عنوان
تاثير نوع محيط¬كشت و تنظيم كننده¬هاي رشد گياهي بر ريزازديادي گياه آنتوريوم (Anthurium andreanum Lindl.)
رشته تحصيلي
علوم و مهندسي باغباني گرايش گياهان زينتي
تاريخ دفاع
2/16/2025 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
آلودگي ريزنمونه، , آنتوريوم , ، كالوس , محيط كشت , نانوذرات نقره
چكيده
آنتوريوم (Anthurium andraeanum Lindl.)، گياهي محبوب با برگ¬ها و گل¬هاي زينتي از خانواده آراسه است كه امروزه علاوه بر روشهاي مرسوم با كمك روشهاي درون شيشهاي نيز تكثير ميشود. در پژوهش حاضر، در قالب سه آزمايش تاثير نوع محيط¬كشت و تنظيم كننده¬هاي رشد گياهي بر ريزازديادي گياه آنتوريوم بررسي شد. در آزمايش اول جهت ضدعفوني ريزنمونه¬ها از شش روش مختلف ضدعوني (T1 ، T2، T3، T4، T5 و T6)، دو ريزنمونه (برگ و جوانه) و دو رقم آنتوريوم (قرمز و لبماتيكي) به¬صورت آزمايش فاكتوريل در قالب طرح كاملا تصادفي با سه تكرار استفاده شد. در اين آزماش جهت ضدعفوني ريزنمونه¬ها از تركيباتي شامل نانوذرات نقره، آنتي¬بيوتيك، كلريد جيوه و اسيد سيتريك در زمان¬هاي مختلف استفاده شد. نتايج حاصل نشان داد كمترين ميزان آلودگي (صفر درصد) در تيمار T6 (نانوذرات نقره) رقم قرمز و ريزنمونه برگ، تيمار T2 و T6 در رقم لبماتيكي و ريزنمونه برگ و همچنين در تيمار T1 در ريزنمونه جوانه همين رقم حاصل شد. كمترين ميزان قهوهاي شدن (صفر درصد) در تيمارهاي T1، T2، T3 و T5 در رقم قرمز و ريزنمونه برگ، تيمارT3 در رقم لبماتيكي و ريزنمونه برگ، و همچنين تيمارهاي T4 و T5 در ريزنمونه جوانه رقم قرمز مشاهده شد. در آزمايش دوم 11 تيمار وجو داشت (T1 ، T2، T3 ، T4، T5، T6، T7، T8، T9، T10 و T11) و دو نوع محيطكشت ( موراشيك و اسكوگ (MS) + ½ MS) اثر تنظيم¬كننده¬هاي رشد بر القاي كالوس¬ در ريزنمونه¬هاي برگ رقم "لب ماتيكي" به¬صورت آزمايش فاكتوريل در قالب طرح كاملا تصادفي با سه تكرار بررسي شد. در اين آزمايش از سطوح و تركيبات مختلف بنزيل آدنين (BA)، نفتالين استيك اسيد (NAA) و 2 و4- دي كلروفنوكسي استيك اسيد (2, 4-D) استفاده شد. بيشترين كالوس-زايي در محيطكشت MS و تيمار T3 (دو ميليگرم در ليتر + BA دو ميليگرم در ليتر NAA + پنج درصد شيره نارگيل) بهميزان 33/73 درصد صورت گرفت و پس از آن بهترتيب تيمارهاي T1 (66/41 درصد)، T11 (41 درصد)، T5(41 درصد)، T2 (33/33 درصد)، T6 (33/23 درصد) و T7 (11 درصد) منجر به بيشترين ميزان تشكيل كالوس شدند. در محيطكشت ½MS بيشترين كالوسزايي در تيمار T4 (دو ميليگرم در ليتر BA + 2/0 ميليگرم در ليتر 2, 4-D) بهميزان 66/62 درصد صورت گرفت. كمترين زمان تا تشكيل كالوس در محيط كشت MS به ترتيب در تيمارهاي T2 (2 هفته)، T6 (2 هفته)، T7 (2 هفته)، T5 (4 هفته)، T3 (6 هفته) و T1 (6 هفته) مشاهده شد. رنگ كالوس سبز كه بهترين رنگ كالوس بود در تيمار T4 و محيط كشت ½MS حاصل شد. در آزمايش سوم به بررسي اثر تنظيم كنندههاي رشد بر باززايي كالوسها پرداخته شد. در اين آزمايش كالوس¬ها به محيط كشت MS حاوي دو تركيب 1- يك ميليگرم در ليتر 2, 4-D + 5/0 ميليگرم در ليتر NAA + 5/1 ميليگرم در ليتر BA و 2- دو ميليگرم در ليتر زآتين + 1/0 ميليگرم در ليتر NAA انتقال داده شدند. نتايج نشان داد كه دو تركيب مورد بررسي تفاوت معني¬داري بر باززايي كالوس¬ها نشان ندادند. پس از باززايي، گياهچهها جهت سازگاري به گلدانهاي حاوي 50 درصد كوكوپيت و 50 درصد پرليت منتقل شدند. به¬طور كلي استفاده از تركيباتي مانند نانوذرات نقره و آنتي¬بيوتيك در تيمارهاي ضدعفوني ريزنمونه¬ها تاثير مثبتي در كاهش آلودگي نشان داد. استفاده از محيطكشت MS حاوي دو ميليگرم در ليتر + BA دو ميليگرم در ليتر NAA + پنج درصد شيره نارگيل مي¬تواند كالوس¬زايي را در ريزنمونه-هاي برگ آنتوريوم بهبود بخشد.
شماره ركورد
233489
دانشگاه
دانشگاه اردكان
استاد راهنما
دهستاني اردكاني مريم dehestani ardakani maryam