عنوان
ارزيابي مقاومت به پايرتروئيدها در جمعيت هاي كنه تارتن Tetranychus turkestani (Acari: Tetranychidae) در باغات سيب
نويسنده اصلي
شريفيان درچه، حامد
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
كشاورزي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
چكيده
سيب يكي از مهمترين محصولات باغي است و ايران به دليل داشتن شرايط آب و هوايي مناسب براي كشت محصولات معتدله بهويژه سيب، جايگاه ممتازي در دنيا دارد. كنه تارتن Tetranychus turkestani (Ugarov & Nikolski) كه به عنوان كنه توت فرنگي شناخته مي¬شود، از آفات مهم محصولات كشاورزي از جمله سيب محسوب مي¬شود. اين آفت از مزوفيل تغذيه ميكند، سلولهاي پارانشيم را سوراخ ميكند، لكههاي روشن بر روي سطح برگ باقي مي¬گذارد و در فتوسنتز اختلال ايجاد ميكند. كشاورزان براي كنترل اين آفت از تركيبات شيميايي مختلفي مانند لامبدا سيهالوترين، فن¬پروپاترين و اسپيروديكلوفن استفاده مي¬كنند. استفاده گسترده از آفت¬كش¬ها ممكن است باعث ايجاد مقاومت شود. هدف از اين پژوهش، بررسي ميزان مقاومت به حشره¬كش¬/ كنه-كش¬هاي پايرتروئيدي در جمعيت¬هاي مختلف T. turkestani از باغ¬هاي سيب گلپايگان، سميرم و پادنا در استان اصفهان و بخش ماركده در استان چهارمحال و بختياري بود. در اين مطالعه براي تعيين سميت اين كنه¬كش¬ها، زيست¬سنجي به روش محلول¬پاشي ديسك¬هاي برگي حاوي كنه¬هاي بالغ يا لارو آن¬ها با استفاده از برج پاشش پاتر انجام شد. مقدار LC50 لامبدا سيهالوترين براي جمعيت حساس گلپايگان 92/10 ميليگرم ماده موثره بر ليتر (mg a.i.L-1) به دست آمد. در مقايسه با اين جمعيت، جمعيت¬هاي پادنا2 و پادنا4 به ترتيب مقاومت 2200 و 2000 برابري نشان دادند. پيش¬تيمار با سينرژيست پيپرونيل بوتوكسايد (PBO) در جمعيت-هاي پادنا4 و پادنا2، ميزان سميت لامبدا سيهالوترين را به ترتيب23/3 و11/3 برابر افزايش داد. همچنين، پيش¬تيمار با سينرژيست سولفين¬پيرازون (SUL) ميزان سميت را به ترتيب 13/3 و 33/3 برابر در جمعيت¬هاي پادنا4 و پادنا2 افزايش داد. اندازه¬گيري بيوشيميايي فعاليت آنزيم¬هاي سم¬زدا نشان داد كه نسبت فعاليت آنزيم¬هاي مونواكسيژناز P450 در جمعيت¬هاي پادنا2 و ماركده به ترتيب 74/2 و 24/2 برابر جمعيت حساس گلپايگان مي¬باشد. در ساير آنزيمها، نسبت فعاليت آنزيمي جمعيتهاي مقاوم نسبت به جمعيت حساس گلپايگان كمتر از 2 برابر بود. در برابر كنه¬كش فن¬پروپاترين، جمعيت گلپايگان با LC50 برابر mg a.i.L-1 62/27 حساس¬ترين جمعيت و پادنا2 و پادنا4 با نسبت¬هاي مقاومت 27/38 و 24/42 به ترتيب مقاوم¬ترين جمعيت¬ها بودند. در برابر كنه¬كش كلرپايريفوس، نسبت مقاومت 19/10 برابري در جمعيت مقاوم پادنا4 نسبت به جمعيت حساس گلپايگان بدست آمد. مقدار LC50 اسپيروديكلوفن در جمعيت حساس گلپايگان mg a.i.L-1 14/0 تعيين شد كه به ترتيب بيانگر نسبتهاي مقاومتي 33 و 43 برابري در جمعيت¬هاي پادنا2 و پادنا4 بود. با مقايسه دادههاي حاصل از زيست¬سنجي سميت كنه¬كش¬ها، مقاومت تقاطعي بين جمعيتهاي مقاوم به لامبدا سيهالوترين و فن¬پروپاترين، كلرپايريفوس و اسپيروديكلوفن مشاهده شد. با توالي¬يابي بخشي از ژن كانال سديم و بر اساس توالي آمينواسيدي و كروماتوگرام حاصل ازآن، وجود جهش F1538I ناشي از جايگزيني آمينواسيد ايزولوسين به جاي فنيل-آلانين (TTC/ATC)، در توالي ششمين قسمت از دامنه سوم ژن كانال سديم در جمعيت¬هاي پادنا2 و پادنا4 اثبات شد. در حالي كه دو موتاسيون شناخته شده ديگر مرتبط به مقاومت به پايرتروئيدها در كنه T. urticae، شامل L1024V و M918L، در جمعيت¬هاي مورد آزمايش رديابي نگرديد. در مجموع، جمعيتهاي جمعآوريشده T. turkestani نسبت به كنهكشهاي پايرتروئيد آزمايششده، نسبتاً يا بسيار مقاوم بودند و به نظر ميرسد جهش در محل هدف (كانال سديم وابسته به ولتاژ) نقش ويژه¬اي در مقاومت داشته باشد. نتايج اين پژوهش مي¬تواند در تشخيص زودهنگام مقاومت به كنه¬كش¬هاي پايرتروئيد و مديريت آن¬ها در جمعيت¬هاي T. turkestani موثر باشد و با مديريت صحيح، توسعه مقاومت اين مواد شيميايي مي¬تواند به تاخير بيفتد.
شماره ركورد
215301
گرايش رشته تحصيلي
گياهپزشكي (حشره شناسي كشاورزي)
دانشكده
مهندسي كشاورزي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان
استاد مشاور
نفيسه پورجواد
استاد داور
لادن طلائي، روح الله عباسي
استاد راهنما
جهانگير خواجه علي