• عنوان

    بررسي ميزان سطح سرمي و ادراري كورتيزول و CRP و ارتباط آنها با پيامد و خصوصيات سوختگي در بيماران دچار سوختگي بستري در ICU بيمارستان ولايت رشت در سال 1402

  • محل تحصيل
    بندرانزلي
  • چكيده
    زمينه¬ي تحقيق: آسيب¬هاي سوختگي يكي از اشكال تروما هستند كه مي¬توانند در هر زمان و مكاني اتفاق بيافتند و با عوارض و مرگ و مير قابل توجهي همراه هستند. سوختگي¬هاي شديد موجب پاسخ¬هاي ايمني و التهابي پيچيده¬اي مي¬شوند كه ممكن است به نارسايي ارگان¬هاي متعدد و حتي مرگ منجر شوند. اهميت بررسي نشانگرهاي زيستي مانند كورتيزول و CRP در اين بيماران، به دليل نقش آن¬ها در پيش¬بيني عوارض و بهبود مراقبت¬هاي باليني بسيار حائز اهميت است. لذا هدف اين مطالعه بررسي سطح سرمي و ادراري كورتيزول و CRP و ارتباط آن¬ها با پيامد و خصوصيات سوختگي در بيماران بستري در ICU بيمارستان است. با تحليل اين نشانگرهاي زيستي، تلاش مي¬شود تا استراتژي¬هاي مديريت باليني بهينه-سازي شده و پيش¬آگهي بهتري براي بيماران سوختگي ارايه شود. خلاصه روش اجرا: اين مطالعه مقطعي آينده¬نگر برروي 69 بيمار سوختگي بستري در ICU مركز آموزشي و درماني ولايت از بهار 1402 تا زمستان 1402 انجام شد. بيماران با سابقه بستري بيش از 5 روز و بدون سابقه مصرف كورتون و بيماري-هاي فوق كليوي وارد مطالعه شدند. سطح كورتيزول خون و ادرار و CRP بيماران در روزهاي 1، 3، 5 و 7 بستري اندازه-گيري شد. هم¬چنين هموگلوبين، WBC، دماي بدن، تعداد نبض، SO2، وضعيت در يافت وازوپرسور، نتيجه كشت، وضعيت هوشياري (GCS) و BC ثبت شدند. پرسشنامه¬اي براي ثبت جنسيت، درصد و درجه سوختگي، علت و منطقه سوختگي، انتوباسيون و پيامد طراحي شد. بيماران به دو گروه با و بدون سپسيس تقسيم و مقايسه شدند. معيارهاي تشخيصي سپسيس شامل مثبت شدن كشت بافتي يا خو ني براي باكتري يا قارچ و تغييرات سطح هوشياري بود. نتايج: از 69 بيمار مورد مطالعه، 4/30% كشت مثبت و 1/26% دچار سپسيس شدند و 5/43% فوت كردند. اكثريت بيماران (3/78%) مرد و در رده سني 30 تا 50 سال بودند. درصد بروز سپسيس در مردان و با افزايش سن بيش¬تر بود، اما ارتباط آماري معني¬داري با جنس و سن مشاهده نشد. 2/52% بيماران، درصد سوختگي بالاي 50% داشتند و 5/72% دچار سوختگي درجه دو و سه بودند. بيش¬تر سوختگي¬ها حرارتي بود و عمدتاً در اندام فوقاني، سر و گردن، قدامي سينه و اندام تحتاني مشاهده شد. بين درصد سوختگي و انتوباسيون با پيامد سوختگي ارتباط آماري معني¬داري وجود داشت. ميانگين سطح سرمي كورتيزول در بيماران دچار سپسيس بيش¬تر بود و اين تفاوت در روزهاي يك، سه و پنج معني¬دار بود. روند تغييرات كورتيزول سرمي كاهشي و از لحاظ آماري معني¬دار بود. سطح ادراري كورتيزول در گروه¬هاي با و بدون سپسيس تفاوت معني¬داري نداشت. ميانگين CRP نمونه¬هاي مورد پژوهش در دو گروه با پيامد فوت و ترخيص در زمان¬هاي اندازه-گيري با يكديگر تفاوت آماري معني¬داري نداشته¬اند. ميانگين CRP در بيماران دچار سپسيس بالاتر بود و روند افزايش CRP با سپسيس ارتباط داشت. تغييرات CRP با درصد سوختگي مرتبط بود. سطح هموگلو بين، WBC، دماي بدن، نبض و SO2 تفاوت معني¬داري در بيماران دچار سپسيس نداشتند. ميانگين GCS در بيماران دچار سپسيس پايين¬تر بود و با روند تغييرات GCS ارتباط آماري معني¬داري داشت. دريافت وازوپرسور نيز ارتباطي با بروز سپسيس نداشت. نتيجه¬گيري: اين مطالعه نشان داد كه سطح سرمي و ادراري كورتيزول و CRP مي¬توانند به عنوان نشانگرهاي ز يستي مهمي در پيش¬بيني پيامدهاي بيماران سوختگي مورد استفاده قرار گيرند. افزايش سن و جنس مرد از عوامل خطر بروز سپسيس در بيماران سوختگي بود. استفاده از اين نشانگرها مي¬تواند به بهبود استراتژي¬هاي مديريت باليني و پيش¬آگهي بيماران سوختگي در ICU كمك كند. كليد واژه¬ها: سوختگي، پيامد، كورتيزول، CRP
  • شماره ركورد
    232593
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان