عنوان
طراحي و ساخت حسگر زيستي بر پايه كربن جهت تشخيص زودهنگام بيماري ام اس
نويسنده اصلي
عمو، مريم
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
فناوري نانو
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
در حال حاضر بيماري¬ مولتيپل اسكلروزيس (ام اس) يكي از مهمترين بيماري¬هاي مختل كننده¬ي زندگي بيمار به شمارد. روش¬هاي تشخيص رايج اين بيماري ديرهنگام و تهاجمي هستند. استفاده از زيست¬نشانگر سلولهاي CD8+T كه در مراحل اوليه در خون و مايع مغزي-نخاعي آزاد مي¬شوند، سرعت تشخيص بيماري را افزايش مي¬دهد و امكان آغاز زودهنگام اقدامات پيشگيرانه براي جلوگيري از پيشرفت بيماري را فراهم مي كند. در بيماري ام اس، سلولهاي CD8+T در اطراف غلاف ميلين سلول عصبي افزايش يافته، به آن حمله كرده و در نهايت موجب آسيب آن مي شوند. حسگرهاي تشخيص CD8+T بر پايه فلوسايتومتري و اليزا هستند وگزارش¬هاي بسيار محدودي درباره استفاده از روش هاي الكتروشيميايي براي اين منظور وجود دارد. البته روش الكتروشيميايي نسبت به ساير روش¬هاي فوق در دسترس¬تر و كم¬هزينه¬تر است. هدف از پژوهش حاضر، ساخت و مشخصه يابي حسگر تشخيص سلولهاي CD8+T است. در اين پژوهش، طراحي و ساخت حسگر الكتروشيميايي براي شناسايي CD8+T انجام شد. روش الكتروشيميايي روشي نسبتا دقيق، ساده، كاربردي، مقرون به صرفه و كاربرپسند مي¬باشد. پس از انتخاب مواد اوليه، روش لايه نشاني الكترود بررسي شد. زير لايه نانوكامپوزيتي گرافن اكسيد كاهش يافته و پلي پيرول به روش الكتروشيميايي ولتامتري چرخهاي سنتز گرديد. سپس الكترود تهيه شده توسط آزمون¬هاي طيف سنجي امپدانس الكتروشيميايي، رامان، طيف زير قرمز، آزمون ترشوندگي و آناليز ميكروسكوپي مورد ارزيابي قرار گرفت. رفتار حسگري الكترود در حضور سلولهاي CD8+T با غلظت¬هاي متفاوت از طريق آزمون طيف سنجي امپدانس الكتروشيميايي و ولتامتري پالسي تفاضلي، بررسي شد. نتايج ميكروسكوپي الكتروني روبشي نشان داد كه حسگر ساخته شده داراي يكنواختترين تركيب نانوكامپوزيتي است كه شامل پلي پيرولهاي گل كلمي شكل و صفحات گرافن اكسيد كاهش يافته است. همچنين، اين نانوكامپوزيت در مقايسه با نمونه هاي تهيه شده به روشهاي الكتروفورتيك، قطره چكاني و پوشش دهي چرخهاي، بيشترين گروه هاي عاملي را دارد. از طرفي تعداد لايه نشاني بهينهي به دست آمدهي نانوكامپوزيت داراي مقدار زيادي گروه كربوكسيل است كه براي اتصال به پايانهي نيتروژني آنتي بادي CD8 نياز است و ميتواند مقدار زيادي از آنتي بادي را به سطح الكترود متصل كند. مطابق نتايج، توانايي انتقال بار الكتريكي حسگر به طور قابل توجهي افزايش يافته و مقاومت انتقال بار SPEاز 1948 اهم بر سانتي متر مربع به مقدار 03/11 اهم بر سانتي متر مربع در حسگر ساخته شده كاهش يافته است. در فاز دوم، الكترود تحت آماده سازي نهايي-به ويژه با لايه نشاني آنتي بادي براي ارزيابيهاي حسگري- قرار گرفت. مقدار ثابت اتصال بهدستآمده، معادل 14/0K = ، نشاندهنده وجود پيوندي با قدرت متوسط تا قوي ميان سلولهاي CD8⁺ T و آنتيبادي تثبيتشده بر سطح الكترود است. حد تشخيص حسگر با روش امپدانس الكتروشيميايي 14 سلول بر ميلي ليتر و با روش ولتامتري پالسي برابر با 22 سلول بر ميلي ليتر به دست آمد. حسگر در غلظتي حدود 500 سلول بر ميلي ليتر به ناحيه اشباع عملكرد فاراديك وارد ميشود و از آن نقطه به بعد، پاسخ سامانه وارد ناحيه غيرفاراديك ميگردد. همچنين در غلظتي حدود 2000 سلول بر ميلي ليتر، افزايش قابل توجهي Rct در مقاومت مشاهده ميشود و در حدود 10000سلول بر ميلي ليتر، نشانههاي ورود به ناحيه اشباع قابل رؤيت است. حساسيت حسگر در محدوده فاراديك mL2cm.Ω 313/0= m به دست آمد. نرخ بازيابي برابر با ٪ 5/97 نسبت به فلوسايتومتري گزارش گرديد. گزينش¬پذيري حسگر ساخته شده در برابر زيست نشانگرهاي CD19، CD4 و CD20 بررسي شد كه با مقدار 05/0< P انتخاب پذيري مناسب حسگر را تاييد كرد. در نتيجه پيوندهاي مولكولي، پديدهي تونلزني كوانتومي، تعاملات الكترواستاتيكي و تغييرات چگالي الكتروني بهطور افزايشي عملكرد نانوكامپوزيتهاي Ppy/rGO را بهبود ميبخشند كه منجر به عملكرد مناسب در كاربردهاي حسگري ميشود.
شماره ركورد
237254
گرايش رشته تحصيلي
نانو مواد
دانشكده
مهندسي مواد
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان