عنوان
بررسي ارتباط هوش هيجاني، تنظيم هيجان و الكسيتيميا با آسيب تروماتيك مغزي بزرگسالان در مراكز درماني شهر رشت
محل تحصيل
رشت
چكيده
چكيده:
زمينه: از طيف گسترده¬اي از عواقب آسيب تروماتيك مغزي TBI))، نقايص هيجاني جزو شايع¬ترين، پايدارترين و چالش برانگيزترين مشكلات مي-باشند. با اين حال، آن¬ها در مقايسه با ساير اختلالات، كمتر مورد توجه پژوهشگران بوده¬اند. از آنجا كه عملكرد هيجاني در بهزيستي و كيفيت زندگي اين بيماران ضروري است، تلاش ما براي كاهش اين شكاف پژوهشي است. ارزيابي دقيق ماهيت نقص در هوش هيجاني، تنظيم هيجان و ميزان الكسيتيميا در اين بيماران ضروري است و در روند تهيه برنامه¬هاي مناسب و كارآمد توانبخشي و مداخله درماني پس از TBI مهم است.
اهداف: اين مطالعه با هدف مقايسه افراد مبتلا به TBI و افراد سالم در متغيرهاي هوش هيجاني، تنظيم هيجان و الكسيتيميا انجام شد.
روشها: اين مطالعه هم¬گروهي است. اين مطالعه در جامعه آماري بيماران مبتلا به TBI مراجعه¬كننده به مركز آموزشي و درماني پورسينا شهر رشت در شش ماه اول سال 1400 انجام شد. جهت انجام مطالعه، 39 بيمار TBI كه در شش ماه اول سال 1399 در مركز آموزشي و درماني پورسينا شهر رشت بستري بوده و اطلاعات پزشكي و تماس آن¬ها در بخش مدارك پزشكي بيمارستان در دسترس هست، به شيوه تصادفي ساده از روي پرونده بيماران انتخاب شدند. پس از آن، 39 فرد سالم از دوستان، بستگان يا مراقبان بيماران كه از لحاظ سن و جنس با بيماران TBI همسان بوده و هيچ¬گونه سابقه ضايعه مغزي نداشته¬اند وارد مطالعه گرديدند. جهت همسان¬سازي اين افراد از لحاظ سن، گروه بيماران TBI در چند رده، دسته بندي شده و از لحاظ جنس نيز تعداد زن و مرد آنان مشخص گرديد سپس به همان تعداد از لحاظ سن و جنس، گروه افراد سالم انتخاب شد. براي جمع¬آوري داده¬ها از فرم اطلاعات جمعيت¬شناختي و بيماري،نسخه فارسي مقياس هوش هيجاني وانگ و لاو (WLIES; Wong & Law, 2002)، مقياس دشواري در تنظيم هيجان (DERS; Gratz and Roemer, 2004) و مقياس 20 آيتمي الكسيتيميا تورنتو (TAS-20; Bagby et al., 1994) استفاده شد. تحليل داده¬ها با استفاده از نرم¬افزار آماري SPSS-24 در دو بخش توصيفي و تحليلي انجام شد. در بخش توصيفي از ميانگين و انحراف معيار براي داده¬هاي كمي و تعداد و درصد براي داده¬هاي كيفي استفاده شد. به منظور بررسي نرماليتي متغيرهاي نمره هوش هيجاني، تنظيم هيجان و الكسيتيميا از نمودار Q-Q و آزمون شاپيرو- ويلك استفاده شد. در بخش تحليلي از آزمون¬هاي T مستقل و آناليز واريانس يك طرفه (در صورت عدم برقراري فرض نرماليتي از آزمون¬هاي ناپارامتري متناسب شامل آزمون من ويتني يو و كروسكال- واليس) و روش رگرسيون خطي چند متغيره استفاده شد.
نتايج: مطالعه نشان داد نمرات هوش هيجاني و الكسيتيميا در بيماران آسيب تروماتيك مغزي بر حسب متغير تعداد ضايعه معني¬دار بوده است. ميانگين نمره هوش هيجاني در گروه مولتي فوكال پايين¬تر(p_value=0/033) و الكسيتيميا در اين گروه بالاتر بود(p_value=0/051)و هم¬چنين نمره تنظيم هيجان در بيماران آسيب تروماتيك مغزي بر حسب متغيرهاي تعداد ضايعه، شدت ضايعه معني¬دار بوده است. بطوري¬كه با افزايش شدت ضايعه ميانگين اين نمره نيز افزايش مي¬يافت(p_value=0/031). از بين عوامل فردي مورد مطالعه، جنسيت نيز با دشواري در تنظيم هيجان ارتباط آماري معني¬داري داشته است بطوري كه اين نمره در خانم¬ها بيشتر از آقايان بود و خانم¬ها نسبت به آقايان در تنظيم هيجان دشواري بيشتري داشته¬اند(p_value=0/031). از بين عوامل فردي مورد مطالعه، تحصيلات نيز با آلكسيتيميا ارتباط آماري معني¬داري داشته است بطوري¬كه با كاهش سطح تحصيلات نمره آلكسيتيميا افزايش مي¬يافت.( p_value=0/021)
نتيجه گيري: نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد ميانگين هوش هيجاني و تنظيم هيجاني در بيماران مبتلا به TBI ضعيف مي¬باشد و اكثر اين بيماران دچار واگويي عاطفي هستند، لذا پيشنهاد ميشود مطالعهاي در خصوص چگونگي مديريت و كنترل عوارض روانشناختي در اين بيماران و نيز بررسي عوامل پيش¬بيني¬كننده بروز اختلالت هيجاني صورت گيرد.
واژههاي كليدي: هوش هيجاني، تنظيم هيجان، الكسيتيميا، آسيب تروماتيك مغزي
شماره ركورد
226883
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان