عنوان
بررسي تاثير تحريك مكرر مغناطيسي فراجمجمه اي (rTMS ) بر معيار ارزيابي افسردگي هميلتون (HDRS) در بيماران مبتلا به اختلال افسردگي اساسي (MDD) بدون نماي سايكوتيك: يك مطالعه مرور نظام مند و متااناليز مطالعات مداخله اي
نويسنده اصلي
حسن زاده، الهام
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه: افسردگي يك اختلال رواني شايع و رو به رشد است كه از لحاظ شناختي، عاطفي، جسمي و اجتماعي زندگي فرد را تحت تاثير قرار ميدهد. در حال حاضر درمان افسردگي به طور عمده به سه روش دارو درماني، روان درماني و درمان با الكتروشوك انجام مي گردد. بسياري از بيماران افسردگي اساسي به درمان استاندارد با دارو درماني و روان درماني پاسخ نميدهند و كانديد استفاده از روش هاي تعديل عصبي غيرتهاجمي شامل rTMS و ECT هستند. rTMS يك تكنيك تعديل كننده عصبي غير تهاجمي است كه در درمان طيف وسيعي از اختلالات نورولوژيك از جمله افسردگي مورد استفاده قرار ميگيرد. اين تكنيك شامل اعمال ميدان مغناطيسي در نواحي خاصي از قشر مغز به منظور اصلاح تحريك پذيري عصبي در خارج از جمجمه است . اگرچه rTMS به عنوان يك گزينه درماني اميدوار كننده براي اختلال افسردگي عمده در نظر گرفته ميشود اما پاسخ باليني به آن جزئي است كه نشان دهنده نياز به درك كامل تر پاتوفيزيولوژي اختلال افسردگي عمده و مكانيسم هاي دخيل در روند درماني rTMS ميباشد. با توجه به مطالب ذكر شده، در راستاي انتشار اطلاعات باليني در ارتباط با روند درماني rTMS و بروز رساني گايدلاين هاي درماني مرتبط با آن، مطالعه متااناليز حاضر با هدف تعيين تاثير rTMS بر معيار هاي ارزيابي اختلال افسردگي اساسي (MDD ) بدون نماي سايكوتيك طراحي و اجرا گرديد.
مواد و روش ها: در اين مطالعه پس از تعيين كليد واژه هاي اصلي و مترادف هاي آنها، سرچ در پايگاه هاي PubMed (Medline)، Scopus، Embase، Web of Sciences، Cochrane Library، Clinicaltrial.gov مقالات مرتبط از ژانويه 1990 تا ژانويه 2023 جهت استخراج داده بررسي شد و پس از انجام غربالگري، ارزيابي كيفي مطالعات منتخب با استفاده از Version 2 of the Cochrane risk-of-bias tool for randomized trials (RoB 2) انجام گرديد و جهت انجام متاآناليز از نرم افزار STATA نسخه 17 با در نظر گرفتن مدل هاي Fixed and Random (Fixed Effect Models and Random Effect Models)استفاده شد.
يافته ها: نتايج متااناليز نشان داد كه استفاده از rTMS در بيماران مبتلا به MDD بدون علايم سايكوتيك ميتواند ميانگين HDRS را به اندازه 1.46 واحد كاهش دهد. آناليزهاي زير گروهي براساس تعداد جلسات درماني استفاده از rTMS، فركانس دستگاه و جمعيت مورد بررسي انجام شد. نتايج نشان داد در صورتي كه بيماران 10 جلسه يا كمتر rTMS دريافت كنند، ميانگين HRDS 2.60 واحد كاهش پيدا مي كند. در صورت دريافت 11 الي 20 جلسه، ميانگين HRDS 0.28 واحد و با دريافت بيشتر از 21 جلسه ، ميانگين HRDS 0.25 واحد كاهش پيدا مي كند.
براساس فركانس دستگاه rTMS، ميانگين HRDS در 1 هرتز، 10 هرتز و يا بيشتر از 10 هرتز به ترتيب 3.12، 0.49 و 2.97 واحد در بيماران مبتلا به MDD بدون علايم سايكوتيك كاهش پيدا مي كند.
براساس جمعيت مورد بررسي، نتايج نشان داد كه rTMS ميانگين HRDS را در بيماران MDD (2.02) بيشتر از ساير بيماران مانند TDR (0.98) و غيره (0.07) كاهش مي دهد.
نتيجه گيري: براساس نتايج متااناليز حاضر، استفاده از rTMS بر ميانگين HDRS تاثير معني دار و قابل قبولي در راستاي بهبودي در بيماران مبتلا به MDD بدون نماي سايكوتيك دارد. با توجه به نتايج متناقض مطالعات گذشته، اين يافته مي تواند در بروز رساني گايدلاين هاي درماني و مراقبتي و در نهايت تصميم گيري هاي باليني تاثير مثبت و قابل توجهي داشته باشد.
كلمات كليدي: افسردگي؛rTMS ؛ HDRS ؛ MDD
شماره ركورد
226919
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
يوسف مرادي