• عنوان

    بررسي فراواني انواع پاتولوژي و مولكولي توده هاي بدخيم پستان در شهر سنندج در سال هاي 1398، 1399 و 1400

  • نويسنده اصلي

    فتحي، محمد رسول

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه: سرطان پستان شايع ترين سرطان در ايران و جهان و دومين علت مرگ ناشي از سرطان در جهان مي باشد. با توجه به نقش مهم ويژگي هاي هيستوپاتولوژيك و مولكولي سرطان پستان در نحوه برخورد و درمان و كاهش ريسك و عوارض آن و از طرفي با توجه به شيوع بالاي آن و كمبود اطلاعات اپيدميولوژيك درباره ي آن در جهان و در ايران و خصوصا سنندج، مطالعه ي حاضر به بررسي فراواني و خصوصيات هيستوپاتولوژيك توده هاي بدخيم پستاني و ارتباط آن ها در شهر سنندج در سال هاي 1398، 1399 و 1400 مي پردازد. مواد و روش ها: كليه ي گزارش هاي پاتولوژي نمونه برداري بافت پستان آزمايشگاه نور شهر سنندج در سال هاي 1398، 1399 و 1400(1631مورد) به روش سرشماري مورد بررسي قرار گرفتند. از اين تعداد 621 مورد مربوط به توده هاي بدخيم پستان بودند كه پس از حذف بر اساس معيارهاي خروج، 597 مورد از سرطان هاي پستان باقي ماندند كه در مورد آن ها نوع پاتولوژيك و خصوصيات مولكولي استخراج و پس از ورود به نرم افزار SPSS 26 با استفاده از تست هاي كاي اسكوار، ANOVA آناليز آماري آن ها و بررسي ارتباط بين آن ها انجام شد. يافته ها: از ميان 1631 نمونه بيوپسي پستان، 1034 مورد (64%) خوش خيم و 597 مورد (36%) بدخيم بودند. 99٪ (591 مورد) بيماران مبتلا به سرطان پستان، زن و 1% (6 مورد) آن ها مرد هستند. ميانگين سني افراد حاضر در مطالعه 11.887±49.73 سال بود. مسن ترين فرد حاضر در اين مطالعه 89 سال و جوان ترين آن ها 25 سال سن داشتند كه به ترتيب مبتلا به Infiltrating lobular carcinoma و Infiltrating ductal carcinoma بودند. بيشترين ميانگين سني بيماران در زمان تشخيص مربوط به Metaplastic Breast Cancer با ميانگين سن10.58±55.09سال و كمترين آنها مربوط به Mucinous Carcinoma با ميانگين سن5.03±44.75سال و مي باشد.بيشترين فراواني توده هاي بدخيم پستان مربوط به Infiltrating ductal carcinoma (82.7%-494مورد) بود و پس از آن در رده هاي بعدي Infiltrating Lobular Carcinoma (8.2%-49مورد) ، Infiltrating Ductal Carcinoma & Papillary Carcinoma (5.9%-35مورد)،Metaplastic Breast Cancer )1.8%-11مورد) و Mucinous Carcinoma (1.3%- 8مورد) قرار داشتند. بيشترين فراواني توده هاي بدخيم پستان مربوط به Luminal A (56.63%-239مورد) بود و كمترين آن ها مربوط به Luminal B(12.73%-54مورد) بود. توده هاي TNBC 16.74% كل موارد راتشكيل مي دادند. اكثريت توده هاي بدخيم مورد بررسي در grade2 (41.2%) و سپس grade1 (40.3%) قرار داشتند. ER، PR، HER2، Ki-67 به ترتيب در 71.4%، 63.2%، 19.4% و 74.2% توده هاي بدخيم، مثبت بودند. Stromal lymphocytic infiltration در 4% توده هاي بدخيم كه همه ي آن ها Infiltrating Ductal Carcinoma بودند Severe، و در 63.9% توده ها mild بود. Lymphatic invasion، Venus Invasionو Perineural Invasion به ترتيب در 26.1%، 8.3% و 11.4% توده هاي بدخيم وجود داشتند. از بين نمونه هايي كه براي آن ها بيوسي Lymph node درخواست شده بود 14.3% (معادل 69%) متاستاز به Lymph node داشتند. بين انواع پاتولوژيك توده هاي بدخيم پستان با grade، Ki-67 و STI آن ها ارتباط معناداري وجود دارد. (P<0.001) اما اين ارتباط با ER،PR و HER2 مشاهد نشد. سن بيماران با هيچكدام از رسپتورهاي هورموني به جز Ki-67 ارتباط نداشت.(P=0.004) بين سن و grade تومور ارتباط نيز معناداري يافت نشد. (P=0.063) بين ER، PR، HER2، Ki-67 و STI توده هاي بدخيم پستان با grade آن ها ارتباط معناداري وجود دارد. (P<0.001) STI نيز با ER، PR، HER2، Ki-67 ارتباط داشت. اين در حالي است كه lymphatic invasion با grade و ER در ارتباط بود اما با PR، HER2 و Ki-67 اربتاط نداشت. انواع TNBC با سن ارتباطي نداشتند امّا با Lymph node metastasis ارتباط معناداري داشتند. نتيجه گيري: با آگاهي بخشي به جامعه و كاركنان سلامت درباره ي علايم و عوارض سرطان پستان و پيوند آن با درمان مؤثر سرطان پستان، علاوه بر پيشگيري از ابتلا و بهبود نتايج درمان، مي توان از سرطان پستان به عنوان يك "الگو" براي بهبود مديريت ساير سرطان ها و بيماري ها استفاده نمود. كلمات كليدي: سرطان؛ پستان؛ پاتولوژي؛ مولكولي؛ سنندج
  • شماره ركورد
    216628
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    بهرام نيكخو