• عنوان

    بررسي اثر نيفديپين بر ديسمنوره اوليه در خانم هاي مراجعه كننده به درمانگاه بعثت سنندج در سال 1403: يك مطالعه كارآزمايي باليني دو سو كور

  • نويسنده اصلي

    رضايي، فرناز

  • محل تحصيل
    انشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه و هدف: ديسمنوره اوليه يكي از شايع ترين اختلالات زنان است كه با درد هاي كرامپي شكم پيش يا هم زمان با قاعدگي و بدون وجود بيماري زمينه اي در لگن همراه است. اين عارضه حدود 50 تا 90 درصد از زنان را در سراسر جهان درگير مي كند و شيوع آن در ايران 71% گزارش شده است. در برخي موارد ، شدت درد به حدي است كه فعاليت هاي روزمره ، خواب و سلامت روان را مختل ميكند. با وجود شيوع بالا، به دليل مسائل فرهنگي و تصورات غلط درباره طبيعي بودن درد قاعدگي، اين مشكل اغلب ناديده گرفته مي شود. عامل اصلي درد، توليد بيش از حد پروستاگلاندين ها در رحم است كه منجر به انقباضات شديد و ايسكمي مي شود. درمان هاي رايج مانند NSAIDs و قرص هاي ضدبارداري ممكن است با عوارض يا محدوديت هايي همراه باشند، از اين رو بررسي درمان هاي جايگزين مانند نيفديپين، به عنوان يك مسدود كننده كانال كلسيم با اثر شل كننده بر عضله صاف رحم ضرورت دارد. هدف اين مطالعه بررسي اثربخشي نيفديپين در مقايسه با دارونما در كاهش شدت درد و بهبود كيفيت زندگي در زنان مبتلا به ديسمنوره اوليه مي باشد. روش كار: اين مطالعه كارآزمايي باليني دوسوكور تصادفي‌سازي‌شده بر روي 120 زن مبتلا به ديسمنوره اوليه مراجعه‌كننده به كلينيك زنان بيمارستان بعثت سنندج در سال 1403 انجام شد. معيارهاي ورود شامل زنان 18 تا 35 ساله با قاعدگي منظم، بدون بيماري‌هاي زمينه‌اي يا مصرف داروهاي مداخله‌گر، و با تشخيص ديسمنوره اوليه از سوي متخصص زنان بودند. معيارهاي خروج شامل بروز عوارض جانبي شديد، مصرف خودسرانه دارو، و عدم تمايل به ادامه مشاركت بود.نمونه‌گيري به‌صورت تصادفي و بلوكي انجام شد و شركت‌كنندگان پس از همسان‌سازي از نظر شدت علائم، به دو گروه دريافت‌كننده نيفديپين (10 ميلي‌گرم) و دارونما تقسيم شدند. قرص‌ها به‌صورت يكسان كدگذاري شده و به‌گونه‌اي بسته‌بندي شدند كه پژوهشگر و شركت‌كنندگان از نوع دارو بي‌اطلاع باشند. شركت‌كنندگان دارو را در شروع قاعدگي براي سه دوره قاعدگي متوالي مصرف كرده به گونه اي كه در صورت نياز، هر 6 ساعت تا حداكثر 48 ساعت مصرف را ادامه دادند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌هاي استاندارد شامل VAS (براي شدت درد)، SF-12 (براي كيفيت زندگي) و MET (براي فعاليت فيزيكي) جمع‌آوري شد. عوارض جانبي احتمالي نيز ثبت گرديد. در پايان، شركت‌كنندگان چك‌ليست تكميل‌شده را به پژوهشگر تحويل داده و ارزيابي نهايي انجام شد. نتايج: در اين مطالعه، مصرف نيفديپين منجر به كاهش معنادار شدت درد نسبت به دارونما در طول سه دوره‌ي متوالي قاعدگي گرديد (به‌ترتيب 0.017 P=، 0.007P= و 0.0001 P<‎ براي دوره‌هاي اول تا سوم). همچنين، كيفيت زندگي شركت‌كنندگان در گروه مداخله تا پايان دوره سوم به‌طور معناداري بهبود يافت(0.0001 P<‎) و سطح فعاليت فيزيكي نيز در اين گروه به شكل قابل توجهي افزايش نشان داد (0.0001 P<‎) ، اگرچه در ابتدا بين گروه‌ها عدم توازن‌هايي وجود داشت. وقوع عوارض جانبي در گروه دريافت‌كننده نيفديپين بيشتر از گروه دارونما گزارش شد (نسبت شانس 10.02، فاصله اطمينان95% 34.50 تا 2.91 0.001P<‎ (با اين حال، اين عوارض خفيف و قابل‌تحمل بودند. شايان ذكر است كه در طول مطالعه هيچ‌يك از شركت‌كنندگان از پيگيري خارج نشدند و ميزان ريزش نمونه صفر بود. نتيجه گيري: نيفديپين به‌طور مؤثري شدت درد را كاهش داده و منجر به بهبود كيفيت زندگي و افزايش سطح فعاليت بدني در زنان مبتلا به ديسمنوره اوليه مي‌شود. اين دارو با توجه به ماهيت غيرهورموني خود، مي‌تواند به‌عنوان جايگزيني ايمن براي داروهاي ضدالتهاب غيراستروئيدي (NSAIDs) مطرح شود. با اين حال، بروز بيشتر عوارض جانبي خفيف در گروه دريافت‌كننده نيفديپين، نيازمند پايش باليني دقيق‌تر است. براي تأييد قطعي نقش درماني نيفديپين در عمل باليني، انجام كارآزمايي‌هاي چندمركزي با طراحي مقايسه‌اي در برابر درمان‌هاي استاندارد، ضروري به نظر مي‌رسد. كليد واژه ها: نيفديپين: ديسمنوره اوليه: زنان در سنين باروري: درد لگني ، قاعدگي دردناك :كارآزمايي باليني،تصادفي سازي
  • شماره ركورد
    235787
  • شهر محل تحصيل
    انشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • استاد راهنما
    زينب همتي، يوسف مرادي