• عنوان

    بررسي تغييرات مصرف مواد و عوامل مرتبط با آن در كودكان و نوجوانان بستري شده در بخش روانپزشكي بيمارستان بعثت سنندج در سال هاي 1392 الي 1402

  • نويسنده اصلي

    شيخي، اميحسين

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه: اعتياد يكي از مهمترين آسيب هاي اجتماعي است كه جامعه و به خصوص نسل جوان را به صورت جدي تهديد مي كند. به طوري كه سلامت فرد، خانواده و جامعه را به خطر مي اندازد و همچنين موجب انحطاط رواني و اخلاقي فردي مي شود. اين مطالعه با هدف بررسي تغييرات مصرف مواد و عوامل مرتبط با آن در كودكان و نوجوانان بستري شده در بخش روانپزشكي بيمارستان بعثت سنندج در سال هاي 1392 الي 1402 انجام شده است. روش كار: اين مطالعه مقطعي بر روي كودكان و نوجوانان بستري شده در بخش روانپزشكي كودك و نوجوان بيمارستان بعثت در سال 1392 تا 1402 با حجم نمونه 1990 نفر انجام شده است. تمامي پرونده ها توسط دانشجويان بررسي شدند. ابزار جمع آوري داده چك ليست بود و چك ليست بر اساس اهداف و متغير هاي قابل بررسي مانند اطلاعات دموگرافيك (از قبيل سن، جنس، شغل والدين، تحصيلات والدين، تحصيلات خود فرد، وضعيت اقتصادي) همچنين نوع اختلال رواني تشخيص داه شده (تشخيص بيماري برحسب نظر پزشك فوق تخصص روانپزشكي اطفال است) و ماده مخدر مصرفي ثبت شده در پرونده (بر اساس مصاحبه هاي انجام شده توسط پزشكان بخش و نتايج آزمايشات انجام شده بر روي خون يا ادرار بيمار موجود در پرونده) طراحي شد. تمامي اطلاعات مورد نظر مطالعه توسط دانشجويان طرح تكميل گرديده و تجزيه و تحليل داده ها به كمك نرم افزار spss 27 صورت گرفت. سطح معني داري 0.05 در نظر گرفته شد. يافته ها: نتايج مطالعه نشان داد كه ميانگين سني كودكان و نوجوانان مورد مطالعه 4.58±10.20 سال و 1296 نفر (65.1%) بيماران پسر و 694 نفر (34.9%) دختر بوده اند. تغييرات مصرف مواد در طي سال هاي 1392 الي 1402 نشان مي دهد كه مصرف مواددخاني و مواد اعتياد آوري چون الكل، قليان، سيگار، كانابيس، كميكال و مواد صنعتي روبه افزايش بوده است. همچنين نتايج تحليلي نشان داد كه بين جنسيت با مصرف اين نوع مواد ارتباط معني دار آماري وجود دارد (0.042P=) و در پسران شيوع مصرف انواع مواد بيشتر مي باشد. همچنين بين بيماري شيزوفرني، سلوك، اختلال دو قطبي، وسواس، افسردگي و اضطراب با مصرف الكل، سيگار، مصرف كميكال، مصرف آرامبخش و مواد صنعتي در افراد مورد مطالعه ارتباط معني دار آماري وجود داشته و در افرادي كه بيماري شيزوفرني، سلوك، اختلال دو قطبي، وسواس، افسردگي و اضطراب داشته شيوع مصرف اين مواد بيشتر بوده است(0.0001P<‎). بين سابقه خودكشي در فرد، سابقه اختلال روان در خانواده، سابقه طلاق در خانواده ، سابقه مشكلات عاطفي در خانواده و سابقه مصرف مواد در خانواده با مصرف مواد دخاني و مواد اعتياد آور صنعتي در نوجوانان مورد مطالعه ارتباط معني دار آماري وجود داشته (0.028P=) و در افرادي كه سابقه خودكشي در فرد، سابقه اختلال روان در خانواده، سابقه طلاق در خانواده ، سابقه مشكلات عاطفي در خانواده و سابقه مصرف مواد در خانواده داشته شيوع مصرف اين مواد بيشتر بوده است. نتيجه‌گيري: نتيجه آن كه مصرف مواد مخدر و روان گردان در بين دانش آموزان ايراني داراي نرخ شيوع بالايي است و تدوين برنامه هاي پيشگيري با توجه به كنترل متغيرهايي اثر گذار در مصرف اين مواد ضروري مي باشد. با توجه به اهميت نقش عملكرد خانواده در گرايش دانش آموزان به مواد مخدر، نتايج پژوهش حاضر مي تواند در زمينه برنامه ريزي و اتخاذ سياست¬هاي مقتضي جهت ارايه برنامه هاي آموزشي به خانواده ها و دانش آموزان آنها مفيد باشد. واژگان كليدي: مصرف مواد، كودكان و نوجوانان، بخش روانپزشكي
  • شماره ركورد
    235743
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • استاد راهنما
    سليمان محمدزاده