عنوان
رويكرد نظريه بازي در تجزيه و تحليل مسئله سرمايهگذاري با لحاظ پايداري و اعتماد در توليد كالاي راهبردي: مطالعه موردي صنعت فولاد كشور چين
نويسنده اصلي
بابايي، مريم
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
مهندسي صنايع
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
باتوجه به گرايش كشورها به سمت توليد پاك، توجه به پايداري زيستمحيطي همزمان با توسعه صنايع راهبردي بيشازپيش موردتوجه محققان قرار گرفته است. بنابراين، در اين رساله سعي بر آن است تا مدلهاي تصميمگيري دولت براي حمايت از توليد كالاهاي راهبردي در چارچوب سيستم يارانه-ماليات با بهره گيري از نظريه بازي بررسي شوند. علاوه براين، تجزيه و تحليل توليد كالاي راهبردي توسط توليدكننده خصوصي در قالب فرآيند توليد غيرسبز و سبز مورد مطالعه قرار ميگيرد و استراتژيهاي مختلف دولت براي ورود توليدكننده خصوصي به بازار ارزيابي ميشود. از سوي ديگر، اعتماد سرمايهگذاران يكي از مهمترين مسائل در توليد كالاي راهبردي است و دولتها نقش بسزايي در مديريت آن دارند. آنها ميتوانند از سرمايهگذاران خصوصي حمايتهاي مالي و غيرمالي ارائه دهند و با توجه به تنوع اين حمايتها، ارائه آنها را به نمايندگان خود محول كنند. همچنين دولت¬ها مي¬توانند با تدوين راهكارهاي نظارتي مناسب، كنترل لازم بر ارائه حمايتهاي غيرمالي به توليدكنندگان خصوصي را در نظر بگيرند. ميزان حمايت مالي و كيفيت حمايتهاي غيرمالي ميتواند تأثيرات قابلتوجهي بر سود اعضاي زنجيره تأمين داشته باشد. در پژوهش حاضر، با درنظرگرفتن پايداري، مدل جديدي براي تصميمگيري دولت جهت حمايت از توليد كالاهاي راهبردي ارائه شده و براي اولينبار با استفاده از رويكرد استكلبرگ، تأثير استراتژيها و اهداف دولت بر سود توليدكنندگان مدلسازي مي¬شود. همچنين با توجه به تعاملات پوياي بين توليدكننده و دولت، يك مدل تركيبي با تلفيق رويكردهاي نظريه بازي و سيستم ديناميكي براي ارزيابي تصميم توليدكننده براي ورود به بازار و همچنين نقش تلاش هاي نوآوري توليدكننده و تلاش هاي حاكميتي دولت بر سود عوامل ارائه ميشود. دادههاي اين پژوهش بر اساس مطالعه موردي كشور چين براي تشريح مسائل، اعتبارسنجي و ارائه نتايج و پيشنهادات مديريتي مورداستفاده قرار ميگيرند. بر پايه نتايج حاصل شده از حل مسائل رساله حاضر، توليدكننده خصوصي با سرمايهگذاري در صنعت سبز سود بيشتري نسبت به حالت سرمايهگذاري غيرسبز به دست ميآورد. همچنين باتوجهبه افزايش حجم توليد كالاي راهبردي، صرفهجويي حاصل از اشتغال¬زايي در حالت سبز بيشتر از حالت غير سبز است. از طرف ديگر، اگر دولت استراتژي منع ورود يا تشويق ورود غيرشرطي را باهدف كاهش هزينه انتخاب كند، به هدف كاهش هزينه دست پيدا كرده و به طور همزمان آلودگي زيستمحيطي نيز كنترل ميشود. علاوه براين، اگر دولت سياست نظارتي را انتخاب كند، به طور كلي درآمد توليدكننده خصوصي نسبت به سياست غير نظارتي افزايش مييابد. همچنين صرفنظر از نظارت يا عدم نظارت، بهطوركلي در فرآيند سبز، توليدكننده خصوصي سود بيشتري در مقايسه با فرآيند غيرسبز به دست ميآورد. نتيجه كليدي ديگر اينكه با وارد كردن نظارت دولت و لحاظ اعتماد توليدكننده خصوصي، جمعا به خروجي بهتري مي توان دست يافت. نتايج شبيهسازي مدل نشان ميدهد كه با مديريت مؤثر تلاشهاي نوآوري توليدكننده و تلاش حاكميتي دولت، سود بازيگران پس از ورود توليدكننده به بازار افزايش مييابد.
شماره ركورد
236797
گرايش رشته تحصيلي
صنايع
دانشكده
مهندسي صنايع و سيستم ها
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان