عنوان
بررسي هم¬خواني درموسكوپي با پاتولوژي در تشخيص نوع ضايعات مشكوك پيگمانته صورت در مراجعه كنندگان به بيمارستان رازي رشت در سال1402
محل تحصيل
رشت
چكيده
از آن¬جايي كه برخي از ضايعات پيگمانته صورت بدخيم هستند همواره منجر به نگراني بيماران مي¬شوند بايد در مراحل اوليه تشخيص داده و درمان شوند و درموسكوپي مي¬تواند به عنوان يك روش موثر در تشخيص و افتراق ضايعات پيگمانته صورت در زمان كوتاه¬تر و با كاهش هزينه و عوارض براي بيمار همراه باشد، در اين مطالعه برآنيم به بررسي هم¬خواني تشخيص درموسكوپي با هيستوپاتولوژي در ضايعات مشكوك پيگمانته نيازمند بيوپسي روي صورت كه مي¬تواند منجر به بهبود كيفيت و سرعت تشخيص بيماري و كاهش هزينه¬ها و بهبود درمان با تشخيص زودهنگام آن مي¬شود، بپردازيم.
مواد و روشها: طي يك مطالعه مقطعي توصيفي پس از كسب اجازه از كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه، ضايعات مشكوك پيگمانته صورت بيماران مراجعه كننده به كلينيك پوست در سال 1402 كه نيازمند بيوپسي مي¬باشند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرافيك و مدت زمان درگيري و فنوتيپ پوست شركت¬كنندگان ثبت شدند. معاينه درموسكوپي توسط دو متخصص پوست مجرب انجام شد. براساس ارزيابي درموسكوپي، نمونه بيوپسي عمودي و افقي از قسمت فعال ضايعه گرفته شد و براي ارزيابي هيستوپاتولوژيك به بخش پاتولوژي دانشگاه علوم¬پزشكي گيلان ارسال شد. نمونه¬ها توسط دو پاتولوژيست با تجربه مورد بررسي قرار گرفت. يافته¬هاي درموسكوپي و يافته¬هاي هيستوپاتولوژيك با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت.
يافتهها: از 43 ضايعه در بيماران مورد بررسي، ميانگين سني بيماران 87/15±53/55 سال و ميانگين طول مدت ضايعه آن¬ها 44/218 ±25/167 ماه بود و 13 بيمار (23/30 %) از دوران بچگي درگير اين ضايعات بودند. 18 بيمار (9/41 %) مذكر و 25 بيمار (1/58 %) مونث بودند. نوع فنوتيپ پوست 1 بيمار (3/2 %) دو ، 28 بيمار (1/65 %) سه و 14 بيمار (6/32%) چهار بودند. تشخيص درموسكوپي 15 ضايعه (9/34 %) Melanocytic Nevus، 12 ضايعه (9/27 %) BCC، 8 ضايعه (7/18 %) SK، 3 ضايعه (7 %) Wart، 1 ضايعه (3/2 %) كراتوز اكتينيك، 1 ضايعه (3/2 %) keratoacanthoma، 1 ضايعه (3/2 %) Blue Nevus، 1 ضايعه (3/2 %) لنتيگو و 1 ضايعه (3/2 %) Bowen مي¬باشد. تشخيص پاتولوژي 16 ضايعه (2/37 %) Melanocytic Nevus، 9 ضايعه (9/20%) BCC، 10 ضايعه (3/23 %) SK، 3 ضايعه (7 %) Wart، 3 ضايعه (7 %) كراتوز اكتينيك، 1 ضايعه (3/2 %) Blue Nevus و 1 ضايعه (3/2 %) irritated SK مي باشد. مقدار عددي ضريب كاپاي كوهن برابر با 817/0 (75/0 تا 1 نشان دهنده سازگاري عالي) مي¬باشد و در سطح معني¬داري 5 درصد نيز اين اندازه توافق معني¬دار است (001/0>P).
نتيجهگيري: با توجه به يافته¬هاي مطالعه ما، مي¬توان درموسكوپيك را به عنوان روشي موثر براي شناسايي ضايعات پيگمانته با آتيپي درنظر گرفت زيرا روشي حساس، ساده و غيرتهاجمي است. هم¬چنين ميزان توافق بالاي درموسكوپيك نسبت به هيستوپاتولوژيك، به ويژه در تشخيص ضايعات بدخيم، مي¬توان از درموسكوپي را به عنوان يك ابزار تشخيصي روتين در بررسي¬هاي درماتولوژيك استفاده كرد تا قبل از انجام بيوپسي تهاجمي پوست، كمك زيادي به تشخيص دقيق ضايعات پوستي كند.
واژههاي كليدي: ضايعات مشكوك پيگمانته نيازمند بيوپسي روي صورت، درموسكوپي، هيستوپاتولوژي
شماره ركورد
232463
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان