عنوان
بررسي حساسيت روش تحليل فراواني سيل به انتخاب حد آستانه سري داده ها
نويسنده اصلي
فريضي، الناز
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
ابياري
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
چكيده
سيلاب يكي از بزرگترين مخاطرات طبيعي است كه خسارت وارده از آن به انسان بيشتر از مخاطراتي، همانند خشكسالي و قحطي مواد غذايي مي¬باشد. با توجه به اينكه حفاطت كامل در برابر خطر سيلاب امكان¬پذير نيست. زيستن در كنار آن و اعمال سياست¬هاي جديد، به منظور كاهش آثار تخريبي آن ضروري است. برآوردهاي حاصل از نمونه¬هاي كوچك سيل مي¬تواند تاثيرهاي نامعقول يا غير واقعي داشته باشد. اهداف اين مطالعه، تحليل حساسيت مدل¬هاي پيوسته احتمالي كه در تحليل فراواني سيل استفاده مي¬شود نسبت به انتخاب حد آستانه در مدل سري مدت زمان جزئي و بررسي حساسيت مدل¬هاي تحليل فراواني سيل به طول ثبت داده¬ها مي¬باشد. منطقه مورد مطالعه حوضه آبخيز كرخه مي¬باشد. در قسمت مواد و روش از مدلسازي PDS و AMS استفاده شد و آمار جمع¬آوري شده از جهات گوناگون بررسي شد تا صحت داده¬ها تعيين شود. از آزمون داده پرت و آزمون همگني نقطه¬اي استفاده شد و خلاهاي آماري بررسي شدند. براي انتخاب حد آستانه مناسب بين مقاديرN تاN6 براي مقادير مختلف بررسي شد و با مقادير سالانه در دوره¬هاي بازگشت مختلف مقايسه شد تا مشخص شود كه روند تغييرات به چه صورت است. در قسمت ديگر اين مطالعه براي سري داده سالانه از زمان اخير 10، 15، 20، 25، 30، 35 تا سال آخر اثر طول گزارش پيش¬بيني و در دوره¬هاي بازگشت متفاوت مقايسه شد. در اين تحقيق از نرم¬افزار FREQ جهت تحليل فراواني سيلاب استفاده شد. نتايج نشان داد كه ايستگاه¬هاي مورد مطالعه به دو منطقه تقسيم شدند. منطقه اول با افزايش طول دوره آماري ضريب تغييرات، چولگي و كشيدگي كاهش مي¬يابد و منطقه دوم با افزايش طول دوره آماري ضريب تغييرات، چولگي و كشيدگي افزايش مي¬يابد. در شرايط ژئومورفولوژي اين دو منطقه مقايسه شدند؛ مساحت و ارتفاع هاي هر دو منطقه مقايسه شد و مشخص شد كه ميانگين مساحت حوضه آبريز مناطق كاهشي بيشتر مي¬باشد و همچنين ارتفاع مناطق كاهشي كمتر است كه نشان مي¬دهد مناطق كاهشي از نظر عرض جغرافيايي پايين¬تر از مناطق افزايشي مي¬باشد و به ساحل و خط استوا نزديكتر است و همچنين اثر سدها هم موثر است. در اين قسمت مطالعه، دو توزيع لوگ نرمال دو پارامتري و لوگ نرمال سه پارامتري برازش بهتري نسبت به توزيع¬هاي ديگر داشتند. در قسمت ديگر مطالعه نتايج نشان داد از بين 15 ايستگاه انتخابي حوضه كرخه، 7 ايستگاه در دوره¬هاي بازگشت 10، 20 و50 سال با افزايش تعداد داده¬ها در سري مقاديرجزئي به عنوان حد آستانه نسبت به شاهد (AMS)، دبي كاهش مي¬يابد و در دوره¬هاي بازگشت 100 و 200 سال در ابتدا دبي كاهش مي¬يابد و پس از آن افزايش مي¬يابد. ايستگاه¬هاي پل چهر، نور آباد، پل زال، جلوگير، باباقاسم و هليلان در دوره¬هاي بازگشت 10، 20، 50، 100 و 200 سال با افزايش تعداد داده¬ها در سري مقاديرجزئي به عنوان حد آستانه نسبت به شاهد (AMS)، دبي كاهش مي¬يابد و ايستگاه تنگ سياب و كانال وصيله در دوره¬هاي بازگشت 10 و 20 سال با افزايش تعداد داده¬ها در سري مقاديرجزئي به عنوان حد آستانه نسبت به شاهد (AMS)، دبي كاهش مي¬يابد و در دوره¬هاي بازگشت 50، 100 و 200 سال در ابتدا دبي كاهش مي يابد و پس از آن افزايش و سپس كاهش مي يابد. نتيجه گيري شد كه 40درصد ايستگاه¬ها يك روند براي كليه دوره¬هاي بازگشت نشان دادند و 3/13 درصد براي دوره بازگشت بيش از 50 سال روند نامشخص داشتند تا دوره بازگشت 50 سال همه ايستگاه¬ها يك روند داشته كه به نظر مي¬رسد به طول دوره آماري مرتبط است.
شماره ركورد
214576
گرايش رشته تحصيلي
علوم ومهندسي آب
دانشكده
مهندسي كشاورزي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان
استاد مشاور
سعيد سلطاني كوپائي
استاد داور
جهانگير عابدي كوپايي، شمس الله ايوبي
استاد راهنما
سعيد اسلاميان