• عنوان

    بررسي آگاهي، نگرش و باور بيماران قلبي در مورد حمله قلبي در بخش¬هاي اورژانس بيمارستان¬هاي ناصريه عراق در سال 2025

  • نويسنده اصلي

    عبدالحسين قاسم الحسن، ضفاف

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پرستاري اورژانس
  • چكيده
    زمينه و هدف: بيماري‌هاي قلبي عروقي از جمله حمله فلبي از مهم‌ترين علل مرگ‌ومير در سراسر جهان و به‌ويژه در عراق است كه نيازمند مراجعه و پيگيري سريع مي باشد. آگاهي بيماران از علائم هشداردهنده، نگرش آنان نسبت به رفتارهاي محافظتي و باورهايشان درباره علل و پيشگيري از حمله قلبي نقش تعيين‌كننده‌اي در كاهش مرگ‌ومير دارد. با توجه به اهميت موضوع و مطالعات محدود در عراق و به‌ويژه در شهر ناصريه، پژوهش حاضر با هدف تعيين سطح دانش، نگرش و باور بيماران قلبي در مورد حمله قلبي در بخش‌هاي اورژانس بيمارستان‌هاي ناصريه در سال 2025 انجام شد. روش پژوهش: اين مطالعه مقطعي روي 182 بيمار مبتلا به سندرم حاد كرونري بستري در بخش¬هاي اورژانس بيمارستان-هاي مركز قلب، الحسين و التوريك در شهر ناصريه عراق در سال 2025 انجام شد. معيارهاي ورود به مطالعه شامل تمايل فرد به ‌شركت در مطالعه و اخذ رضايت كتبي آگاهانه، سن بالاتر از 18 سال، آگاهي كامل به زمان، مكان و شخص، وضعيت پايدار هموديناميك و حال عمومي بيمار به¬گونه¬اي كه بيمار توانايي تمركز و پاسخگويي به سوالات را داشته باشد، تشخيص پزشكي سندرم حاد كرونري در پرونده بيمار، عدم تحصيل يا اشتغال در رشته‌هاي مراقبتي بهداشتي، توانايي صحبت و درك زبان عربي بود. معيار خروج تكميل ناقص پرسشنامه بود. روش نمونه گيري سهميه اي در دسترس براي انتخاب بيماران سندرم كرونري حاد واجد شرايط جهت ورود به مطالعه استفاده شد. داده¬ها به صورت خودگزارش دهي با فرم اطلاعات دموگرافيك و پرسشنامه دانش، نگرش و باور بيماران قلبي در مورد حمله قلبي جمع آوري شد. داده¬ها در نرم افزار STATA نسخه 17 ثبت و آناليز شد. تجزيه و تحليل دادهها با استفاده از آزمونهاي آماري من¬ويتني، كروسكال¬واليس و همبستگي اسپيرمن انجام شد. همچنين، براي بررسي نقش متغيرهاي دموگرافيك در پيش‌بيني نمرات دانش، نگرش و باور بيماران در مورد حمله قلبي از رگرسيون خطي چندگانه استفاده شد. سطح معني داري 05/0 در نظر گرفته شد. يافته ها: ميانگين سن بيماران شركت كننده در مطالعه 44/15 ± 88/51 سال و ميانگين مدت زمان تشخيص بيماري قلبي آنها 83/1 ± 88/2 سال بود. نمره دانش بيماران شركت كننده در مطالعه در مورد حمله قلبي 72/4 ± 60/17 از دامنه (0-26)، نمره نگرش بيماران در مورد حمله قلبي 56/3 ±09/8 از دامنه (20-5) و نمره باور بيماران در مورد حمله قلبي 76/38±2/14 از دامنه (8-32) بود. به¬بيان ديگر، دانش (حدود دو سوم نمره) در حد متوسط و نگرش و باور (كمتر از نيمي از نمره) پايين بود نتايج همبستگي اسپيرمن نشان داد كه بين نگرش و باور بيماران نسبت به حمله قلبي همبستگي مثبت و معنادار وجود داشت (001/0=p و 446/0= r). همچنين رگرسيون خطي چندگانه نشان داد كه محل سكونت، وضعيت تأهل و مصرف سيگار بيماران با ميزان دانش آنها ارتباط معني¬دار داشت. همچنين شغل و چكاپ پزشكي اخير بيماران با ميزان نگرش آنها در مورد حمله قلبي ارتباط معني¬دار داشت. بين ميزان مصرف غذاي سالم و باور بيماران در مورد حمله قلبي ارتباط معني‌دار وجود داشت (05/0p<‎). نتيجه گيري: با توجه به نمرات به دست آمده نتايج پژوهش نشان داد بيماران قلبي از نظر دانش، نگرش و باور نسبت به حمله قلبي در سطح مطلوبي قرار ندارند. اين نتيجه حاكي از شكاف بين دانش و عمل است. لذا سياستگزاران بايد تدابيري در راستاي ارتقاء سطح دانش عموم مردم و پر كردن شكاف بين دانش و عمل بينديشند. همچنين همبستگي مثبت بين نگرش و باور بيانگر اهميت توجه همزمان به اين دو سازه است. در مجموع، بكارگيري مداخلات آموزشي و آگاهي‌بخشي هدفمند به‌ويژه در گروه‌هاي پرخطر مانند افراد سيگاري، فاقد چكاپ اخير، سطوح تحصيلي پايين و بيكار در راستاي بهبود نگرش و باور بيماران پيشنهاد مي‌شود. كلمات كليدي: حمله قلبي، دانش، نگرش، باور، اورژانس
  • شماره ركورد
    237232
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پرستاري
  • دانشكده
    پرستاري مامايي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • استاد راهنما
    پروين محمودي