• عنوان

    دستيابي به شاخصه‌هاي متني و هويت‌سنجي نامه‌هاي اميرالمؤمنين (ع) بر اساس روش‌هاي نقد متن

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    نامه¬هاي اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) (د سال 40 ه.ق) بخش بزرگي از ميراثي است كه از ايشان بر جاي مانده و در منابعي چون نهج‌البلاغۀ سيد رضي گردآوري شده است. اين نامه¬ها در منابع مختلف و دوره‌هاي گوناگون پراكنده شده و مهم¬تر از آن محدثان و مورخاني آن را گزارش كرده‌اند كه براي نقل روايات و به‌طور خاص نامه¬ها، شيوه¬ها و اهداف متفاوتي داشته¬اند. از همين‌رو بررسي اين بخش از ميراث علوي با ديدي انتقادي، جمع‌آوري يك‌جاي آن و تعيين ميزان اصالت اين نامه¬ها ضرورت مي‌يابد. 42 نامه از معتبرترين نامه‌هاي امام علي، ابزار آزمايش اين روش قرار گرفت. جمله‌ها و عبارت‌هاي هر نامه بارها مطالعه و بررسي شد كه از منظر روابط همنشيني و جانشيني در چه موقعيتي قرار دارد. به‌طور خلاصه مي‌توان گفت زماني نويسنده از محور همنشيني استفاده مي‌كند كه قصد دارد پيشاپيش هر ابهامي را رفع كند و نياز خواننده به پرسش از متن را پيش از پرسيدن برطرف كرده باشد. گاهي نيز براي تأكيد بر معنا، به تكرار متوسل مي‌شود يا با هدف استدلال يا استحكام‌بخشي به متن، آن را در محور افقي ادامه مي‌دهد. پيداست كه رفع ابهام نياز به شرح و تفصيل دارد و شرح و تفصيل، تكرار يك جمله يا عبارت به زبان و بيان ديگر است. همين امر موجب مي‌شود كه متن در محور افقي گسترش پيدا كند. صنايعي مثل تأكيد و تكرار و ايضاح و ساختارهاي دوتكه مثل مبتدا و خبر يا ساختار تفضيل، محور همنشيني يا همان محور افقي را تقويت مي‌كند. مي‌توان گفت كه در اين محور واژه‌ها و عبارت‌ها در كنار يكديگر مي‌نشينند و معناسازي مي‌كنند. در مقابل محور همنشيني، محور جانشيني قرار دارد. نويسنده براي تقويت اين محور از ميان انتخاب‌هاي فراواني كه دارد يكي را انتخاب مي‌كند و براساس قواعد زبان‌شناختي انتخاب نخست انتخاب‌هاي بعدي را محدود مي‌كند. متني كه در اين محور نوشته شود، موجز، معماگونه، استعاري و نيازمند توضيح است. مطالعه چندين‌بارۀ اين تعداد نامه حكايت از رعايت الگوهايي در نگارش دارد. نقد دروني وصيت‌نامۀ امام به فرزندش بر پايۀ نظريۀ انسجام و پيوستگي هليدي و حسن صورت پذيرفت. اين نامۀ طولاني در فرازهاي ابتدايي متني به‌هم پيوسته به نظر مي‌رسد، اما پس از آن خواننده با جمله‌ها و عبارت‌هاي حكمت‌آميزي مواجه است كه پيوستگي معنايي ندارد و هريك مي‌تواند به صورت مستقل نقل و منتشر شود. شكاف بين‌زنجيره‌اي نيز در اين نيمه از نامه چشمگير و در حدود 39 درصد است كه طبق نظريۀ هليدي، عاملي قوي در كاهش پيوستگي متن به‌حساب مي‌آيد. به‌اين ترتيب درجۀ انسجام و به‌ويژه پيوستگي نيمۀ دوم نامه كاهش چشمگيري دارد، به‌طوري كه دست‌كم پيوستگي آن تا زير 50% سقوط مي‌كند. مبتني بر نظريۀ هليدي متني پيوسته محسوب مي‌شود كه درجۀ پيوستگي‌اش بيش از 50% باشد، بنابراين نيمۀ دوم نامه اگر هم انسجامي بيش از 50% داشته باشد، پيوستگي ندارد و به‌اين‌ترتيب فرضيۀ اوليه اثبات مي‌شود. با اثبات اين فرضيه اعتبار درون‌متني نيمه دوم نامه كاهش پيدا مي‌كند و درنتيجه صحت محتواي آن با ترديد روبه‌رو مي‌شود. فارغ از اين نتيجۀ كلي، به‌كار بستن اين روش ثمرات ديگري نيز دارد كه از آن جمله مي‌توان به دستيابي به شيوۀ امام در پويا و فعال كردن متن با كاربرد فرايندهاي مادي و رفتاري و با هدف تأثيرگذاري هرچه بيشتر در مخاطب اشاره كرد. نتايج كلي و جزيي اين روش نيز مي‌تواند معيارهايي براي سنجش ديگر نامه‌هاي امام به‌دست دهد.
  • شماره ركورد
    227934
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • استاد مشاور
    امير احمدنژاد
  • رشته تحصيلي
    علوم قرآن و حديث
  • استاد راهنما
    مهدي مطيع