عنوان
بررسي روند اپيدميولوژيك بيماري هاي قارچي جلدي و سوزش هاي عامل گزارش شده در آزمايشگاه رازي رشت در سال هاي 1400-1395
محل تحصيل
بندرانزلي
چكيده
ضرورت و اهداف كاربردي:
ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ و بررسي اپيدميولوژيك بيماري هاي قارچي جلدي و سوش هاي عامل گزارش شده،در ﺟﻬﺖ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﻣﻨﺒﻊ عفونت ﻫﺎ و ﻧﻴﺰ آﻣﻮزش ﺟﺎﻣﻌﻪ در ﺟﻬﺖ آﺷﻨﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﻋﻮارض ﻧﺎﺷﻲ از ﺗﻤﺎس ﺑﺎ اﻓﺮاد و ﺣﻴﻮاﻧﺎت آﻟﻮده ﻣﻔﻴﺪ خواهد بود و ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس ﻫﺪف اﺻﻠﻲ از اﻳﻦ ﺑﺮرﺳﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺗﻮزﻳﻊ و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ اﻧﺘﺸﺎر ﺑﻴﻤﺎري ﻫﺎي ﻗﺎرﭼﻲ ﺳﻄﺤﻲ و ﺟﻠﺪي ﺑﻮده است. با توجه به اينكه نوع و سوش هاي ايجاد كننده عفونت هاي قارچي و بويژه درماتوفيتوزيس بين مطالعات مختلف متناقض مي باشد، نياز است تا مطالعه ي جديدي در اين منطقه جهت ارزيابي انواع عفونت هاي قارچي جلدي و سوش هاي عامل آن انجام گيرد. بعلاوه با بدست آوردن اطلاعات كافي در مورد سوشهاي عامل عفونت هاي پوستي قارچي، ميتوان رويكرد مؤثرتري جهت درمان و كمك به اين بيماران و همچنين روش هاي پيشگيري از ابتلا به عفونت پيش گرفت.در مجموع، افزايش مراقبتهاي بهداشتي و آموزشي در زمينهي اصلاح شيوه ي زندگي و رعايت بهداشت شخصي به بيماران و از طرفي افزايش رضايتمندي و كاهش هزينههاي درماني ناشي از اين بيماري و عوارض آن از فوايد اجراي اين طرح مي باشد.
خلاصه روش اجرا: اين مطالعه از نوع مقطعي مي باشد. جمعيت مورد مطالعه شامل بيماران داراي كشت مثبت عفونت قارچي سطحي پوست و ضمائم در گزارشات پاتولوژي آزمايشگاه رازي رشت در سال هاي 1395 تا 1400 است. جمعآوري دادهها توسط دانشجوي همكار پاياننامه با استفاده از ركوردهاي موجود در بايگاني آزمايشگاه رازي رشت صورت گرفته است. نحوه تشخيص انواع عفونتهاي قارچي پوست كشت قارچي بوده كه اين موارد در مجموع شامل تستهاي روتيني ميباشد كه در موارد مشكوك به عفونتهاي قارچي جلدي انجام مي گيرد. نمونه گيري به صورت خواندن گزارشات پاتولوژي مربوطه انجام گرفته است. جهت تجزيه و تحليل داده ها از آزمون هاي شاپيروويلك و كاي دو يا آزمون دقيق فيشر استفاده شده است. سطح معناداري در تمامي آزمون ها 0.05 در نظر گرفته شده است.
يافته ها: با توجه به نتايج به دست آمده مشخص گرديد از ميان 641 بيمار مورد بررسي،كانديدا با 9/44%، آسپرژيلوس با 8/31%، درماتوفيتها با 18% و ساير موارد با 3/5%، شايعترين پاتوژن هاي جداشده از كشت قارچي را به خود اختصاص دادند. از ميان درماتوفيت ها، شايعترين موارد، تريكوفايتون منتاگروفايتس (53%) و سپس تريكوفايتون روبروم (8/20%)، تريكوفايتون وروكوزوم (1/12%) ، تريكوفايتون تونسورانس (6/8%)، اپيدرموفايتون فلوكوزوم و ميكروسپوروم جيپسئوم (هر كدام 7/1%) و تريكوفايتون ويولاسئوم و تريكوفايتون شوئن لايني (هركدام 86/0%) گزارش شدند.
بيشترين محل هاي درگير به ترتيب ناخن (4/64%)، پا (3/10%) و بدن (2/7%) و كمترين محل درگير ژنيتال (0.9%) گزارش شد و همچنين از اين 641 بيمار، 30% بيماران مرد و 70% زن بوده اند. از اين 641 مورد بررسي، ميانگين سن آنها 99/16 ± 98/43 سال و متوسط سني 44 سال بوده و بيشترين گروه سني درگير، 51-60 سال (20%)، و بدنبال آن گروه هاي سني 41-50 سال (7/19%) و 31-40 سال (2/19%) ميباشد.
شايعترين عامل عفونت هاي قارچي بر حسب محل درگيري به شرح زير يافت شد: كانديدا شايعترين پاتوژن جدا شده از كشت هاي قارچي در تمامي موارد عفونت هاي قارچي، به جز عفونت ناحيه ي اسكالپ بود( در ناخن با شيوع 7/46%، در پا با 3/36%، در بدن با 9/36%، در كشاله ران با 7/54%، در دست با 9/42%، در صورت با 53% و در عفونت پوستي ناحيه ژنيتال در 83% موارد گزارش شد). در مورد عفونت اسكالپ، شايعترين سوش جدا شده تريكوفايتون منتاگروفايتس با شيوع 28% بود. همچنين عفونت ناحيه ي اسكالپ تنها محلي از عفونت بود كه در ايجاد آن، عوامل درماتوفيتي با شيوع 64%، نسبت به عوامل غيردرماتوفيتي ارجحيت داشتند.
نتيجه گيري : اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎن مي دهد كه عفونت هاي قارچي سطحي همواره باعث ايجاد مشكلاتي از جمله درد، ناراحتي، ناتواني، صرف وقت و هزينه هاي بالاي درمان ميشوند. براي مبارزه با آن، شناخت درماتوفيتها و عفونت هاي قارچي سطحي گزارش شده در بيماران ارجاعي به آزمايشگاه رازي رشت از سال 1395 تا 1400 و ميزان گسترش آنها امري ضروري است و همچنين داشتن دستورالعملهاي پيشگيري از عفونت قارچي و اجراي آنها ميتواند در كاهش اين بيماريها موثر واقع شود.
كليدواژه فارسي: درماتوفيتوزيس، عفونت هاي قارچي، تريكوفايتون، تينه آ، كچلي، كانديدا، آسپرژيلوس
شماره ركورد
213299
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان