• عنوان

    ارزيابي تبار‌شناسي و آشيان بوم‌شناختي پروانه‌هاي امپراتور (Thaleropsis ionia و Euapatura mirza) در ايران

  • نويسنده اصلي

    شاهيني شمس آبادي، سارا

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    علوم و مهندسي محيط زيست
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    در اين پژوهش، دو گونه كمتر شناخته‌شده پروانه‌هاي امپراتور ايران، Euapatura mirza وThaleropsis ionia از خانواده Nymphalidae و زيرخانوادهApaturinae، با رويكردي تلفيقي شامل تبارشناسي مولكولي و مدل‌سازي آشيان اكولوژيكي مورد بررسي قرار گرفتند. هدف اصلي مطالعه، تعيين جايگاه تبارشناسي اين گونه‌ها، ارزيابي توان مدل‌هاي پراكنش گونه‌اي در پيش‌بيني محدوده زيستگاهي آن‌ها و بررسي رابطه اكولوژيكي پروانه‌ها با گياهان ميزبانشان بود. در بخش تبارشناسي، از يك ژن ميتوكندريايي CO1 و دو ژن هسته‌اي EF-1α و WGL استفاده شد. بازسازي درخت تبارزايي با روش Maximum Likelihood در نرم‌افزار IQ-TREE و با استفاده از توالي‌هاي به‌دست‌آمده از اين تحقيق به همراه داده‌هاي موجود در بانك ژن براي ساير جنس‌هاي زيرخانواده Apaturinae انجام شد. نتايج تبارشناسي براي نخستين بار جايگاه دو گونه امپراتور ايران را در اين زيرخانواده مشخص كرد. بر اين اساس، جنس Dilipa با پشتيباني آماري بالا (99 درصد) نزديك‌ترين خويشاوند تكاملي براي T. ionia شناسايي شد. در مقابل، براي E. mirza، جنس Helcyra به‌عنوان نزديك‌ترين خويشاوند معرفي شد، هرچند پشتيباني آماري اين رابطه كمتر از 60 درصد بود. اين ناپايداري به‌عنوان بازتابي از تاريخچه تكاملي پيچيده زيرخانواده Apaturinae تفسير شد و نه ضعف داده‌ها، و نشان‌دهنده نياز به استفاده از نشانگرهاي بيشتر يا داده‌هاي ژنومي در مطالعات آينده است. در بخش اكولوژيكي، مدل‌سازي آشيان بالقوه گونه‌هاي پروانه و گياهان ميزبان آن‌ها، Celtis caucasica و Celtis australis، با استفاده از الگوريتم Maxent و بسته kuenm در محيط آماري R انجام گرفت. نتايج نشان داد كه تمامي مدل‌ها از دقت بالايي برخوردارند. همچنين همپوشاني بالايي در پراكنش بالقوه گونه‌ها مشاهده شد، اما تحليل آشيان اكولوژيكي بالفعل بر پايه روش PCA-env در بسته Ecospat نشان داد كه آشيان اقليمي پروانه‌ها تنها بخش كوچكي از فضاي اقليمي بالقوه گياهان ميزبان را اشغال مي‌كند. مقادير پايين شاخص‌هاي همپوشاني و نتايج غيرمعني‌دار آزمون‌هاي يكنواختي و مشابهت بيانگر آن بود كه گونه‌ها در آشيان اكولوژيكي واقعي كاملاً از يكديگر منفك هستند و مدل‌سازي Maxent توانايي پيش‌بيني دقيق پراكنش واقعي آن‌ها را ندارد.در مجموع، اين پژوهش نشان مي‌دهد كه تركيب تبارشناسي چندژني و تحليل آشيان اكولوژيكي مي‌تواند درك دقيق‌تري از تاريخچه تكاملي، تخصص‌گرايي اكولوژيكي و محدوديت‌هاي پراكنش گونه‌هاي نادر فراهم كند.
  • شماره ركورد
    237328
  • گرايش رشته تحصيلي
    مديريت و حفاظت تنوع زيستي
  • دانشكده
    مهندسي منابع طبيعي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان