عنوان
ارزيابي پروژههاي آبخيزداري و تاثير آن ها بر رواناب و رسوب حوضهي آبخيز چم انجير خرم آباد
نويسنده اصلي
حسن پور، حديث
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
منابع طبيعي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
چكيده:
ايران به دليل موقعيت جغرافيايي خاص خود و شرايط اقليمي خشك و نيمهخشك، با چالشهاي فراواني در زمينه مديريت منابع آب و خاك مواجه است. پراكندگي نامنظم بارش، وقوع سيلابهاي ناگهاني، فرسايش شديد خاك و كاهش كيفيت منابع آب، از مهمترين مشكلات محيطزيستي و اقتصادي كشور محسوب ميشوند. استان لرستان، به عنوان يكي از مناطق پربارش كشور، به علت ساختار توپوگرافي كوهستاني، شدت شيبهاي بالا و بهرهبرداريهاي ناپايدار از منابع طبيعي، در معرض فرسايش خاك و روانابهاي مخرب قرار دارد. اين عوامل باعث شدهاند كه كنترل رواناب و كاهش انتقال رسوب، به مسئلهاي حياتي در حفظ پايداري منابع طبيعي و توسعه پايدار منطقه تبديل شود. در اين راستا، آبخيزداري به عنوان مجموعهاي از اقدامات فني، مديريتي و حفاظتي، نقش مهمي در بهبود وضعيت منابع آب و خاك ايفا ميكند. اين اقدامات ضمن كاهش حجم رواناب و كنترل سيلابها، موجب كاهش انتقال رسوب، افزايش نفوذپذيري خاك و ارتقاء ظرفيت ذخيره آب در سفرههاي زيرزميني ميشوند. پژوهش حاضر با هدف تحليل تأثير پروژههاي آبخيزداري بر كاهش رواناب و رسوب در حوضه آبخيز چمانجير و زيرحوضههاي آن شامل بهرامجو، چنارخشكه و كمالوند در خرمآباد استان لرستان انجام شد. براي ارزيابي تغييرات هيدرولوژيكي، دادههاي بلندمدت دبي، رسوب و بارش روزانه، ماهانه و سالانه در دورههاي زماني موجود از اداره آب منطقهاي لرستان گردآوري و تحليل شدند. همچنين اطلاعات مربوط به سازههاي آبخيزداري (13 سازه) از اداره كل منابع طبيعي استان اخذ شد و اطلاعات ناقص با بازديدهاي ميداني و برداشت GPS تكميل گرديد. در گام نخست، با استفاده از آزمون¬هاي تحليل روند من-كندال و روشهاي آماري تعيين نقطه شكست، روند و ساختار تغييرات در دادههاي دبي و رسوب ماهانه بررسي و دورههاي زماني همگن شناسايي شد. سپس تحليلهاي آماري شامل محاسبه گشتاورهاي خطي، برازش توزيعهاي آماري، آزمونهاي مقايسه ميانگين و ترسيم منحني جرم مضاعف براي هر دوره همگن در محيط نرمافزارهاي R و Minitab انجام گرفت. يافتهها نشان داد كه تأثير اقدامات آبخيزداري بر كاهش ميزان رسوب بهصورت معنادار بيشتر از كاهش حجم رواناب بوده است. بهويژه در حوضههاي بهرامجو و كمالوند، پس از احداث سازهها، رسوبدهي ماهانه بيش از 80 درصد كاهش يافت و در حوضه چنارخشكه نيز كاهش قابل توجهي در دبي و رسوب ماهانه مشاهده شد. در مقابل، در حوضه وسيعتر چمانجير، بهدليل وقوع سيلاب شديد سال 1398 و تجميع رواناب از زيرحوضههاي متعدد، تأثير سازهها كمتر محسوس بود و در برخي موارد افزايش موقتي نيز مشاهده گرديد. بررسي منحني جرم مضاعف و تحليل روند بارندگي نشان داد كه تغييرات دبي و رسوب عمدتاً ناشي از اقدامات آبخيزداري بوده و ارتباط معناداري با تغييرات اقليمي يا نوسانات بارش نداشته است.كليه مراحل تحليلي فوق براي دادههاي دبي سالانه و پيكهاي سيلاب نيز اجرا شد، اما در اين دادهها هيچ روند يا نقطه شكست معناداري مشاهده نگرديد. با توجه به اين موضوع، ميتوان نتيجه گرفت كه سازههاي آبخيزداري تأثير قابل توجهي بر كنترل روانابهاي شديد و پيكهاي سيلاب نداشتهاند. در مجموع، نتايج تحقيق حاكي از نقش مؤثر پروژههاي آبخيزداري، بهويژه در حوضههاي كوچك و با نگهداري مناسب سازهها، در كنترل فرسايش و كاهش انتقال رسوب است. اين نتايج ميتواند مبناي علمي و عملي براي بهبود طراحي و ارزيابي پروژههاي آينده در حوزه مديريت جامع منابع آب و خاك كشور باشد.
واژه هاي كليدي : آبخيزداري، سيلاب، تحليل روند، نقطه شكست، رواناب
شماره ركورد
234591
گرايش رشته تحصيلي
علوم و مهندسي آبخيز
دانشكده
مهندسي منابع طبيعي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان