عنوان
توسعه يك سيستم پشتيبان تصميمگيري براي حفاظت از هوبره آسيايي (Chlamydotis macqueenii) از طريق ادغام دادههاي بوم¬شناختي و اجتماعي- اقتصادي
نويسنده اصلي
ميرانزاده مهابادي، ريحانه
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
علوم و مهندسي محيطزيست
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
هوبره آسيايي (من بعد در اين متن هوبره) پرندهاي سازگار با اقليمهاي خشك و نيمهخشك است كه در سالهاي اخير با كاهش قابلتوجه جمعيت در سراسر دامنه پراكنش خود مواجه بوده و در فهرست قرمز IUCN در رده آسيبپذير و در پيوست I كنوانسيون تجارت بينالمللي گونههاي وحشي ثبت شده است. اين پژوهش با هدف توسعه يك چارچوب تلفيقي براي حفاظت از هوبره آسيايي، با ادغام دادههاي بومشناختي، اجتماعي- اقتصادي و مدلهاي پشتيبان تصميمگيري، در چند بخش انجام شد. در بخش بومشناختي، ابتدا تراكم و روابط زيستگاهي اين گونه در مركز ايران با استفاده از نمونهبرداري فاصلهاي چندمتغيره (MCDS) و مدلسازي زيستگاه با روشهاي Random Forest، GAMs و GLMs بررسي شد. در پاييز و زمستان 1401-1402، تعداد 223 بررسي ترانسكت خطي به طول 1٬449 كيلومتر كه محدودهاي برابر با 10٬000 كيلومترمربع را پوشش ميداد، منجر به مشاهده 205 فرد هوبره در 67 گروه شد. مناسبترين مدل MCDS، پوشش سنگريزه را بهعنوان متغير مثبت و ارتفاع پوشش گياهي را بهعنوان متغير منفي شناسايي كرد، هرچند شدت اثر اين متغيرها چندان قوي نبود. اين مدل تراكم هوبره را 53/0 فرد در كيلومترمربع برآورد كرد. اين برآوردها تقريباً مشابه نتايج مدل CDS بود و نشان داد كه افزودن وابستگيهاي زيستگاهي بهتنهايي لزوماً موجب بهبود دقت برآورد نشده است. با اين حال، مدلهاي زيستگاه بهطور مداوم پوشش سنگريزه و ارتفاع پوشش گياهي را بهعنوان مهمترين پيشبينيكنندهها معرفي كردند و بر اهميت بومشناختي اين عوامل در انتخاب زيستگاه هوبره تأكيد داشتند. نتايج اين بخش نشان داد كه كاهش جمعيت هوبره نسبت به برآوردهاي پيشين همچنان ادامه دارد و ضرورت پايش مستمر و مديريت فعال زيستگاه را برجسته ميكند. در بخش دوم، مطلوبيت زيستگاه هوبره آسيايي در مركز ايران با استفاده از مدلهاي مكسنت و بيزين ارزيابي شد. هدف اصلي اين بخش، مقايسه عملكرد مكسنت و يك شبكه بيزين دادهمحور (DD) در پيشبيني مطلوبيت زيستگاه و توسعه يك شبكه بيزين علّت- معلولي (CE) بهعنوان پايهاي براي يك سيستم پشتيبان تصميمگيري (DSS) حفاظتي بود. نتايج نشان داد كه مدل مكسنت با قدرت تفكيك بالا (90/0 AUC=) و مدل شبكه بيزين ديتامحور(DD) با عملكرد بسيار مطلوب (97/0 AUC=)، هر دو فاصله از اراضي كشاورزي و ناهمواري زمين را بهعنوان مهمترين عوامل مؤثر بر مطلوبيت زيستگاه هوبره شناسايي كردند. همچنين، شبكه بيزين علت و معلولي (CE) نشان داد كه تراكم پوشش گياهي، دسترسي غذايي و امنيت زيستگاه مهمترين عوامل تعيينكننده مطلوبيت زيستگاه هستند و تحليل سناريوها بيانگر آن بود كه بهبود همزمان اين مؤلفهها ميتواند احتمال شكلگيري زيستگاههاي مطلوب را بهطور چشمگيري افزايش دهند. در بخش اجتماعي-اقتصادي، عوامل مؤثر بر ميزان تعارض، نگرش نسبت به ارزش زيستمحيطي هوبره و تمايل به همزيستي كشاورزان با اين گونه در فلات مركزي ايران بررسي شد. دادهها از طريق 320 پرسشنامه در استانهاي اصفهان و يزد گردآوري و با استفاده از رگرسيون لجستيك ترتيبي (OLR) و مدل معادلات ساختاري (SEM) تحليل شدند. نتايج نشان داد كه شدت تعارض با هوبره تحت تأثير تعداد پرندگان مشاهدهشده، سن و تجربه خسارت كشاورزان قرار دارد. همچنين، ارزش زيستمحيطي هوبره بيشتر توسط كشاورزاني تأييد شد كه منافع فردي، اجتماعي و فرهنگي اين گونه را مثبت ارزيابي كرده بودند. مدل SEM نشان داد كه احساسات مثبت نقش مهمي در تقويت ملاحظات اخلاقي و افزايش تمايل به همزيستي در هر دو حيطه خصوصي و عمومي دارد، در حالي كه پيامدهاي منفي تأثير معناداري بر كاهش همزيستي نداشتند. بهطور كلي، نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه روند كاهش جمعيت هوبره آسيايي همچنان ادامه دارد و حفاظت مؤثر از اين گونه نيازمند رويكردي تلفيقي و چندبُعدي براي مديريت كيفيت زيستگاه، منابع غذايي، امنيت زيستگاه و تعارض در مجاورت اراضي كشاورزي است. تركيب مدلهاي مختلف، در اين مطالعه، چارچوبي عملي براي طراحي راهبردهاي مديريتي هوشمند، كاهش تعارض انسان- پرنده، مديريت تطبيقي و توسعه سيستمهاي پشتيبان تصميمگيري در حفاظت از هوبره آسيايي و ساير پرندگان زميني در زيستگاههاي باز و كشاورزي ايران فراهم ميكند.
شماره ركورد
238259
گرايش رشته تحصيلي
تنوعزيستي
دانشكده
مهندسي منابع طبيعي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان