عنوان
بررسي ميزان آگاهي، نگرش و عملكرد بيماران ديابتيك در كنترل بيماري و عوارض آن در بيماران ديابتي شهر سنندج در سال 1402
نويسنده اصلي
كيهاني، زهرا
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه و هدف: ديابت يك گروه هتروژن از اختلالاتي است كه با هيپرگليسمي به دليل كمبود مطلق يا نسبي در توليد يا عملكرد انسولين مشخص مي شود. هيپرگليسمي مزمن ديابت مليتوس با آسيب به اندام هاي بدن، اختلال عملكرد و نارسايي از جمله شبكيه، كليه، سيستم عصبي، قلب و عروق خوني همراه است. از آنجايي كه ديابت يك مشكل مادام العمر است. در صورت مديريت صحيح مي توان كيفيت زندگي فردي را بهبود بخشيد. بنابراين آموزش به فرد بخشي جدايي ناپذير براي خود مديريتي ديابت است. مديريت بهينه مشكل مستلزم آگاهي از ماهيت و پيامد بيماري، عوامل خطر، ابعاد درمان و عوارض آن است. دانش كافي در مورد ديابت جزء كليدي مراقبت از ديابت است. بسياري از مطالعات نشان دادهاند كه افزايش دانش بيمار در مورد بيماري و عوارض آن مزاياي قابلتوجهي با توجه به تبعيت بيمار از درمان و كاهش عوارض مرتبط با بيماري دارد.
روش كار: اين مطالعه مقطعي به منظور تعيين سطح آگاهي، نگرش و عملكرد 400 بيمار ديابتي نوع1 و2 مراجعه كننده به مراكز ديابت شهر سنندج در بازه زماني فروردين تا اسفند سال 1402 در خصوص ديابت انجام شد. پس از دريافت تاييديه از كميته اخلاق دانشگاه علوم پزشكي كردستان مصاحبه حضوري با بيماران انجام شد. آزمودني ها از بين بيماران ديابتي نوع1و 2 با سن بالاي 18 سال و بيش از يك سال مبتلا به ديابت انتخاب شدند. پس از غربالگري، برگه اطلاعاتي به بيماران داده شد كه هدف از مطالعه را توضيح مي داد، شركت داوطلبانه بوده و آنها مي توانستند از شركت در مطالعه خودداري كنند يا از مطالعه انصراف دهند. فقط بيماراني كه معيارهاي ورود و رضايت نامه امضا شده را داشتند براي شركت در اين مطالعه انتخاب شدند. پرسشنامه KAP (دانش، نگرش و عمل) اصلاح شده براي مصاحبه با بيماران ديابتي نوع1و 2 استفاده شد.كه شامل 13 سوال در مورد دانش عمومي ديابت، 8 سوال براي نگرش و 8 سوال براي شيوه هاي خودمراقبتي و مديريت ديابت بود .
يافته ها : يافته ها نشان داد كه ميانگين سني بيماران 78/12 ±12/ 52 سال بود،اكثريت بيماران زن با فراواني نفر246 ( 5/61 %) بودند، بيماران اكثرا ديابت نوع 2 با فراواني 365 نفر ( 3/91 % ) داشتند ، 319 نفر ( 8/79 % ) از بيماران دچار عوارض ديابت نشده بودند. 132 نفر (33 % ) از بيمارن بيسواد ، 108 نفر (27 % ) مدرك زير ديپلم ، 98 نفر( 5/24 % ) مدرك ديپلم ، 52 نفر ( 13 % ) ليسانس و 10 نفر ( 5/2 % ) مدرك دكترا داشتند ، شغل مردان اكثرا بازنشسته و كارمند و سپس مشاغل آزاد بود ، زنان اكثرا خانه دار و سپس بازنشسته و كارمند و شغل آزاد داشتند، 373 نفر ( 3/93 %) از بيماران سيگاري نبودند. 352 نفر ( 78 % ) از بيماران درباره ديابت شيرين اطلاعات داشتند و بيشترين منبع اطلاعاتي آنها اينترنت و فضاي مجازي با فرواني 5/35 % و سپس ارائه دهندگان خدمات سلامت ( 5/30 % ) و سپس راديو و تلوزيون ( 3/8 %) و سپس ساير منابع بود. 239 نفر ( 8/59 % ) از بيماران سابقه خانوادگي ابتلا به ديابت داشتند كه 1/91 % آنها از در بستگان درجه اول سابقه ابتلا به ديابت داشتند. ميانگين نمرات دانش بيماران از بازه 1- تا 28 ، 3/4 ±9/10 و ميانگين نمره نگرش از بازه 8- تا 8 ، 4/1 ± 58/5 و ميانگين نمره عملكرد بيماران از بازه 3- تا 20 ، 6/4 ± 2/5 بود . بين نمره دانش بيماران و سابقه خانوادگي و شغل مردان و تحصيلات بيماران رابطه معني داري وجود داشت ( نمره دانش در بيماران با سطح تحصيلات پايينتر بالاتر بود). بين نمره نگرش بيماران با متغيير هاي مطالعه ارتباط معني داري وجود نداشت . بين نمره عملكرد بيماران و سابقه خانوادگي مثبت و عارضه دار بودن بيماري و شغل بيماران مرد سطح تحصيلات رابطه معنا داري وجود داشت ( بيماران با سطح تحصيلات پايينتر تمره عملكرد بهتري داشتند).
نتيجه گيري: بيماران مبتلا به ديابت در اين مطالعه نمره دانش و نگرش مطلوب داشتند ولي نمره عملكرد آنها ضعيف بود كه ميتوان با پايش دقيق تر بيماران و تهيه امكانات و وسايل مورد نياز آنها از جمله گلوكومتر و كفش هاي محافظتي در بهبود عملكرد آنها كمك كرد. بيمارن با سطح تحصيلات بالاتر تشويق به بالا بردن دانش سلامتي و بهبود عملكرد شوند.
كلمات كليدي: ديابت؛ دانش؛ نگرش؛ عملكرد
شماره ركورد
229783
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
جميل اسلامي پور، عزت الله رحيمي