عنوان
ايجاد شبكه هم بياني ژني مرتبط با ديابت نوع دو و ريسك ابتلا به گليوما
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
مقدمه : تومورهاي اوليه مغزي گليوما به عنوانشايع¬ترين تومور سيستم عصبي مركزي و كشنده¬ترين تومور اوليه مغزي شناخته ميشوند. در گليوما، نرخ ابتلا و مرگومير فزاينده¬اي گزارش شده و شانس بقاي بيماران بهخصوص در ارتباط با گليوبلاستوما پايين است. در ارتباط با اين تومورهاي مغزي، روشهاي تشخيصي و درماني موجود، كارآمدي لازم را ندارند.شناسايي دقيقتر پروفايل مولكولي اين تومور¬ها در راستاي توسعه درمان¬هاي هدفمند و پزشكي شخصي مرتبط با گليوما، نياز ميباشد. يكي از روش¬هاي درك بهتر پروفايل مولكولي تومور، ارزيابي ارتباط آن با فاكتور¬هاي خطر است. ديابت نوع دو، بهعنوان يك بيماري متابوليسمي پيچيده، با سازوكار¬هاي متنوعي براي سرطان¬هاي مختلف فاكتور خطر محسوب مي-شود. در ارتباط با گليوما و ديابت نوع دو، گزارش¬هاي متناقضي وجود دارد كه هيچ يك با رويكرد سيستمي و مولكولي نبوده است. در اين پژوهش، ارتباط پروفايل بياني تومور¬هاي گليوما با ديابت نوع دو در دو فاز بيوانفورماتيكي و آزمايشگاهي ارزيابي شد.
مواد و روش¬ها: در فاز بيوانفورماتيكي از داده¬هاي توالي¬يابي RNAسلول منفرد و تودهاي استفاده شد و با آناليز¬هاي بيان ژن افتراقي و شبكه هم بياني ارتباط ترانسكريپتومي بين دو بيماري ارزيابي شد. نتايج با آناليز¬هاي پاييندستي شامل GSEA مورد تجزيهوتحليل قرار گرفت. در فاز آزمايشگاهي، بيان ژن¬هاي منتخب در سلول هاي تك هسته اي خون محيطي (PBMC) افراد در گروه¬هاي سالم، گليوما درجه دو تا چهار و ديابت نوع دو به روش real time qPCR بررسي و معناداري آن با روش¬هاي آماري سنجيده شد.
نتايج: در آناليز داده¬هاي سلول منفرد 34 ژن يافت شد كه احتمالاً باعث شكل¬دهي ارتباط بين ديابت نوع دو و گليوما مي¬شوند. شاخص¬ترين اين ژن¬ها VCAN و PLBD1 بودند. نقش VCAN در آناليز دادههاي تودهاي نيز تأييد شد. در فاز آزمايشگاهي، ژن PLBD1 در هيچ يك از گروه¬ها افزايش بيان معناداري نشان نداد. ژن VCAN در گروه¬هاي گليوما درجه چهار (0.0039p-value=) و ديابت نوع دو (0.001p-value=) افزايش بيان معناداري نشان داد.
نتيجه¬گيري: در اين پژوهش وجود ارتباط ترانسكريپتومي بين ديابت نوع دو و گليوما اثبات شد. يكي از شاخص¬ترين ژن¬هاي دخيل در اين ارتباط، ژن VCAN است. نتايج ما پيشنهاد ميكند كه اين ژن از طريق القاي مسير¬هاي گليكوليز در سلول¬هاي توموري و آنژيوژنز در ريز محيط تومور و يا افزايش تهاجم سيستم ايمني به تومور اثر خود را اعمال مي¬كند. بنابراين، ديابت نوع دو در افراد مختلف مي¬تواند باعث بدخيمي تومور و يا غلبه سيستم ايمني بر تومور شود. مطالعه حاضر با رويكرد زيست شناسي سامانهها درك عميق¬تري از ارتباط ديابت نوع دو و گليوما در سطح شبكههاي همبياني ژني ايجاد كرد. نتايج اين مطالعه ميتواند در جهت شناسايي اهداف درماني دقيق¬تر در بيماران گليومايي، بهخصوص بيماران گليومايي مبتلا به ديابت كمك كننده باشد.
شماره ركورد
227121
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
ژنتيك مولكولي
استاد راهنما
فريبا دهقانيان