• عنوان

    بررسي اثر درماني اسانس گياه كرفس كوهي بر ليشمانيازيس جلدي در موش آزمايشگاهي

  • تاريخ دفاع
    3/5/2025 12:00:00 AM
  • كليدواژه فارسي

    كلمات كليدي: ليشمانيا ماژور، ليشمانيوز جلدي، اسانس، كرفس كوهي، ترميم زخم.

  • چكيده
    ليشمانيوز جلدي به عنوان شايع‌ترين شكل بيماري ليشمانيوز، يك معضل بهداشتي در مناطق گرمسيري و نيمه‌گرمسيري جهان به شمار مي‌آيد كه سالانه ميليون‌ها نفر را مبتلا مي‌كند. با وجود شيوع گسترده اين بيماري، درمان‌هاي رايج نظير تركيبات آنتيموان پنج‌ظرفيتي با چالش‌هايي از جمله سميت بالا، عوارض جانبي شديد، هزينه‌هاي درماني و مقاومت دارويي مواجه‌اند. اين محدوديت‌ها جستجوي جايگزين‌هاي ايمن‌تر و كارآمدتر، به ويژه تركيبات گياهي را به يك ضرورت تبديل كرده است. گياه كرفس كوهي به دليل دارا بودن تركيبات فعالي نظير فتاليدها و فلاونوئيدها، در مطالعات برون‌تني اثرات ضد انگلي اميدواركننده‌اي عليه گونه‌هاي ليشمانيا نشان داده است. مطالعه حاضر با هدف ارزيابي اثرات اسانس كرفس كوهي بر بهبود زخم‌هاي ليشمانيوز جلدي در موش‌هاي آزمايشگاهي و مقايسه آن با داروي استاندارد گلوكانتيم انجام شد. در اين پژوهش تجربي، 30 موش نژاد BALB/c كه به انگل "ليشمانيا ماژور" آلوده شده بودند، در پنج گروه تقسيم شدند: گروه كنترل منفي (بدون درمان)، كنترل مثبت (درمان با گلوكانتيم)، و سه گروه تحت درمان با غلظت‌هاي 25، 50 و 100 ميكروگرم در ميلي ليتر اسانس كرفس كوهي. اندازه‌گيري قطر زخم‌ها در روزهاي صفر (شروع درمان)، دهم و بيستم با كوليس انجام شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌هاي ANOVA يكطرفه و توكي تحليل گرديد. همچنين ارزيابي هيستوپاتولوژيك نمونه‌هاي بافتي نيز با رنگ‌آميزي هماتوكسيلين-ائوزين در روزهاي دهم و بيستم صورت گرفت. نتايج نشان داد كه ميانگين اندازه زخم‌ها در روز صفر در بين گروه هاي مختلف اختلاف معنا داري نداشت. در روز دهم، تنها گروه گلوكانتيم كاهش معناداري در اندازه زخم نشان داد (001/0 ‎> p-value)، در حالي كه در گروه‌هاي تحت درمان با اسانس، اندازه زخم نسبت به روز صفر افزايش يافت. با اين حال، در روز بيستم، تمام گروه‌هاي دريافت‌كننده اسانس (حتي با كمترين غلظت) بهبودي قابل توجهي داشتند. بيشترين اثر درماني در غلظت 100 ميكروگرم در ميلي ليتر مشاهده شد (ميانگين زخم: 66/0 ± 01/8 ميليمتر مربع)، هرچند اين اثر همچنان از گلوكانتيم (63/0 ± 80/5 ميليمتر مربع) ضعيف‌تر بود (001/0 ‎> p-value). بررسي هيستوپاتولوژيك در روز دهم نشان‌دهنده التهاب شديد، تخريب اپيدرم و حضور سلول‌هاي التهابي در گروه‌هاي اسانس بود، در حالي كه گروه گلوكانتيم كاهش التهاب و آغاز بازسازي بافت (تشكيل فيبروبلاست‌ها و فوليكول‌هاي مو) را نشان داد. تا روز بيستم، در گروه‌هاي اسانس كاهش نسبي پرخوني و التهاب مشاهده شد، اما علائمي مانند جدايي اپيدرم از درم و تخريب كلاژن باقي ماند. در مقابل، گروه گلوكانتيم بهبود ساختاري كامل‌تري شامل آرايش منظم كلاژن، تشكيل غدد چربي و بازسازي اپيدرم را تجربه كرد. نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد كه اسانس كرفس كوهي در غلظت‌هاي بالا (به‌ويژه 100 ميكروگرم در ميلي ليتر) توانسته است روند بهبود زخم‌هاي ليشمانيوز جلدي را در موش‌ها تسريع كند، اما اثربخشي آن از گلوكانتيم كمتر بوده است. به نظر مي‌رسد اثرات ضدالتهابي و ضدانگلي اين اسانس پس از ده روز آغاز مي‌شود و با افزايش غلظت، بهبودي باليني و هيستولوژيك را تقويت مي‌كند. با اين حال، تأخير در شروع اثر درماني و نياز به غلظت‌هاي بالا، لزوم بهينه‌سازي فرمولاسيون يا تركيب با داروهاي ديگر را براي افزايش كارايي پيشنهاد مي‌كند.
  • شماره ركورد
    236168
  • دانشگاه
    دانشگاه اردكان
  • استاد راهنما
    مروتي شريف آباد مجيد Morovati Sharifabad Majid , احمدي امين Ahmadi Amin