماهيت فضاي شهري به تدريج ناپديد و زمين¬هاي نسبتاً حاشيه¬اي توليد مي¬شوند. توانايي تشخيص فضاهاي رها شده در بافت شهري، بخشي جدايي ناپذير از روند بازآفريني شهر است. در نتيجه، ميتوان فضاهاي رها شده در بافت شهري را داراي پتانسيل و تهديد دانست. از طرفي، پژوهشگران به اهميت استفادهي كارآمد و مثبت از اين فضاها اشاره كردهاند. اين فضاها ميتوانند در راستاي اهداف اكولوژيكي و اجتماعي در بافت شهري، طراحي، تبديل و ادغام شوند. به دليل مطالعات اندك در زمينه¬ي كاربردهاي بالقوهي انواع مختلف اراضي رهاشده¬ي شهري، ارزش¬هاي اكولوژيكي و اجتماعي منظر شهري مورد غفلت قرار گرفته و يا كاملاً مورد توجه قرار نگرفتهاند. همچنين، اطلاعات كافي در مورد چگونگي طراحي چنين فضاهايي در دسترس نيست. در اين راستا، انجام يك بررسي جامع در مورد ادبيات و مطالعات موردي در استفاده مجدد / تجديد حيات زمين¬هاي خالي براي درك بهتر مزايا و فرصت¬هاي بالقوه اكولوژيكي و اجتماعي ارائه شده و در نتيجه، تحليل يافته¬ها در نمونه¬هايي از اين فضاها ضروري است. از اين طريق ميتوان درك معماريان و شهرسازان را در رابطه با نقش زمينهاي خالي در ايجاد شهرهاي سالم، قابل سكونت و پايدار بهبود بخشيد. در دهههاي گذشته، از برنامه¬¬ريزي و مداخله در مناطق كوچك مقياس به عنوان ابزاري نوين در مديريت مسائل عمومي، رشد فضاها و سياست¬هاي شهري استفاده شده است. اين برنامه¬ها مشاركت عمومي را افزايش داده¬اند. بنابراين برنامه¬ريزي و مداخله در مناطق كوچك مي¬تواند موفقيت برنامه¬هاي سطح كلان شهري را تسهيل نمايد. به علاوه، گاهي برنامه¬ريزي شهري بسيار كند و دشوار است. بنابراين استراتژيهايي چون طب سوزني ميتواند پاسخي براي بهبود كيفيت از طريق اقدامات كوچك در نقاط بحراني باشد. هدف اين پژوهش، شناسايي زمينهاي رهاشدهي شهري و نمايش چگونگي عملكرد آنها به عنوان يك زيرساخت سبز در ارائهي خدمات اجتماعي-اكولوژيكي و اهميت اين فضاها در منظر شهري است. مساله¬ي مهم، شناخت مجموعهاي از شاخص¬ها است كه به طور خاص براي پرداختن به مقياسهايي از فرم شهري تنظيم شده است¬. اين امر بخشي از تلاش گسترده¬تر براي توسعهي يك رويكرد جديد در طراحي مكان¬هاي انعطاف¬پذير و نظارت كمي و كيفي منظر شهري تابآور است. از اين رو، پژوهش حاضر در راستاي ارتقاء قابليتهاي فضاهاي رهاشده در راستاي تاب¬آوري منظر شهري انجام شده است. از اين رو، اصول مداخله در فضاهاي رهاشده¬ به منظور ارتقاء تاب¬آوري منظر و همچنين تبيين فرآيند مداخله در اين فضاها از بنيانهاي شكلگيري اين پژوهش بوده است. پژوهش حاضر، تلاشي جهت يافتن نوع مداخله در اين فضاها در راستاي ارتقاء همزمان معيارهاي تابآوري اجتماعي و اكولوژيكي در ايران است، كه با بهرهوري از طب سوزني شهري به عنوان يك رويكرد مداخله گام برداشته است. اﯾﻦ پژوهش ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ از روشﻫﺎي ﮐﻤﯽ و ﮐﯿﻔﯽ است ﮐﻪ در پنج ﻣﺮﺣﻠﻪي اصلي اﻧﺠﺎم شده اﺳﺖ. در مرحلهي نخست، ادﺑﯿﺎت ﻣﻮﺿﻮع در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ فضاهاي رها شده، تابآوري، و طب سوزني شهري ﺑﺮرﺳﯽ شده، تا به سير ايجاد فضاهاي رهاشده، گونهشناسي و ارزش¬هاي بالقوه¬ي اين ﻓﻀﺎ پرداخته ﺷود. در ﻣﺮﺣﻠهي دوم، ﭘﺲ از ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻧﻈﺮي و استخراج شاخصه¬هاي اصلي فضاهاي رها شده، از بيست و دو نفر از ﻣﺘﺨﺼصين در ﺣﻮزهي معماري منظر، معماري، طراحي شهري و برنامه¬ريزي شهري ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ابزار ميك مك و ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ، نقش هر يك از متغيرها مشخص شدهاند. در مرحلهي سوم، پس از استخراج متغيرهاي اصلي پژوهش و زيرمعيارهاي هر يك، در راستاي كاهش تعداد متغيرهاي پژوهش و ادامهي نظرسنجي از كاربران، براي دومين بار از نظر متخصصين استفاده شد. در اين بخش كه با كمك روش بهترين-بدترين انجام شده است، شانزده متخصص به ارزيابي و اولويتبندي متغيرهاي پژوهش بر مبناي زيرمعيارهاي تعريف شده، پرداختهاند. پس از تعيين مولفههاي كليدي (انعطافپذيري، تنوع و تراكم درختان، نوع فعاليت، ارتباط و پيوستگي، و آب) و درجهبندي هريك، به طراحي سناريوها پرداخته شد. با توجه به ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﯿﺪاﻧﯽ، پنج گونه از فضاهاي رها شده اﻧﺘﺨﺎب شدهاند. در راستاي بررسي نظر كاربران، پرسشنامهي تحليل توامان ميان ساكنين تهران پخش و برترين سناريو از نظر كاربران تعيين شد. سناريوي برتر در گونههاي انتخاب شده از فضاهاي رها شده اعمال شدهاند. در مرحلهي آخر، ادراك و ترجيحات افراد توسط پرسشنامهها و امواج مغزي بررسي شد. پس از پردازش سيگنالها، ويژگيهاي استخراج شده به كمك هوش مصنوعي بررسي شده است. ويژگيهاي آماري و طيفي دادههاي EEG براي دو مورد تجزيه و تحليل شد: تشخيص احساسات و بررسي رويدادها . با طراحي مدل پايهي يادگيري ماشين بردار پشتيبان ، اهميت باندهاي EEG و لوبهاي مغز مورد بررسي قرار گرفت. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﻧﺸﺎن دادهاند ﮐﻪ تمامي متغيرهاي پژوهش، در سطح برنامهريزي جاي گرفتهاند. پس از آن سطح محيطزيستي و اكولوژيكي قرار گرفته است. سطوح اقتصادي و زيباييشناسانه در سومين سطح ديده شدهاند. مولفهها و ويژگيهايي چون مدولار بودن، فراواني و تنوع در اين سطح هستند. سپس در سطح مداخلات اجتماعي، متغيرهاي فعاليت، پيوستگي، دسترسپذيري، نگهداري و كارايي قرار گرفتهاند. در تحليل تأثيرگذاري مستقيم عوامل، عامل انعطاف¬پذيري و پس از آن عوامل فعاليت، پيوستگي، دسترس¬پذيري، و بازده-كارايي شديدترين تأثيرگذاري مستقيم را دارند. پس از استخراج و سطحبندي مداخلات، اصول مداخله در فضاهاي رها شده در پنج گونهي انتخاب شده اعمال شد. نتايج نشان دهندهي تاثيرگذاري اصول در هر پنج گونهي مشخص شده است. كلاسبندي ايجاد شده توسط هوش مصنوعي حاكي از دقت بسيار بالا در تمايز سيگنالها هنگام مشاهدهي فضاهاي رها شده و نمونههاي طراحي شده است. همچنين سيگنالهاي ثبت شده در فرآيند آزمايش نشاني از تمايز ادراك افراد در گونههاي متفاوت فضاهاي طراحي شده دارد. اين پژوهش در راستاي تابآوري اجتماعي-اكولوژيكي، و همچنين كاهش شكاف ميان مفاهيم تجويزي و توصيفي، مدل مداخله در فضاهاي رهاشده در منظر شهري را ارائه نموده است. همچنين به منظور ارائهي دستورالعملها و اصول طراحي، فرآيند مداخله بادرنظر گرفتن ادراك و ترجيحات شهروندان به صورت موازي مورد بررسي قرار گرفت. همچنين فرآيند استفاده از اصول طبسوزني در مدل مداخله ارائه شد. از اين منظر، نوآوريهاي پژوهش به ويژه در محدودهي مورد مطالعاتي قابل ذكر است.
شماره ركورد
210075
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
مصطفي بهزادفر
رشته تحصيلي
معماري- معماري منظر
استاد راهنما
محسن فيضي - احمد اخلاصي