عنوان
بررسي استيگماي درك شده و تأخير در كمك¬جويي زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه كننده به مركز منتخب درماني رشت در سال 1397
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: يكي از دلايل عمده مرگ و مير در بيماران مبتلا به سرطان پستان، تأخير در تشخيص و درمان مي¬باشد كه متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل اجتماعي مانند، استيگماي سرطان است. هدف از مطالعه حاضر تعيين ارتباط استيگماي درك¬شده و تأخير در كمك¬جويي زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه كننده به مركز منتخب درماني رشت در سال 1397 است.
مواد و روش ها: اين پژوهش يك مطالعه مقطعي از نوع تحليلي است كه بر¬روي140 زن مبتلا به سرطان پستان مراجعه¬كننده به كلينيك بعثت شهر رشت انجام شد. ابزار¬ها شامل پرسشنامه اطلاعات فردي و اجتماعي، پرسشنامه استيگماي سرطان و پرسشنامه تأخير در كمك¬جويي و علل تأخير بود كه از طريق مصاحبه با بيماران تكميل شدند. تجزيه و تحليل داده¬ها با استفاده از نرم¬افزار spss نسخه 21 و شاخص¬هاي آمار توصيفي و استنباطي ضريب همبستگي، آزمون كاي¬اسكوئر و رگرسيون لجستيك و آزمون من ويتني يو، آزمون كروسكال واليس انجام شد.
نتايج: در اين مطالعه 1/72 درصد بيماران در گروه سني 39 تا 57 سال با ميانگين سني 03/8±99/47 سال قرار داشتند. در 45 درصد از واحد¬هاي مورد پژوهش استيگماي سرطان پستان وجود داشت. به¬طور كلي تأخير دركمك¬جويي بر اساس وجود استيگما (001/0P<) معني¬دار بود. ميزان تأخير30 تا 90 روز در بيماران با استيگما(46%)، بيشتر از زنان بدون استيگما( 7/24%)بود. تأخير بيش از 90 روز نيز، در زنان با استيگما(4/25%) بيشتر از بيماران بدون استيگما (1/9%)بود. در آناليز چند گانه رگرسيون لجستيك، ارتباط استيگما با تأخير در كمك¬جويي معني¬دار بود (016/0P<)به¬طوري¬كه در زنان مبتلا به سرطان پستان با استيگما، شانس تأخير در كمك¬جويي( بيش از 30 روز) 7/5 برابر (572/23-381/1 :95%CI 706/5 OR=) بيش تر(از زنان بدون استيگما) بود. هم¬چنين عدم سابقه ابتلا به ساير سرطان¬ها در خانواده مادري يا پدري شانس تأخير در كمك¬جويي را 2/4 برابر بيشتر مي¬كرد (311/17-019/1 :95%CI 201/4(OR= در آناليز چند¬گانه علل تأخير در كمك¬جويي، ترس از نمونه¬برداري(068/0 P=)، عدم تشخيص فوريت(001/0(P=، اعتقاد به قضا و قدر و عدم تغيير سرنوشت( 0001 /0P= )، مهم¬ترين علل تأخير بودند.
نتيجه گيري: در اين مطالعه تقريبا نيمي از زنان داراي استيگما بودند و نتايج نشان داد، استيگما ممكن است عاملي براي تأخير در كمك-جويي زنان مبتلا به سرطان پستان باشد. لذا توصيه مي شود، همكاران تيم سلامت در برنامه مراقبتي و درماني اين بيماران، به استيگما به عنوان، يكي از ابعاد مهم روانشناختي سرطان پستان و تأثير احتمالي آن در تأخير بيماران جهت كمك¬جويي، توجه داشته باشند و آن را در فرايند تشخيص، مشاوره درمان و پيگيري بيماران مد نظر قراردهند.
كليد واژه¬ها: استيگماي اجتماعي، رفتار كمك¬جويانه، سرطان پستان
شماره ركورد
213265
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان