• عنوان

    بررسي تأثير محدود كردن مايعات سرمي بر نوزادان مبتلا به تاكي پنه گذرا در بيمارستان بعثت شهر سنندج در سال 1401: يك مطالعه كارآزمايي باليني تصادفي سازي شده

  • نويسنده اصلي

    همت پور، پارسا

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه: با توجه به افزايش ترشح مايع در ريه‌ها، اين روش به عنوان درماني مؤثر شناخته مي‌شود. درمان اصلي تاكي پنه گذرا در نوزادان شامل مراقبت حمايتي و اكسيژن‌درماني است. تسريع در تخليه مايع ريه جنيني مي‌تواند شدت و مدت علائم را كاهش دهد و نياز به درمان با اكسيژن و زمان بستري را كم كند. به دليل چالش‌هاي موجود در درمان اين وضعيت و محدوديت‌هاي مطالعات باليني در ايران، اين مطالعه كارآزمايي باليني تصادفي سازي شده دو سوكور به منظور تعيين ارزيابي اثربخشي و ايمني درمان محدوديت مايعات در كاهش مدت زمان تجويز اكسيژن، نياز به تهويه غيرتهاجمي يا تهاجمي و بطوركل درمان تاكي پنه گذرا در نوزادان طراحي شده است. مواد و روش ها: اين مطالعه يك كارآزمايي باليني تصادفي دو سوكور است كه به بررسي تأثير حجم مايع محدود در مقايسه با حجم مايع استاندارد بر مديريت تاكي‌پنه گذرا در نوزادان مي‌پردازد. نوزادان ترم و نارس ديررس مبتلا به تاكي‌پنه، با حداقل يك علامت راديولوژيكي مشخص يا علائم طبيعي، انتخاب مي‌شوند. نوزادان به دو گروه خفيف و شديد بر اساس ميزان اكسيژن دريافتي تقسيم مي‌شوند. در گروه مداخله، نوزادان 60 ميلي‌ليتر مايع از محلول 10 درصد دكستروز به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن دريافت كرده و دوز آن به تدريج افزايش مي‌يابد تا به 150 ميلي‌ليتر در كيلوگرم برسد. در گروه مقايسه، 80 ميلي‌ليتر از همين محلول تجويز خواهد شد. آناليزهاي آماري با نرم‌افزار STATA ورژن 17 انجام مي‌شود و به مقايسه ميانگين‌ها و متغيرهاي كيفي با استفاده از آزمون‌هاي تي مستقل، تي زوجي و كاي دو پرداخته مي‌شود. تأثير مداخله بر پيامدهاي اوليه از طريق تحليل رگرسيون كاكس و كاپلان ماير تعيين خواهد شد. يافته ها: در اين مطالعه، ميانگين pH پس از 24 ساعت در نوزادان سزاريني 7.3466 و در نوزادان طبيعي 7.3470 بود، بدون اينكه تفاوت معناداري بين گروه‌هاي شاهد و مداخله در هر دو نوع زايمان مشاهده شود (p>0.05) .همچنين، PCO2 و HCO3 در گروه شاهد نسبت به گروه مداخله بالاتر بود، اما تفاوت معناداري در پارامترهاي اسيدوز يا آلكالوز بين گروه‌ها مشاهده نشد. در نوزادان نارس، ميزان pH در گروه مداخله بيشتر از گروه شاهد بود، اما اين تفاوت‌ها نيز معنادار نبود (p>0.05). بررسي PaO2 نشان داد كه در نوزادان ترم، گروه شاهد PaO2 بالاتري نسبت به گروه مداخله داشت، در حالي كه در نوزادان نارس، اين تفاوت كم بود. به طور كلي، نتايج نشان‌دهنده عدم تفاوت معنادار در پارامترهاي اسيدوز و آلكالوز بين گروه‌هاي شاهد و مداخله در هر نوع زايمان و بلوغ نوزادان است. نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد كه محدوديت مايع درماني در 24 ساعت اول بستري، به طور معناداري منجر به كاهش سطح PO2 در نوزادان ترم مبتلا به TTN مي‌شود و همچنين مقدار HCO3 در گروهي كه مايع كمتري دريافت كرده بودند، به طور معناداري كمتر بوده است. اين يافته‌ها نشان مي‌دهد كه مايع درماني معمول تأثير قابل توجهي بر كاهش اسيدوز ناشي از TTN در بسياري از نوزادان ندارد. بنابراين، استفاده از مايع درماني استاندارد در روز اول مي‌تواند به درمان نوزادان مبتلا به TTN كمك كند، اما نياز به مطالعات بيشتر با حجم نمونه و دقت بيشتر براي تصميم‌گيري بهتر وجود دارد. كلمات كليدي: محدود كردن مايعات سرمي، تاكي پنه گذرا، كارآزمايي باليني، تصادفي سازي شده
  • شماره ركورد
    230287
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    سيروس همت پور