عنوان
بررسي تاثير آموزش مبتني بر نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده بر ميزان خود¬مراقبتي مراجعين به مركز مشاوره زنان شهر سنندج در سال 1400
نويسنده اصلي
حسين فخرآبادي، مبينا
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
آموزش مامايي
چكيده
مقدمه: زنان به علت تفاوت¬هاي بيولوژيكي و اجتماعي در برابر رفتارهاي پرخطر جنسي آسيب¬پذيرترند و توجه به خودمراقبتي آن¬ها از اهميت بيشتري برخوردار است. از روش¬هاي كاهش آسيب در زنان، آموزش¬هاي تئوري محور هستند. در اين بين، نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده جزو تئوري¬هاي مناسب براي مطالعه رفتار است. مطالعه حاضر با هدف تعيين تاثير آموزش مبتني بر نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده بر ميزان خود¬مراقبتي مراجعين به مركز مشاوره زنان شهر سنندج در سال 1400 انجام شد.
مواد و روش¬ها: ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ يك مطالعه مداخله¬اي از نوع قبل و بعد بود كه بر روي 70 نفر از زنان داراي پرونده در مركز مشاوره زنان شهر سنندج انجام شد. افراد داراي معيارهاي ورود به مطالعه انتخاب و سپس به روش تصادفي ساده در دو گروه 35 نفري مداخله و كنترل تخصيص داده شدند. ابزار گردآوري اطلاعات، شامل فرم اطلاعات جمعيت شناختي و پرسشنامه 63 سوالي و محقق ساخته خودمراقبتي مبتني بر نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده، يكبار قبل از مداخله و سپس بلافاصله و يك ماه بعد از مداخله توسط شركت¬كنندگان تكميل گرديد. افراد گروه مداخله پنح جلسه (هر هفته يك جلسه 90 دقيقه¬اي) آموزش مبتني بر نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده به صورت سخنراني، پرسش و پاسخ و نمايش فيلم دريافت كردند. جهت تجزيه و تحليل داده¬ها از نسخه 26 نرم¬افزار SPSS و آزمون¬هاي تحليل واريانس، تي دو نمونه مستقل، كاي اسكوئر، من ويتني و آزمون دقيق فيشر استفاده شد. سطح معناداري كمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
يافته¬ها: نتايج حاصل از مطالعه نشان داد كه قبل، بلافاصله و يك ماه بعد از مداخله، ميانگين نمرات سازه¬هاي نگرش، هنجارهاي انتزاعي، كنترل رفتاري درك شده، قصد و رفتار بين دو گروه مداخله و كنترل تفاوت آماري معناداري باهم نداشت (05/0 < P). قبل از مداخله ميانگين نمرات رفتار خودمراقبتي در گروه مداخله و كنترل به¬ترتيب 41/3 ± 2/6 و 41/2 ± 61/7 ، بلافاصله بعد از مداخله در گروه مداخله و كنترل به¬ترتيب 53/3 ± 25/6 و 01/2 ± 00/7 و يك ماه بعد از مداخله در گروه مداخله و كنترل به¬ترتيب 45/3 ± 51/7 و 00/2 ± 00/6 بدست آمد. قبل و بلافاصله بعد از مداخله، فراواني رفتارهاي خودمراقبتي بين دو گروه تفاوت آماري معني¬داري نداشت؛ اما يك ماه بعد از مداخله تمامي رفتارهاي خودمراقبتي به¬جز مراجعه به پزشك جهت كنترل سلامتي (051/0= P)، در دو گروه تفاوت آماري معني¬داري داشتند. در مقايسه درون گروهي در گروه مداخله، نمرات كليه سازه¬هاي نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده بجز كنترل رفتاري درك شده (012/0= P)، قبل، بلافاصله و يك ماه بعد از مداخله تفاوت آماري معني¬داري نداشتند و در مقايسه درون گروهي در گروه كنترل، نمرات كليه سازه¬هاي نظريه، قبل، بلافاصله و بعد از مداخله تفاوت آماري معني¬داري نداشتند.
نتيجه¬گيري: از آن¬جايي كه نتايج مطالعه نشان داد آموزش مبتني بر نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده، بر فراواني رفتار خودمراقبتي زنان موثر بوده است، توصيه مي¬شود اين روش در آموزش¬هاي زنان توسط ماماها به¬كار گرفته شود و با توجه به غيرموثر بودن اين آموزش بر سازه¬هاي نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده، پيشنهاد مي¬گردد مطالعات بيشتري با طراحي و اجراي مداخله¬اي مبتني بر نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده در محيط¬هاي با فرهنگ¬هاي متفاوت انجام شود.
واژه¬هاي كليدي: خودمراقبتي، نظريه رفتار برنامه¬ريزي شده، آموزش
شماره ركورد
225673
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
مامايي
دانشكده
پرستاري مامايي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
روناك شاهويي