• عنوان

    تبيين تاريخي نسبت امامان شيعه با علوم غيرديني

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    رفته شود. اين فرضيه(وجود شواهد تاريخي دال بر آگاهي امام ازعلوم بشري و استفاده از منابع اين علوم) را افزون بر احاديث موجود، با استناد به شواهد تاريخي، چون استفاده ائمه از انواع منابع مكتوب،سفارش و كوشش آنان در كسب آگاهي¬هاي تاريخي، بهره مندي از موهبت عقل و تفكر، سفارش به مطلق مشورت و استفاده از آن، مراجعه عادي به انواع روايات و گزارش هاي متعارف، مي¬توان اثبات كرد. نتيجه اين بررسي، مي¬تواند آگاهي هاي امامان از دانش¬هاي غيرددر باور شيعيان اماميه، امام علي عليه السلام و ده تن از فرزندان ايشان، به مدت 249 سال(11-260ق)-به صورت حضوري- امامت و مرجعيت سياسي و معنوي امت را بر اساس نصوص ديني بر عهده داشته¬اند. درباره جايگاه و نقش و اختيارات آنان، پيوسته، موضوعات و مسائل گوناگوني در روايات موجود و در ميان صاحب‌نظران مطرح بوده¬است. يكي از مهم‌ترين آن‌ها، موضوع «علم امام» و مسائل پيرامون آن بوده¬است. يكي از مسائل مربوط به علم امام، بررسي شواهد تاريخي دال بر آگاهي امام از علوم بشري و منابع اين علوم است. درباره تسلط فوق بشري ائمه بر علوم ديني، اختلاف چشمگيري در ميان علماي شيعه نمي¬توان يافت، بلكه احاطه كامل امام بر علوم ديني را شرط امامت دانسته¬اند. آن چه كه مايه گفتگو و اختلاف در ميان محدّثان و متكلمان شيعي است، ميزان آگاهي ايشان بر علوم غيرديني است. برخي از ايشان، مانند نوبختيان معتقدند كه امامان بالفعل و درحال، بر جميع امور و علوم، آگاهي كامل دارند؛ اما جريان شيخ مفيد و شاگردان ايشان معتقدند كه آگاهي بر علوم غيرديني از لوازم و ضروريات مقام امامت نيست اگرچه آنها مي¬توانند از اين علوم آگاه باشند. در اين ميان، البته جريان‌هاي ديگري مانند افراد منتسب به غلو نيز بوده¬اند كه به تسلط تام و كامل امامان بر جميع علوم ديني و غيبي و بشري اصرار ورزيده¬اند. دانش امام از نظر آنان به گونه¬اي است كه مي¬تواند هم سنگ دانش خداوند در نظر گيني را تصريح كند؛ دوم اينكه نظريه حداكثري درباره علوم ائمه و منابع غير¬بشري آن را مورد تشكيك قرار دهد؛ سوم اينكه، رويكرد غلوآميز درباره مواد و منابع علوم آنان را به چالش بكشد. مطلب ديگر اينكه، عملكرد امامان در حوزه علوم غيرديني نشان مي¬دهد كه در برخي موارد مانند حقوق اجتماعي و حقوق فردي، چون امامان نسبتي ميان وظايف خود در جايگاه امامت و اين علوم متصور بودند، علاوه بر سفارش¬هاي تك نفره، به ايراد خطابه در جمع¬هاي عمومي نيز مي¬پرداختند و گاهي نيز دست به نگارش مستقيم مي¬زدند يا املا كردن به اصحاب را انجام مي¬دادند. درباره دانش¬هايي چون كيميا و طب به دلايل مختلف، امامان بيشتر در جمع¬هاي خصوصي يا نشست¬هاي صميمي، نظر خود را ابراز مي كردند؛ چون نسبتي بين جايگاه امامت و انتظارات مردم از امامان نمي¬ديدند. البته شايد نقش حكومت در انحصاري كردن برخي دانش¬ها را در عدم ابراز يا پرهيز از دخالت در اين علوم را نيز بتوان فرض كرد.
  • شماره ركورد
    226416
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • رشته تحصيلي
    تاريخ تشيع
  • استاد راهنما
    حسين عزيزي , محمدعلي چلونگر