• عنوان

    نقش ميانجي هويت جنسي در ارتباط بين سندرم پيش از قاعدگي، نگرش نسبت به زنان و نگرش به فرزند آوري در زنان متاهل بدون فرزند

  • تاريخ دفاع
    9/23/2025 12:00:00 AM
  • كليدواژه فارسي

    سندرم پيش از قاعدگي , هويت جنسي , نگرش به زنان , نگرش به فرزندآوري

  • چكيده
    كاهش 70٪ نرخ باروري طي دهه اخير، همراه با كاهش تمايل به فرزندآوري و تأخير در ازدواج، تأثيرات قابل‌توجهي بر تركيب جمعيتي و ساختار اجتماعي داشته كه ضرورت بررسي عوامل مؤثر بر اين روند را برجسته مي‌كند. سندرم پيش از قاعدگي نه‌تنها تجربه‌اي زيستي بلكه پديده‌اي روان‌اجتماعي است كه مي‌تواند نگرش زنان را نسبت به نقش‌هاي جنسيتي و تصميم‌گيري‌هاي باروري تحت‌تأثير قرار دهد. پژوهش حاضر باهدف بررسي ارتباط سندرم پيش از قاعدگي با نگرش نسبت به زنان و نگرش به فرزندآوري در زنان متأهل بدون فرزند، با تأكيد بر نقش ميانجي هويت جنسي انجام شد. اين مطالعه از نوع توصيفي - همبستگي و مبتني بر مدل‌يابي معادلات ساختاري بود. جامعة آماري شامل زنان دانشجوي متأهل و بدون فرزند در دانشگاه‌هاي استان يزد طي سال تحصيلي 1403-1404 بود كه از ميان آن‌ها 295 نفر به روش نمونه‌گيري در‌دسترس انتخاب شدند. ابزارهاي پژوهش شامل پرسش‌نامة غربالگري علائم پيش از قاعدگي (اشتاينر و همكاران، 2003)، پرسش‌نامة هويت جنسيتي/ملال جنسيتي (دئوگراسياس و همكاران، 2007)، پرسش‌نامة نگرش نسبت به باروري و فرزندآوري (سودربرگ و همكاران، 2013)، و پرسش‌نامة نگرش به زنان (اسپنس و همكاران، 1973) بود. تحليل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازي معادلات ساختاري (SEM) و تحليل مسير با نرم‌افزار SPSS نسخه 23و AMOS نسخه22 انجام شد. نتايج نشان مي‌دهد سندرم پيش از قاعدگي با هويت جنسي رابطه منفي و معني‌داري دارد (01/0‎> p، 24/0- =r)؛ زناني كه علائم شديدتري را تجربه مي‌كنند، تمايل كمتري به پذيرش هويت زنانه دارند همچنين PMS با نگرش نسبت به زنان رابطه مثبت و معناداري دارد ((p<‎0.05, (r=0.19). ؛ نمرة بالا در نگرش به زنان بيانگر ديدگاه‌هاي مدرن و برابري‌طلبانه است، درحالي‌كه نمرة پايين نشان‌دهندة گرايش به سنت‌گرايي است؛ بنابراين، افزايش شدت علائم PMS موجب فاصله‌گيري زنان از نگرش‌هاي سنتي و گرايش به ديدگاه‌هاي مدرن شده است. از سويي PMS با نگرش به فرزندآوري رابطه‌اي منفي دارد ((p<‎0/05, (r=-0/136)؛ زناني كه علائم شديدتري از PMS را تجربه مي‌كنند، رويكردي محتاطانه‌تر نسبت به فرزندآوري دارند. يافتة ديگر نشان داد كه هويت جنسي تأثير منفي و معناداري بر نگرش نسبت به زنان دارد(01/0‎> p، 15/0-=r)؛ زناني كه هويت زنانه را بيشتر پذيرفته‌اند، نگرش سنتي‌تري نسبت به نقش‌هاي جنسي دارند. همچنين، هويت جنسي تأثير مثبت و معناداري بر نگرش به فرزندآوري در زنان متأهل بدون فرزند دارد ((p<‎0/01, (r=0/28)؛ يعني هرچه هويت زنانه باشد نگرش به فرزندآوري مثبت‌تر است؛ بنابراين نقش ميانجي هويت جنسي در هر دو مسير ارتباطي تأييد شد؛ به‌گونه‌اي كه تجربة علائم پيش از قاعدگي از طريق بازتعريف هويت جنسي، نگرش زنان را نسبت به نقش‌هاي اجتماعي و تصميم‌گيري‌هاي باروري تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. از اين يافته‌ها نشان مي‌دهند كه سندرم پيش از قاعدگي نه‌تنها بر تجربه‌ي جسمي و رواني زنان تأثير مي‌گذارد، بلكه مي‌تواند به‌واسطه‌ي بازتعريف هويت جنسي، نگرش آنان را نسبت به نقش‌هاي جنسيتي و فرزندآوري دگرگون سازد. زناني كه علائم شديدتري را تجربه مي‌كنند، بيشتر به سمت ديدگاه‌هاي مدرن و برابري‌طلبانه گرايش دارند و در تصميم‌گيري‌هاي باروري محتاط‌تر عمل مي‌كنند. اين نتايج اهميت توجه به تجربه‌ي زيسته‌ي زنان در سياست‌گذاري‌هاي جمعيتي و سلامت باروري را برجسته مي‌سازد و نشان مي‌دهد كه مداخلات روان‌اجتماعي مي‌توانند نقش مؤثري در ارتقاي سلامت و تصميم‌گيري آگاهانه زنان ايفا كنند. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه تجربة علائم پيش از قاعدگي مي‌تواند از طريق بازتعريف هويت جنسي بر نگرش‌هاي زنان و فرزندآوري تأثير بگذارد. واژه‌هاي كليدي: سندرم پيش از قاعدگي؛ هويت جنسيتي؛ نگرش به زنان؛ نگرش به فرزندآوري
  • شماره ركورد
    237108
  • دانشگاه
    دانشگاه اردكان
  • استاد راهنما
    رضاپور مير صالح ياسر Rezapour Mirsaleh Yaser