• عنوان

    بررسي اثر القاي مقاومت گياهي در گياه گوجه‌فرنگي با پيپرونيليك اسيد بر پارامترهاي جدول زندگي- باروري سفيدبالك‌گلخانه و پاسخ جمعيتي زنبور پارازيتوئيد آن Encarsia formosa

  • نويسنده اصلي

    مهديه نجف آبادي، مريم

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي كشاورزي- گياه پزشكي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    به‌كارگيري القاگرهاي مقاومت گياهي، از جديدترين رويكردها در مديريت تلفيقي آفات به شمار مي‌آيد و با فعال‌سازي مكانيسم‌هاي دفاعي در گياه، بدون نياز به مصرف گسترده آفت‌كش‌هاي شيميايي، پايداري زيست‌بوم‌هاي كشاورزي را افزايش مي‌دهد. در اين پژوهش، تاثير تيمار گياه گوجه‌فرنگي (Solanum lycopersicum) با پيپرونيليك‌اسيد بر ويژگي‌هاي زيستي، رفتاري و ريخت‌شناسي سفيدبالك‌گلخانه (Trialeurodes vaporariorum) و زنبور پارازيتوئيد آن (Encarsia formosa)، بررسي گرديد. تيمار گياهان گوجه‌فرنگي با محلول پيپرونيليك اسيد 1000 ميكرومولار، موجب بهبود ويژگي‌هاي ريخت شناسي و رشد گياه شد ولي غلظت فنول كل در برگ‌ها تغييري نكرد. تجزيه و تحليل جدول زندگي- باروري دو جنسي سفيدبالك‌گلخانه، نشان داد كه تيمار مورد بررسي، موجب كاهش معني‌دار شاخص‌هاي جمعيتي اين آفت شده‌است. بر اساس نتايج، شاخص‌هاي نرخ زنده‌ماني قبل از بلوغ (sa)، باروري (F) و نرخ ذاتي افزايش جمعيت (r) به‌ترتيب حدود 30، 87 و 67 درصد كاهش يافتند، در حالي كه مدت زمان دو برابر شدن جمعيت (DT) در جمعيت تيمارشده، حدود 196درصد (3 برابر) افزايش نشان داد. اين نتايج، بيانگر افت چشمگير شايستگي زيستي و توان تكثير آفت هستند كه احتمالاً ناشي از افت ارزش تغذيه‌اي ميزبان و افزايش تركيبات بازدارنده گياهي بوده‌است. جهت حصول اطمينان از اثر اين تركيب بر القاي مقاومت، آزمون‌هاي سميت حاد و مزمن روي سفيدبالك‌گلخانه، در شرايط كنترل‌شده‌ي گلخانه‌اي اجرا گرديد. نتايج اين آزمايش‌ها نشان داد كه كاربرد مستقيم پيپرونيليك‌اسيد روي سفيدبالك‌گلخانه، اثر معني داري بر بقا و باروري اين گونه، ندارد. در مقابل، ارزيابي جدول زندگي- باروري زنبور پارازيتوئيد E. formosa رشد يافته روي سفيدبالك‌هايي كه از گياهان گوجه‌فرنگي تيمار و شاهد، تغذيه كرده‌اند؛ نشان داد كه تيمار مورد بررسي، اثر محدودتري بر شاخص‌هاي جمعيتي اين گونه، داشته است. بر اساس نتايج، شاخص‌ نرخ زنده‌ماني قبل از بلوغ (sa)، بدون تغيير باقي ماند. شاخص‌هاي باروري (F) و نرخ ذاتي افزايش جمعيت (r) به‌ترتيب حدود 35 و 5/9 درصد كاهش معني دار يافتند، در حالي كه مدت زمان دو برابر شدن جمعيت (DT) در جمعيت تيمارشده، حدود 7/5 درصد (1/1 برابر) افزايش نشان داد. اين نتايج بيانگر آن است كه اثر تيمار بر جمعيت زنبور، عمدتاً از طريق كاهش توان توليدمثلي اعمال شده و تاثير آن بر بقا و پويايي كلي جمعيت، نسبتا اندك بوده‌است. افزون بر اين، آزمون‌هاي الفكتومتري نشان دادند كه زنبورهاي پارازيتوئيد تيمارشده، توان جست‌وجوي ميزبان خود را حفظ كرده‌اند. بر اساس نتايج، زنبورها در مواجهه با پيپرونيليك‌اسيد، در مدت زمان معني‌دار كمتري نسبت به شاهد، به سمت منبع بو حركت كردند. با اين حال، توزيع انتخاب زنبورها بين تيمار و شاهد تفاوت آماري معني‌داري نشان نداد، به‌طوري‌كه 63 درصد از پاسخ‌ها به سمت تيمار و 37 درصد به سمت شاهد ثبت شد. به‌طور كلي، يافته‌هاي اين پژوهش حاكي از آن است كه پيپرونيليك‌اسيد بدون ايجاد اثرات كشندگي يا زير كشندگي مستقيم بر حشرات، با القاي مقاومت در گياه ميزبان، موجب كاهش چشمگير ظرفيت رشد جمعيت سفيدبالك‌گلخانه و در عين حال حفظ كارايي دشمن طبيعي آن مي‌شود. ازاين‌رو، اين تركيب، مي‌تواند به‌عنوان القاگر زيست‌پايه‌، جهت استفاده در برنامه‌هاي مديريت تلفيقي آفات (IPM)، مورد بررسي‌هاي دقيق تر مزرعه‌اي قرار گيرد.
  • شماره ركورد
    237369
  • گرايش رشته تحصيلي
    حشره شناسي كشاورزي
  • دانشكده
    مهندسي كشاورزي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان