• عنوان

    بررسي رئاليسم جادويي در" رباعيه الخسوف " اثر ابراهيم كوني از منظر نقد فرهنگي

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    واقعگرايي جادويي، بخش بزرگي از ادبيات آمريكاي لاتين را به خود اختصاص داده است. در اين مكتب ادبي، كه در واكنش به اغراق و مبالغه در واقعگرايي به وجود آمد، نويسنده يا اديب بين واقعيت و خرافه يا اسطوره پيوند برقرار مي‌كند و تركيبي جادويي ايجاد مي‌كند كه ذهن و قلب خواننده را مجذوب خود مي‌كند و خيال بالدارش با آن همراه مي‌شود تا آنجا كه گويي به بخشي از واقعيت تبديل مي‌شود. در اين پژوهش، قصد داريم كه به بررسي و تحليل رمان "رباعية الخسوف" اثر ابراهيم كوني بپردازيم. وي در اين رمان، فضاي كوير و بيابان را صحنه حوادث و اتفاقات پيشامده قرار داده، و با روشي فني و هنرمندانه تمام شخصيت‌ها و اسطوره‌ها را در اين فضا به كار گرفته، و متني سرشار از ارزش‌هاي فرهنگي و هنري و موضوعات تأثيرگذار را به ما ارائه داده است. هدف از پژوهش حاضر، واكاوي پديده نقد فرهنگي و عناصر آن در رمان «رباعية الخسوف» و تحليل جنبه‌ها و ابعاد مختلف واقعگرايي جادويي و چگونگي ورود و تعامل و پرداختن به اين نوع واقعگرايي در رمان، و بررسي و تحليل كيفيت فرايند روايت و توصيف در واقعگرايي جادويي در رمان مذكور با رويكرد فرهنگي است. نتايج پژوهش بيانگر آن است كه اولا تعدد عناصر مشترك و متفاوت در گفتمان روايي «رباعية الخسوف» منجر به شكل‌گيري ساختار الگوي فرهنگي شده است كه در سيطره محسوس و غيرمحسوس و معقول و غيرمعقول در جريان واقعگرايي جادويي و ميراث مردمي و اسطوره‌اي آن نمود يافته است؛ و ثانيا نويسنده در رمانش بر جلوه‌هاي روايي در ابعاد روايي ـ توصيفي آن تأكيد كرده است. همچنين پژوهش حاضر تمايل كوني به الهام گرفتن از انواع گفتمان مرتبط با واقعگرايي جادويي را نشان مي‌دهد كه دامنه آن در اثر روايي آميخته با عناصر فرهنگي و الگوهاي ضمني شكل گرفته است. از آنجا كه در اين اثر با اين نوع از گفتمان روبرو بوديم، ضرورت بررسي عناصر آن را كه در سرتاسر اثر مذكور گسترش يافته است با رويكرد نقد فرهنگي، اجتناب ناپذير ديديم.
  • شماره ركورد
    229526
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • رشته تحصيلي
    زبان و ادبيات عرب
  • استاد راهنما
    سردار اصلاني