• عنوان

    بررسي فراواني سوءتغذيه و برخي عوامل مرتبط با آن در بيماران قلبي بستري در بيمارستان حشمت شهر رشت در سال 1395

  • نويسنده اصلي

    حسن زاده نمين، ميلاد

  • محل تحصيل
    رشت
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه: سوءتغذيه شامل طيف گسترده¬اي از شرايط تغذيه¬اي مختلف شامل اضافه وزن يا كاهش وزن، كمبود مواد مغذي خاص مانند پروتئين، ويتامين و مواد معدني مي¬باشد.اين مشكل بهداشتي بخصوص در بيماران بستري در بيمارستان سبب افزايش ابتلا به عفونت، تاخير در روند بهبودي، طولاني شدن مدت بستري، افزايش هزينه¬هاي بيمارستان و افزايش مرگ و مير مي¬شود. هدف اين مطالعه بررسي فراواني سوءتغذيه و برخي عوامل مرتبط با آن در بيماران قلبي بستري در بيمارستان حشمت شهر رشت در سال 1395 بود. مواد و روش¬ها: در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ مقطعي توصيفي- تحليلي، 430 بيمار بزرگسال مراجعه كننده به بيمارستان حشمت شهر رشت كه جهت اقدامات درماني بيشتر لازم بود بستري شوند با كمك از دو ابزارپرسشنامه MUST و سطح آلبومين سرم براي ارزيابي وضعيت سوتغذيه مورد بررسي قرار گرفتند. ﻣﺸﺨﺼﺎت دﻣﻮﮔﺮاﻓﯿﮏ ﺑﯿﻤﺎران و فاكتورهاي كمي و كيفي از قبيل سطح آلبومين سرم؛ جنس؛‍‍‍ سن؛ ميزان تحصيلات؛ وزن؛ قد؛ نمايه توده بدن؛ مشكلات گوارشي همراه؛ محل زندگي؛ سابقه بستري در 1 سال اخير؛ نوع بيماري قلبي و شغل در اين بيماران ارزيابي شد و بيماران براساس معيارهاي سوءتغذيه در 3 گروهLow Risk ، Medium Risk و High Risk تقسيم شدند. داده¬ﻫﺎي ﺟﻤﻊ¬آوري ﺷﺪه ﺑﺎ ﻧﺮم¬اﻓﺰار آﻣﺎري SPSS-21 و بوﺳﯿﻠﻪ آزﻣﻮن ﮐﺎي اﺳﮑﻮﺋر، در سطح 5/0P< تجزيه و تحليل گرديد. يافته¬ها: ميانگين سني بيماران 67/12±5/63 بود كه 2/60 درصد آنان را مردان تشكيل مي¬دادند. براساس ابزار MUST 86درصد دچار سوءتغذيه خفيف و 7/7 درصد دچار سوءتغذيه متوسط و 3/6 درصد دچار سوءتغذيه شديد بودند. بيشترين تعداد بيماران در بخش قلب مردان (33%) و بيشترين تشخيص بيماري حاد عروق قلبي ۸/۴۸% (ACS) بود. حدود 6/2% از بيماران كاهش وزن بيشتر از 10 كيلو داشتند. فراواني جنسيت در سه گروه بيماران با سوءتغذيهHigh Risk, Medium Risk ,Low Risk از نظر آماري تفاوت معني¬داري نداشت. همچنين، وضعيت سوءتغذيه با ساير متغيرهاي دموگرافيك (وضعيت تاهل، محل زندگي، شغل) ارتباط آماري معني¬داري نداشت 05/0p>. ميانگين وزن بيماران در سه گروه از نظر آماري تفاوت معني¬داري داشت، بطوريكه كمترين وزن در گروه سوءتغذيه شديد گزارش شد، و بيشترين ميانگين وزني در گروه Low Risk (001/0P<) از ميان بيماران داراي سوءتغذيه متوسط و شديد ۴/۲۸% داراي تحصيلات زير ديپلم و ۵/۱۲% داراي مدرك ديپلم و دانشگاهي بودند (3/0P<). ۹/۳۲ درصد از افراد داراي سوءتغذيه متوسط و ۷/۴۱ درصد از افراد داراي سوءتغذيعه شديد سابقه¬ي قبلي بستري در بيمارستان داشتند (000/0P<). بررسي سطح آلبومين سرم بيماران نشان داد كه ۴/۹۷ درصد بيماران آلبومين سرم بالاتر از ۵/۳ ميلي¬گرم در دسي¬ليتر، ۹/۱ درصد آابومين 3-۵/۳ ميلي¬گرم در دسي¬ليتر و 7/0 درصد آلبومين كمتر از 3، ميلي¬گرم در دسي¬ليتر داشتند. ﻧﺘﯿﺠﻪ¬ﮔﯿﺮي: ﻃﺒﻖ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از اﯾﻦ ﻣﻄﺎلعه، ميﺗﻮان اﻇﻬﺎر داﺷﺖﮐﻪ ﺳﻮءﺗﻐﺬﯾﻪ بدو بستري در بيماران قلبي بستري در بيمارستان حشمت ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﻮده ﮐﻪ روند درمان بيماران را ﺗﺤﺖ تأثير ﻗﺮار مي¬دﻫﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﺟﺮاي ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﯾﺎﻓﺘﻪ در ﻣﺮاﮐﺰ درﻣﺎني لازم است ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰان و دست اﻧﺪرﮐﺎران ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎﻧﯽ ﻗﺮار گيرد.
  • شماره ركورد
    29888
  • دانشكده
    دانشكده پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي گيلان
  • استاد مشاور
    سالاري، ارسلان Salari, arsalan , حسندخت، طلوع Hasandokht, Toloe
  • استاد راهنما
    مهدوي روشن، مرجان