عنوان
بررسي تغييرات كاربري اراضي با استفاده از رويكرد اكولوژي سيماي سرزمين (مطالعه موردي: حوزهي سد زاگرس در گيلانغرب)
رشته تحصيلي
علوم و مهندسي محيط زيست گرايش ارزيابي و آمايش سرزمين
تاريخ دفاع
10/19/2021 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
واژگان كليدي: توسعه كشاورزي، تغييرات كاربري اراضي، رويكرد اكولوژي، سيماي سرزمين، سنجه، ارزيابي تغييرات، پيشبيني، زنجيره ماركوف، سد زاگرس، كرمانشاه
چكيده
چكيده
بهمنظور برنامهريزي صحيح براي مديريت محيطزيست، آگاهي به تغييرات كاربري اراضي درگذر زمان اهميت كليدي دارد. حال اگر اين آگاهي به تغييرات پيشآمده منجر بهپيش بينيهاي براي آينده شود برنامههاي راهبردي قابل پيادهسازي است. حوزه آبخيز سد زاگرس در استان كرمانشاه از اطراف توسط شهرستانهاي دالاهو، سرپل ذهاب، اسلامآباد غرب و گيلانغرب محصور است. اين حوزه در دهه گذشته تغييرات شديد كاربري اراضي را تجربه كرده است بااينحال مطالعهي بر روي اين محدوده انجام نگرفته است. بهمنظور مطالعه اين محدوده از تصاوير ماهواره لندست 8 در سالهاي 2010 و 2020 براي ارزيابي تغييرات رخداده استفاده شد. پيشپردازشهاي لازم شامل تصحيحات هندسي و اتمسفري بر روي باندهاي مختلف تصاوير اين ماهواره انجام گرفت. بهمنظور بازسازي شرايط و انتخاب نمونه تعليميهاي صحيح از تصوير رنگي كاذب (FCC) و همچنين شاخص پوشش گياهي (NDVI) استفاده شد. در اين پژوهش طبقهبندي به كمك نقاط تعليمي به تعداد 730 نقطه از طبقات كاربري كشاورزي، جنگل، مراتع و مناطق مسكوني به روشهاي شبكه عصب مصنوعي (ANN)، ماشين بردار پشتيبان (SVM) و تئوري حداكثر احتمال (Maximum Likelihood) انجام گرفت. سنجههاي سيماي سرزمين در دو سطح كلاس و سيماي سرزمين به كار گرفته شد و تغييرات رخداده در سيماي سرزمين كمي شد. پس از محاسبه تغييرات با استفاده زنجيره ماركوف پتانسيل تغييرات بين كاربريهاي مختلف به دست آمد و با استفاده از مدل CA- Markov پيشبيني براي سال 2030 انجام گرفت. بر اساس نتايج كاربري كشاورزي در سال 2010 43/23933 هكتار مساحت داشت كه مساحت آن در سال 2020 به 09/25344 هكتار افزايش پيدا كرد. اين افزايش مساحت درنهايت بر اساس پيشبيني مساحت اين كاربري در سال 2030 به 38/28447 افزايش پيدا خواهد كرد كه اين تغييرات نشاندهنده غالبيت اين كاربري در تغييرات رخداده است. كاربري جنگل و مراتع روندي كاهشي در مساحت داشتند و تغييرات كاهشي براي سال 2030 نيز پيشبيني شد. سنجههاي سيماي سرزمين در حوزه نيز آشكاركننده تغييرات محسوس در سطح كلاس و سيماي سرزمين بود بر اساس نتايج حاصل از متريك آنتروپي بينظمي و آشفتگي در مرز كاربريهاي طبيعي مانند جنگلها و مراتع از سال 2010 تا 2020 روندي افزايشي داشته و بيشتر شده است. سنجه تعداد لكه (NP) و سنجه پيوستگي (CONTAG) نيز نشان دادند كه تغييرات رخداده در محدوده سد زاگرس به سمت تكهتكه شدگي سيماي سرزمين و همچنين كاهش پيوستگي آن بوده است. يافتههاي اين مطالعه نشان ميدهد كه روندهاي آينده تغييرات كاربري اراضي به سمت غالبيت كشاورزي و كاهش اراضي طبيعي ميل خواهد كرد كه لازم است دستگاههاي اجرايي متولي كنترل بيشتري بر روي تخريب اراضي طبيعي حاشيه زمينهاي كشاورزي داشته باشند.
واژگان كليدي: توسعه كشاورزي، تغييرات كاربري اراضي، رويكرد اكولوژي، سيماي سرزمين، سنجه، ارزيابي تغييرات، پيشبيني، زنجيره ماركوف، سد زاگرس، كرمانشاه
شماره ركورد
226027
دانشگاه
دانشگاه اردکان
استاد راهنما
مروتي مريم morovati maryam