• عنوان

    آثار هشت هفته تمرين هوازي بر بيوماركرهاي كبد چرب در زنان ديابتي مبتلا به كبد چرب غيرالكلي

  • اساتيد راهنما
    اميرعباس منظمي
  • محل تحصيل
    دانشگاه رازي
  • رشته تحصيلي
    تربيت بدني و علوم ورزشي گرايش بيوشيمي و متابوليسم ورزشي
  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • تاريخ دفاع
    99/11
  • چكيده
    زمينه و هدف : بيماري كبد چرب غير الكلي يكي از مشكلات شايل در بيماران ديابتي ميباشد؛ اين بيماري سير پيشرونده داشته و بهتدريج ميتواند به سيروز كبدي و مرم منتهي شود. پژوهش حاضر با هدف تعيين آثار 1 هفته تمرين هوازي بر بيوماركرهاي كبدچرب در زنان ديابتي مبتلا به كبد چرب غير الكلي اجرا شد. 76 ( داراي كبد چرب ± 361 ، وزن 3 ± 61 ، قد 0 ± روششناسي: در اين مطالعه 14 زن ديابتي) سن 7 = غير الكلي شركت كردند. آزمودنيها به صورت تصادفي به دو گروه كنترل ) 36 n = ( و تمرين ) 36 n ) 06 دقيقه و شدت - تقسيم شدند. برنامه گروه تمرين هوازي به صورت دويدن در هر جلسه به مدت 14 74-54 درصد ضربان قلب ذخيره و سه جلسه در هر هفته و طي هشت هفته اجرا شد. مقادير βklotho ، FGF21 ، آنزيمهاي كبدي، نيمرخ لي يدي، قند خون، انسولين، شاخص مقاومت به انسولين، شاخصهاي تركيب بدن و VO2max پيش و پس از پروتكل تمريني ارزيابي شد. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش آماري آنوواي دو راهه با اندازه گيري مكرر و نرم افزار SPSS استفاده شد. يافته ها : نتايج تحقيق نشان داد كه در مقايسه درون گروهي جز HDL در بقيه متغيرهاي تحقيق بهبود 4/ معناداراي در گروه تمرين هوازي از پيش آزمون تا پسآزمون مشاهده شد ) 46 P < (. در گروه كنترل افزايش معنادار سطوح آنزيمهاي كبدي و كاهش معنادار سطوح HDL و βklotho مشاهده 4/ شده بود ) 46 P < (. همچنين در مقايسه بين گروهي نتايج نشان داد كه تفاوت معناداري ميان گروه 4/ هاي كنترل و تمرين در تمامي فاكتورها وجود دارد ) 46 P < .) نتيجهگيري: اين نتايج پيشنهاد ميكنند كه تمرين هوازي با شدت متوسط مي تواند از طريق جبران اثرات تخريبي ديابت نوع دو و كبد چرب غير الكلي نقش مهمي را در بهبود اين بيمارن ايفا كند. علاوه بر اين انجام تمرينات هوازي ميتواند از پيشرفت بيماري NAFLD جلوگيري كند
  • شماره ركورد
    210183
  • دانشكده
    دانشكده تربيت بدني
  • دانشگاه
    دانشگاه رازی کرمانشاه
  • استاد مشاور
    مهرعلي رحيمي
  • استاد راهنما
    اميرعباس منظمي