عنوان
بررسي وضعيت عملكرد دست بدنبال درمان نگهدارنده در Supracondylar Humerus Fractures همراه با Pink Pulseless Hand در كودكان
محل تحصيل
بندرانزلي
چكيده
مقدمه: يكي از شايع ترين شكستگيهاي اندام فوقاني در دوران كودكي مربوط به شكستگي سوپراكنديلار استخوان بازو(SCHFX) مي باشد كه بخش عمده اي از كل شكستگيهاي مفصل آرنج كودكان را شامل ميشود. تشخيص زود هنگام اين دسته از آسيب ها امري بسيار ضروري است زيرا در برخي از موارد آسيبهاي نورووسكولار وارد شده در اين ناحيه از خود شكستگي مهم تر و نيازمند مداخله سريع براي حفظ اندام مي باشد. اصطلاح دست صورتي بدون نبض (PPH) معمولا در شرايطي بكار برده مي شود كه كودك همراه با SCHFX داراي خون رساني مناسب در نبود نبض راديال باشد. لذا در اين مطالعه به تعيين وضعيت عملكرد دست بدنبال درمان نگهدارنده در SCHFX همراه با PPHدر كودكان پرداخته شده است.
روش كار: در اين مطالعه ي توصيفي-مقطعي، نمونه گيري به روش تمام شماري از تمامي كودكان كه پرونده الكترونيك آنها در دسترس بود و به بيمارستان پورسينا شهر رشت در فاصله ي زماني سال 1389 تا سال 1399، به علت SCHFX مراجعه كرده بودند، انجام شد كه تعداد 26 بيمار مورد بررسي قرار گرفت. پس از تماس تلفني با بيماران نوع شكستگي (درجه بندي بر اساس Gartland Type I, II,II) و بررسي عملكرد دست با استفاده از پرسشنامه¬ي 11 سوالي Quick DASH با معيار نمره گزاري ليكرت (بدون مشكل (1)، كمي مشكل (2)، نسبتا متوسط (3)، مشكل شديد (4) و ناتواني (5)) سنجيده شد. اطلاعات سن و جنس بيماران از پرونده ي بيمارستاني آنها استخراج شد. سپس پرسشنامه نمره گزاري شد و داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد بررسي قرار گرفت. سطح معناداري كمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
نتايج: در مطالعه ي حال حاضر، 4/65 % از كودكان تحت بررسي را پسران تشكيل دادند. ميانگين سن كودكان مورد تحقيق 19/3 ± 84/6 سال بود و 4/65 % از كودكان در گروه سني 3 تا 7 سال و 6/34% در گروه سني 8 تا 14 سال بودند. 8/53 % ، 9/26% و 2/19% از كودكان تحت درمان SCHFX همراه با PPH به ترتيب داراي شكستگي Gartland Type III ، Type II و Type I بودند. ميانگين نمره ي درصد ناتواني عملكرد اندامهاي فوقاني بر اساس پرسشنامه Quick DASH برابر با 68/5 ± 47/13 درصد بود. 2/69 %، 1/23 %، 8/3 % و 8/3% از كودكان به ترتيب داراي توانائي كامل استفاده از اندام فوقاني، ناتواني خفيف عملكرد اندام فوقاني، ناتواني خفيف تا متوسط عملكرد اندام فوقاني و ناتواني متوسط تا شديد عملكرد اندام فوقاني بودند. نتايج نشان داد كه ارتباط آماري معني داري بين وضعيت عملكرد (ناتواني) اندام فوقاني در كودكان بر حسب جنسيت، رده ي سني و نوع شكستگي وجود نداشت (P>0.05).
نتيجه گيري: بر اساس نتايج اين مطالعه، تعداد زيادي از كودكان تحت درمان نگهدارنده SCHFX همراه با PPHبدون بكار گيري عمل جراحي، داراي توانائي كامل استفاده از اندام فوقاني بودند كه بيانگر نتيجه موفقيت آميز درمان نگهدارنده بدون دخالت عمل جراحي در اين كودكان مي باشد. از اين رو بررسي دقيق نياز يا عدم نياز به جراحي در كودكان SCHFX همراه با PPHبا افزايش رضايتمندي بيماران به دليل كاهش مدت بستري در بيمارستان و كاهش فشار رواني، همراه خواهد بود.
واژگان كليدي: شكستگي سوپراكنديلار، دست صورتي بدون نبض، شكستگيهاي اندام فوقاني
شماره ركورد
225218
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان