• عنوان

    بررسي ارتباط خارش و درد ناشي از سوختگي بر سلامت روان بيماران سوختگي بيمارستان ولايت رشت در سال 1401

  • محل تحصيل
    بندرانزلي
  • چكيده
    مقدمه : از جمله حوادثي كه ممكن است در زندگي رخ دهد سوختگي مي باشد. هنگامي كه به سوختگي فكر مي كنيم، ممكن است ، فوراً به پيامدهاي مرتبط با آن، مانند كيفيت اسكار و ناتواني جسمي ناشي از جاي زخم را در نظر بگيريم. اين در حالي است كه عوارض بعد از سوختگي شامل طيف وسيع تري از پيامدها، از جمله پيامدهاي جسمي، رواني و اجتماعي، و همچنين ناتواني ها و تغيير شكل است. از رايج ترين عوارض سوختگي ايجاد خارش و درد بوده كه سبب مي شود بر سلامت روان بيمار تاثير بگذارد. سلامت روان امري مهم در زندگي هر فردي مي باشد. با توجه به موارد زياد سوختگي، و همچنين رايج بودن خارش و درد ناشي از آن، بررسي تاثير اين نوع عوارض بر سلامت روان بيماران سوختگي احساس مي شود. اين پايان نامه به بررسي ارتباط خارش و درد ناشي از سوختگي بر سلامت روان بيماران سوختگي در بيمارستان ولايت رشت مي¬پردازد. روش اجرا: در اين مطالعه با استفاده از اطلاعات فردي بيماران و ابزار مقياس عددي درجه بندي درد(NRS) )و پرسشنامه خارش يوسيپويچ(Yosipovitch) ( شدت خارش بر اساس VSA ارزيابي مي‌شود ) وپرسشنامه اختصاصي سلامت عمومي كه در سال 1972 توسط Goldberg ساخته شده، مي باشد. باتوجه به اينكه در روش اجرا پيگيري بيماران وجود دارد لذا احتمال ريزش را 20 درصد در نظر گرفتيم، در اينصورت حداقل حجم نمونه 74 بيمار به روش تصادفي ساده انتخاب شد. بيماران با معيارهاي ورود، در مطالعه وارد شده و با پيگيري و آموزش اوليه، آنان را براي ورود به پژوهش آماده كرديم. سپس پرسشنامه¬ها را در يك ماه ، سه ماه و شش ماه بعد سوختگي در اختيار بيماران مورد مطالعه قرار داده و تغييرات به وجود آمده مورد سنجش و ارزيابي قرار گرفتند . اطلاعات گردآوري شده با استفاده از نرم¬افزارهاي آماري مورد تحليل قرار گرفته و ميزان تاثير خارش و درد برسلامت روان بيماران مشخص گرديد. بيماران بعد از ترخيص تا چند ماه در فواصل تعيين شده به درمانگاه سوختگي مراجعه نموده و مورد ارزيابي قرار گرفتند، هم چنين تحت نظر متخصص درد و فوق جراحي پلاستيك و با صلاحديد آنان ،درمان هاي معمول و استاندارد سوختگي براي بيماران تجويز شد. نتايج: از 78 نفر بيمار تحت بررسي در اين پژوهش، تعداد 45 نفر مرد و تعداد 33 نفر زن نيز بوده¬اند بررسي اطلاعات جمع¬آوري شده نشان مي¬دهند بيشترين موارد به ميزان 9/35 درصد دچار سوختگي درجه دو و سه شده¬اند. نتايج به دست آمده نشان دهنده آن است كه بين ميانگين ميزان سلامت روان بيماران در سه مقطع اندازه¬گيري شده، تفاوت معنادار و داراي روند افزايشي در طول زمان بوده است(P<0/0001). همچنين بين ميانگين سلامت روان بيماران در ماه اول و ماه ششم، ماه اول و ماه سوم، ماه سوم و ماه ششم تفاوت معناداري وجود داشته و با گذشت زمان سلامت روان بيماران افزايش يافته است (P<0/001). در بررسي نتايج، بين ميانگين شدت خارش بيماران در سه مقطع اندازه¬گيري شده متفاوت بوده و داراي روند كاهشي در طول زمان بوده است (P<0/0001). بين ميانگين شدت خارش بيماران در ماه اول و ماه ششم، ماه اول و ماه سوم ، ماه سوم و ماه ششم تفاوت معناداري وجود داشته و با گذشت زمان شدت خارش بيماران كاهش يافته است (P<0/001). در مقايسه ميانگين ميزان شدت درد به تفكيك جنسيت نتايج نشان دهنده آن بود كه بين ميانگين ميزان شدت درد در دو گروه تفاوت معناداري وجود ندارد. همچنين، در مقايسه ميانگين ميزان شدت درد بر اساس درجه سوختگي بيماران تفاوت معناداري در سه گروه مشاهده نگرديد. نتيجه¬گيري: بر اساس نتايج به دست آمده مشخص شده است كه ارتباط معكوس و معنا¬داري بين شدت خارش، شدت درد و درصد سوختگي با نمره سلامت روان بيماران وجود دارد كه در هر سه مقطع يك ماه، سه ماه و شش ماه پس از عمل وجود داشته و هرچه زمان پس از ترخيص طولاني‌تر مي‌شود شدت خارش و درد كاهش مي‌يابد و نمره سلامت روان بالا مي‌رود. كليدواژه ها: خارش، درد، سوختگي، سلامت روان
  • شماره ركورد
    221586
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان