عنوان
بررسي تأثير آلودگي خط كشتار بر حضور سالمونلا روي لاشه جوجههاي گوشتي كشتار شده در كشتارگاه شهرستان اوز
تاريخ دفاع
3/4/2025 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
آلودگي خط كشتار، سالمونلا، لاشه گوشتي، كشتارگاه طيوراوز
چكيده
سالمونلوز يكي از مهمترين بيماريهاي مشترك انسان و دام در سراسر جهان محسوب ميگردد كه در انسان سبب مسموميت غذايي، گاستروآنتريت، تب رودهاي و باكتريمي ميشود. از مهمترين جنسهاي خانواده انتروباكترياسه، جنس سالمونلا است كه در همه حيوانات از جمله ماكيان، خزندگان، حيوانات اهلي و وحشي، جوندگان، پرندگان و انسان ميتواند كلونيزه شود. بيشتر عفونتها از طريق مصرف توليدات غذايي آلوده و از طريق گسترش مستقيم مدفوع- دهاني حاصل ميشود. گوشت طيور و محصولات آنها بهعنوان يكي از منابع اصلي آلودگي به سالمونلا در مسموميتهاي غذايي در انسان بهشمار ميآيد. آلودگي متقاطع بيولوژيكي و مواد غذايي نيمپز، سالمونلوز ناشي از آلودگي محيطي، ضعف شيوههاي اقدامات بهداشتي و كنترلكنندهها در ميان مواد غذايي بزرگترين چالش براي مصرف كنندگان است. مشاهده سويههاي مقاوم به آنتيبيوتيك بهدليل استفاده نادرست يا بيش از حد داروهاي ضد ميكروبي در درمان بيماريهاي انساني، در صنعت كشاورزي و ضدعفوني كنندههاي خانگي است كه باعث عدم موفقيت داروهاي مؤثر قبلي در انسان و حيوانات و تهديد جدي براي سلامت جامعه جهاني محسوب ميشود. هدف از مطالعه حاضر بررسي تأثير آلودگي خط كشتار بر حضور سالمونلا روي لاشه جوجههاي گوشتي كشتار شده در كشتارگاه شهرستان اوز از استان فارس ميباشد. تعداد 110 نمونه، شامل لاشه كامل مرغ بعد از پركني، لاشه بعد از تخليه امعاء احشاء، لاشه بعد از چيلر سرد و همچنين آب چيلر سرد در هنگام كشتار و آب چيلر اول قبل از كشتار، به طور ميانگين از گلههاي طيور گوشتي كشتاري، در كشتارگاه جمع آوري گرديد كه از مجموع 110 نمونه مورد بررسيشده، تعداد 19 جدايه سالمونلا بهدست آمد كه 8 مورد از لاشه مرغ بعد از پركني ( 11/42% )،4 مورد لاشه مرغ بعد از تخليه امعاء احشاء (05/41%)، 1 مورد از آب چيلر سرد در هنگام كشتار ( 26/5%)، 6 مورد لاشه مرغ بعد از چيلر سرد (57/31%) مشاهده گرديد. در اين مرحله تمام نمونههاي آب چيلر اول (قبل از كشتار) منفي شدند كه بيانگر حضور باكتري سالمونلا در طول خط كشتار ميباشد. نتايج نشان داد، ميزان آلودگي از قسمت كثيف به سمت تميز كشتارگاه كاهش پيدا كرده است. براساس نتايج بهدست آمده بيشترين حساسيت آنتي بيوتيكي جدايهها مربوط به جنتامايسين، لينكومايسين، سفترياكسون(73/94%) ونكومايسين و آزيترومايسين (47/89%) كلرامفنيكل و داكسي سايكلين(89/57 %) و تريمتوپريم / سولفامتوكسازول (26/5%) بود و بيشترين مقاومت را سفالكسين (100%)، نئومايسين (73/94%) و پس از آن تريمتو پريم / سولفا متوكسازول(68/73%)، داكسي سايكلين(10/42%)، كلرامفنيكل (57/31%)، ونكومايسين (52/10%) و جنتامايسين (26/5%) دارا بودند. نتايج اين مطالعه مقاومت بالاي جدايه هاي سالمونلا از نمونههاي گرفته شده در كشتارگاه را نسبت به بعضي از آنتيبيوتيكها نشان داد، كه مصرف بي رويه يا غير اصولي آنتي بيوتيكها در مراحل مختلف زنجيره توليد است كه تهديدي آشكار در سلامت جامعه و مصرف كننده است. با اين حال، حساسيت نسبت به برخي آنتيبيوتيكها نشانميدهد كه برخي از داروها همچنان در درمان عفونتهاي مرتبط با سالمونلا مؤثر هستند.
شماره ركورد
233499
دانشگاه
دانشگاه اردكان
استاد راهنما
قرباني سميرا Ghorbani Samira , عبيري زينب Abiri Zeinab