عنوان
بررسي امكان شناسايي بافت و ساخت كانيسازيهاي فلزي و غير فلزي با استفاده از مدلسازي وارون دادههاي قطبش القايي طيفي حوزه زمان
نويسنده اصلي
محمودزاده سدهي، اميرعباس
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
مهندسي معدن
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
روش قطبش القايي طيفي در حوزه زمان (TD–SIP) يكي از رويكردهاي نوين و كارآمد در مطالعات ژئوفيزيكي اكتشافي است كه بهدليل قابليت آن در شناسايي نوع، بافت و ساخت كانهزايي محيطهاي زيرسطحي، جايگاه ويژهاي در اكتشاف كانسارهاي فلزي و غيرفلزي يافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسي امكانپذيري شناسايي نوع، بافت و ساخت كانهزاييهاي فلزي و غيرفلزي با استفاده از مدلسازي وارون پارامتري دادههاي قطبش القايي طيفي در حوزه زمان طراحي و اجرا گرديد. تمركز اصلي تحقيق بر تعيين نقش پارامترهاي طيفي مدل كُل–كُل و شاخص فاكتور فلزي در تفكيك كانيسازي سولفيدي، گرافيتي، رسي و زمينهاي بود.
دادههاي قطبش القايي طيفي در سه محدوده اكتشافي چاهپلنگي، تربت حيدريه و سربيشه برداشت شدند. دادههاي خام پس از پيشپردازش شامل حذف نويز و كاهش اثرات جفتشدگي الكترومغناطيسي، تحت مدلسازي پارامتري با استفاده از مدل كُل–كُل قرار گرفتند. برازش منحنيهاي افت ولتاژ با دو مدل نمايي گسترشيافته و مدل كامل مبتني بر تابع Mittag–Leffler، و به كمك روشهاي حداقل مربعات غيرخطي و الگوريتم بهينهسازي ازدحام ذرات (PSO) انجام گرفت كه در اين پژوهش از نتايج الگوريم بهينهسازي ازدحام ذرات استفاده شد. سپس پارامترهاي طيفي معتبر استخراج و بهصورت شبهمقاطع دوبعدي ارائه شدند. در ادامه، شاخص فاكتور فلزي محاسبه و با دادههاي زمينشناسي موجود تلفيق شد تا نوع بافت و ساخت كانهزايي هر محدوده مشخص گردد.
نتايج نشان داد كه زونهاي سولفيدي تودهاي و غني از پيريت بهطور پايدار با فاكتور فلزي بالا، مقاومت ويژه ظاهري پايين و ثابت زماني متوسط رو به بالا قابل تشخيص هستند. در مقابل، زونهاي گرافيتي و رسي عمدتاً با ثابت زماني كوتاه، ضريب توان ميرايي بالا و فاكتور فلزي متوسط تا زياد مشخص ميشوند و در بسياري موارد ميتوانند پاسخ مشابهي با سولفيدهاي دانهريز داشته باشند. در محدوده چاهپلنگي، زونهاي سولفيدي تودهاي با فاكتور فلزي بالا در بخش شمالشرقي پروفيل شناسايي شد و بر اساس نتايج حاصل نوع كانهزايي احتمالي براي اين محدوده، فلزي تشخيص داده شد. در محدوده تربت حيدريه، بخش مركزي پروفيل داراي فاكتور فلزي بالا، بارپذيري قابل توجه و ويژگيهاي تيپيك سولفيدهاي پيريتدار بود و با استناد به نتايج بدست آمده، نوع كانهزايي احتمالي در اين محدوده غيرفلزي تشخيص داده شده است. در محدوده سربيشه نيز دو زون اصلي با مقاومت ويژه ظاهري پايين، بارپذيري ظاهري زياد در شبه مقاطع و فاكتور فلزي بالا بهعنوان زونهاي احتمالا سولفيدي پيريتدار تفسير شدند و نوع كانهزايي احتمالي آن، فلزي تشخيص داده شده است. در مجموع، پژوهش حاضر نشان داد كه تركيب نتايج مدلسازي وارون پارامتري قطبش القايي طيفي در حوزه زمان و محاسبه فاكتور فلزي، ابزاري مؤثر براي تشخيص نوع، بافت و ساخت كانهزايي به شمار ميرود.
شماره ركورد
235694
گرايش رشته تحصيلي
اكتشاف
دانشكده
مهندسي معدن
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان