عنوان
عوامل مرتبط با ميزان جمعيت زنبور عسل و ارتباط آن ها با زمستان گذراني كلني ها
نويسنده اصلي
صفرنوراله، شقايق
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
علوم دامي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
يكي از نگرانيهاي اصلي صنعت زنبورداري، سلامت و بقاي كلنيها در طي فصل زمستان يا بهاصطلاح زمستان گذراني است، چرا كه دماي محيط يكي از عوامل اصلي موثر بر رشد لارو زنبورهاي عسل است و به همين دليل قرار گرفتن طولاني مدت كندو در معرض دماي سرد منجر به مرگ و مير بالاتر لاروهاي زنبور عسل و نيز كاهش طول عمر زنبورهايي خواهد شد كه به سن بلوغ خواهند رسيد. زنبورداران ميتوانند با اندازهگيري ميزان تلفات زمستانه، علاوه بر آگاهي نسبي از سطح همخوني در زنبورستان خويش، به طور جداگانه ميزان موفقيت يا عدم موفقيت هر كلني در زمستانگذراني را نيز تخمين بزنند و اقدامات لازم جهت بهبود عملكرد كلنيهايي كه قدرت زندهماني نوزادان آنها كمتر است را انجام دهند. مطالعهي حاضر با هدف ارزيابي عوامل مؤثر بر ميزان جمعيت زنبور عسل و ارتباط آنها با قدرت زمستانگذراني كلنيهاي زنبور عسل انجام شد. بدين منظور اطلاعات 198 كلني طي سالهاي 1398 و 1399 در ايستگاه تحقيقات زنبور عسل و پرورش ملكه استان گيلان مورد بررسي قرار گرفت كه 105 كلني مربوط به سال 1398 و 93 كلني نيز مربوط به سال 1399 بود. دادهها در طي دو نوبت در هر سال، يكبار قبل از فصل سرد سال يعني تابستان و بار ديگر بعد از اتمام فصل سرد سال و در آغاز فعاليت زنبورهاي عسل در فصل بهار جمعآوري گرديد. ميزان ذخيرهي گردهي گل هر كندو، رفتارهاي بهداشتي، قدرت ادامه حيات نوزادان، جمعيت نوزادان و زنبورهاي بالغ قبل از زمستانگذراني اندازه گيري شد.تجزيه و تحليل دادهها توسط نرم افزار SAS 9.4 (2022) و با استفاده از رويهي Genmod و با لحاظ نمودن تاثير عوامل مختلف بر قدرت زمستان گذراني به طور همزمان مورد بررسي قرار گرفت. نتايج كلي حاصل از اين پژوهش نشان داد كه رفتارهاي بهداشتي اثر معنيداري بر قدرت زمستانگذراني نداشته است (05/0P>). با تخمين نسبت بخت نيز روشن شد كه اختلاف معني داري در بين دو گروه مورد بررسي وجود ندارد (05/0P>). ليكن اثر قدرت ادامه حيات نوزادان بر قدرت زمستانگذراني معنيدار بود (05/0P<). رابطهي بين تعداد سلولهاي خالي شمارش شده براي ارزيابي اين صفت و ميزان تلفات زمستانه نيز نشان داد كه كاهش قدرت ادامه حيات نوزادان، افزايش تلفات زمستانه را بهدنبال خواهد داشت. يكي از عوامل موثر بر زمستان گذراني كندوهاي زنبور عسل ذخاير غذايي كندو مي باشد بنحوي كه بايد ذخاير عسل زمستان به اندازه اي باشد كه كندو بتواند ايام سرد سال را تا رسيدن به فصل بهار و برقراري طبيعي جريان شهد به كندو بخوبي سپري نمايد. از آنجايي كه گرده نقش مهمي در پرورش لاروهاي زنبور عسل دارد لذا در اين تحقيق تاثير ميزان ذخيرهي گردهي گل قبل از فصل سرد سال به عنوان يك منبع غذايي بر قدرت بقا در فصل زمستان مورد بررسي قرار گرفت كه از لحاظ آماري معني دار نبود(05/0<P). بعلاوه تاثير جمعيت نوزادان قبل از فصل سرد سال نيز بر قدرت زمستان گذراني معني دار نبود (05/0<P)، ليكن جمعيت زنبورهاي بالغ قبل از فصل سرد سال تا حد زيادي بر ميزان موفقيت كلني در زمستان گذراني مؤثر و از نظر آماري كاملا ًمعنيدار بود (05/0P<). رابطهي بين جمعيت زنبورهاي بالغ قبل از فصل سرد سال و ميزان تلفات زمستانه نشان داد كه هرچقدر ميزان جمعيت زنبورهاي بالغ در كندو بيشتر باشد، ميزان تلفات زمستانه كاهش مييابد. از آنجايي كه در برخي مناطق و در برخي از سال ها زنبورها شهد كافي براي زنده ماندن در فصل زمستان جمع آوري نمي كنند، لذا در اين تحقيق تاثير سال نيز بر قدرت زمستانگذراني مورد بررسي قرار گرفت كه با توجه به محدود بودن تعداد سالهاي مورد بررسي (فقط دو سال) اين تفاوت از لحاظ آماري معنيدار نبود (09/0=P). تخمين نسبت بخت موفقيت كلنيهاي سال 1398 در امر زمستانگذراني در برابركلنيهاي سال 1399 نيز برآورد گرديد و نتايج اين بخش نيز نشان داد كه اختلاف بين اين دو سال از لحاظ آماري معنيدار نمي باشد (05/0P>). بعبارت ديگر سالهاي مورد بررسي تفاوت قابل توجهي در زمستان گذراني كندوهاي مورد بررسي نداشته اند.
شماره ركورد
221571
گرايش رشته تحصيلي
ژنتيك و اصلاح نژاد دام و طيور
دانشكده
مهندسي كشاورزي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان